دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی علامه محمد صالح حائری ( علامه سمنانی)

No image
فعالیت های سیاسی علامه محمد صالح حائری ( علامه سمنانی)

گوشه اى از مبارزات

حضور علامه سمنانى در بابل هم زمان بود با دوران تسلط بیگانگان از جمله استعمارگر پیر انگلستان بر سرنوشت ملت مسلمان ایران و رواج بى دینى و ابتذال.

از طرفى رضاخان پهلوى، از مخالفان سرسخت اسلام و روحانیت با حمایت دولت انگلستان به سلطنت رسیده بود، و به نام تجددطلبى براى حذف تدریجى اسلام و بیرون راندن تدریجى روحانیان از مناصب و پست هاى دولتى، به ویژه مشاغل با اهمیت قضایى، تلاش مى کرد. زمزمه هاى شوم نبرد با اسلام و احکام نورانى آن از هر سو به گوش مى رسید.

در این حال روحانیان زمان شناس، بدون واهمه از قدرتهاى پوشالى، پا در رکاب مبارزه نهاده و با تهاجم فرهنگى استعمار و اسلام زدایى رضاخانِ مزدور به ستیز برخاستند. علامه سمنانى نیز با مشاهده اوضاع و احوال به حکم وظیفه دینى و صنفى، ساکت ننشست و شجاعانه وارد مبارزه با استعمار و استبداد شد رضا شاه بر پایى مجالس روضه خوانى را ممنوع کرد اما او هم چون گذشته در گرامى داشت یاد شهداى کربلا مجلس به پا مى کرد و با سخنرانى هاى خود به روشنفکرى مى پرداخت. وى در یکى از سخنرانى هاى آتشین خود در مسجد جامع بابل با صراحت گفت: هر کس با قرآن مخالفت کند کافر است اگر چه رضاخان باشد.!

سخنرانى شدید علامه سمنانى در مسجد بابل سبب دستگیرى وى شد. ایشان مدت نه ماه در سیاه چال هاى رژیم شاه، در پایتخت زندانى شد و سپس به سمنان تبعید گردید. بدین ترتیب وى به سمنان گام نهاد و ناگزیر در آن دیار ماندگار شد. در زمانى کوتاه توجه مردم مسلمان سمنان و دانشمندان شهر را به خود جلب کرد. محضر شریف ایشان همواره فیض بخش خاص و عام بود. علاوه بر اقامه نماز جماعت، اغلب صبح ها در مسجد جامع سمنان، حوزه درسى داشت و اکثر طلاب علوم دینى از خارج و داخل، از حوزه درسِ ایشان استفاده مى کردند. افسوس، در زمانى که مى بایست او ده ها و بلکه صدها دانشمند همچون خود و بهتر از خود را تربیت کند، همه وقتش در سمنان به مطالعه و تحقیق و تتبع گذشت.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
Powered by TayaCMS