دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فخرفروشی یک صفت شیطانی

فخرفروشی از کم ظرفیتی است.
فخرفروشی یک صفت شیطانی
فخرفروشی یک صفت شیطانی

فخرفروشی یک صفت شیطانی

قال علی (ع): «الإفتِخارُ مِن صغرِ الأقدار» ( میزان الحکمه ، ج9، حدیث 15820، ص63)

یکی از صفات بسیار زشتی که در قرآن و روایات مورد نکوهش قرار گرفته، فخرفروشی است. این صفت، از صفات شیطانی است؛ که از بی‌مقداری و پستی انسان نشأت می‌گیرد.

فخرفروشی این است که انسان به‌واسطه آنچه که آن‌را کمالی برای خود می‌شمارد، مباهات ورزد و خود را برتر از دیگران بشمارد و نسبت به دیگران احساس فخر کند.[1]

خداوند در قرآن می‌فرماید :

«إنّ‌الله لایُحِبُّ کلَّ مُختالٍ فَخُورٍ»[2]

«بدرستی که خداوند هرگز انسان متکبّر و فخرفروش را دوست ندارد.»

شیطان، اوّلین کسی است که فخرفروشی و تکبر ورزید و به‌واسطه همین فخرفروشی و تکبر از بهشت رانده شد. حضرت علی(ع) در نهج البلاغه در وصف شیطان می‌فرماید :

شیطان به آفرینشِ خود بر آدم نازید و به خلقت خود که از آتش است بر او تعصب ورزید. دشمنِ خدا پیشوای تعصّب‌کنندگان است ... پس بندگان خدا، بپرهیزید از اینکه شیطان شما را به بیماری خود مبتلا گرداند.[3]

روزی کفار قریش بر یکدیگر تفاخر و فخرفروشی می‌کردند؛ سلمان فارسی که در آنجا حاضر بود، گفت: اما من از نطفه‌ای خلق شده‌ام و مردار خواهم شد؛ آنگاه که به‌سوی میزان اعمال رفتم، اگر ترازوی عمل من سنگین بود، کریم هستم؛ ولی اگر سبک باشد، پست خواهم بود.[4] سلمان فارسی با این سخن خود می‌خواست به آنها بفهماند که انسانی که آغاز و سرانجام او این است، نباید به‌خاطر امور واهی از قبیل پول، ثروت و ریاست، دچار خود بزرگ‌بینی شود، خود را از دیگران بالاتر بداند و نسبت به دیگران فخرفروشی کند.

    پی نوشت:
  • [1]. نراقی، ملا احمد؛ معراج‌السعاده، تهران، یاسر و دهقان، 1366، ص230.
  • [2]. لقمان / 18.
  • [3]. نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، تهران، علمی و فرهنگی، 1376، چاپ دهم، خطبه 192.
  • [4]. نراقی، ملا احمد؛ معراج‌السعاده، ص230.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
Powered by TayaCMS