دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مبالغه به اعتبار سنگينی عمل

No image
مبالغه به اعتبار سنگينی عمل

صيغه مبالغه براي بيان تکرار و تأکيد و زياده روی در عملي است. صيغه مبالغه مانند عَلاّم به معناي پردانش بر وزن فعال و علامه بر وزن فعاله و مانند آن است.

گاه از صيغه مبالغه به قصدي ديگر استفاده مي شود؛ مثلاً گفته مي شود: جعفر کذّاب؛ اين «کذّاب» بودن و يا «افّاک» بودن بر کسي اطلاق مي شود که هيچ سابقهٴ سوء نداشته ولي اولين بار است که دارد يک حرف مهم مي زند و مردم اين حرف را باور ندارند، اين پردروغ نيست؛ ولي يک حرف سنگين زد و چون مورد باور مردم نيست مي گويند «افّاک» و «کذّاب» است؛ در جريان جعفر «کذّاب» هم همين طور بود!

خداوند بيان مي کند:فَقَالواْ سَاحرٌ كَذَّاب، تکذيب کنندگان گفتند حضرت موسي(ع) ساحر کذاب است. (غافر، آيه 24) با آنکه آن حضرت تازه به ميدان رسالت گام گذاشته بود و نخستين سخنش رسالت خود و دعوت به ايمان توحيدي بود گفتند تو کذابي! اين کذاب دانستن به همان اعتبار سنگين بودن سخن يعني رسول الله بودن و دعوت به توحيد است.

پس انساني که هيچ دروغ نگفته بود و الآن دارد يک حرف مهمي مي زند، چون اين حرف خيلي مهم است و بر ذائقه اينها تحميل مي شود و تلخ است و آن را نمي پذيرند، مردم اين صادق و صدوق و امين را «کذّاب» مي گويند، البته نه به اعتبار اينکه او پردروغ بوده و سابقه دروغگويي و مانند آن دارد؛ بلکه تنها به خاطر آنکه سخني مي گويد که خيلي سنگين و غير قابل باور براي مردم است.

روزنامه كيهان، شماره 21077 به تاريخ 19/3/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS