دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مبارزه با فرقه های انحرافی توسط ملا محمد سعید مازندرانی بارفروشی

No image
مبارزه با فرقه های انحرافی توسط ملا محمد سعید مازندرانی بارفروشی

مبارزه با بدعت بابیت

از بدعت هایی که در قرن سیزدهم به ظهور پیوست، ظهور محمد علی باب در ایران و ادعای بابیت حضرت حجت و پس از آن ادعای امام زمانی و سپس ادعای نبوت و آوردن دین جدید بود. علمای شیعه از جمله سعیدالعلماء در برابر این بدعت ها ایستادند و در برابر تبلیغ گسترده ی مدعیان و پیروان آنان، به مبارزه ی خستگی ناپذیر و نقد عالمانه ی اعتقادات و باورهای آنان پرداختند.

آن جناب مبارزات دامنه داری با فرقه ضاله بابیه و سران آنان ملا حسین بشرویی و قره العین کرد و نگذاشت آنان وارد شهر بابل شوند. در قلعه ای نزدیک بابل آنان را محاصره کرده و نابودشان کرد.[34]

برخی تفصیل مسئله را چنین گزارش کرده اند:

ملامحمد بارفروشی که در میان بابیه به قدوس مشهور است، بعد از ملاقات با سید علی محمد باب در شیراز، در بابل شروع به تبلیغ و ترویج بابیگری کرد.

علمای عصر، مخصوصاً سعیدالعلماء به مبارزه با او و تعالیم بابیگری پرداختند. در مقابل ملا محمد نیز با تبلیغ علنی از بابیت و قیام علیه مخالفان خویش و همراهی برخی با او، به فعالیت خویش ادامه می داد. ورود ملاحسین بشرویه که با 200 نفر از یاران خود به بابل آمده بود، ابعاد جدیدی را ایجاد و فعالیت آنان را تشدید کرد.

سعیدالعلماء با رهبری یک حرکت مردمی از سویی و حمایت حاکمان وقت از سوی دیگر، موجب گردید که بابی ها از شهر بارفروش بیرون رانده شوند و در نزدیکی روستای قراخیل مستقر گردند و آنان با ایجاد قلعه و خندق برای خود استحکاماتی را فراهم ساختند. در نهایت تلاش ها و مبارزات سعیدالعلماء علیه بابیت و نفوذ و تأثیر اجتماعی ایشان، موجب گردید که حکومت وقت با نیروی فراوانی به استحکاماتشان حمله کند و با نابودی سران بابیت و کشته شدن بسیاری از طرفداران شان این غائله را ختم کنند.[35]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
Powered by TayaCMS