دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عرفان و معنویت

No image
عرفان و معنویت

عرفان و معنویت

آقاى صابرى همدانى مى نویسد:

«آخوند ملا على همدانى اهل دعا و ذکر و تهجّد بود و طلاب را هم به تهجّد تشویق مى کرد. و از بزرگان نقل مى کرد: «طلبهاى که در دوران طلبگى نماز شب نخواند، به جایى نخواهد رسید و عاقبت خوبى نخواهد داشت!».

او هر روز «دعاى صباح» را بعد از نماز صبح از حفظ مى خواند و حال خوشى هم داشت. در یکى از مسافرت هایم به همدان، حضور ایشان بودم و صداى دلنشین دعاى صباح ایشان در ما اثر معنوى داشت.

مرحوم آخوند در «عرفان» خیلى تحت تأثیر حکیم هیدجى قرار داشت غالباً نکته هاى عرفانى و معنوى از ایشان نقل مى کرد و چند بیت ترکى از اشعار فلسفى و عرفانى حکیم هیدجى را مى خوانداز جمله:

اولماز اولا گُل تِکان، تِکان گُل *** گر استرن آغلا، استرن گُل

ممکن نیست گل، خار و یا خار، گل شودخواهى گریه کن یا بخند.

وى مى گفت: اوّل مرحله سلوک: «یقظه»([18])است و در توضیح آن، این شعر حافظ را زمزمه مى کرد:

آمد افسوس کنان مغبچهى باده فروش *** گفت: بیدار شو اى رهرو خواب آلوده!([19])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
Powered by TayaCMS