دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ناشکیبی کردن

انسان غیر صابر و بی شکیبا زبانش به شکایت هر کس و ناکس باز شود و این علاوه بر رسوایی پیش مردم و معروفیت به سست عنصری و کم ثباتی و افتادن از نظر خلق ، پیش ملائکة الله و در درگاه قدس ربوبیت از ارزش‌ می افتد.
ناشکیبی کردن
ناشکیبی کردن

نویسنده : حضرت امام خمینی (ره)

انسان غیر صابر و بی شکیبا زبانش به شکایت هر کس و ناکس باز شود و این علاوه بر رسوایی پیش مردم و معروفیت به سست عنصری و کم ثباتی و افتادن از نظر خلق ، پیش ملائکة الله و در درگاه قدس ربوبیت از ارزش‌ می افتد. بنده ای که نتواند یک مصیبت که از حق و محبوب مطلق به او می رسد، تحمل کند، و انسانی که از ولی نعمت خود که هزاران هزار نعمت دیده و همیشه مستغرق نعمت های او است ، یک بلیه دید زبان به شکایت پیش خلق گشود، چه ایمانی دارد؟ و چه تسلیمی در مقام مقدس حق دارد؟ پس درست است که گفته شود کسی که صبر ندارد، ایمان ندارد. اگر تو به جناب ربوبی ایمان داشته باشی و مجاری امور را به ید قدرت کامله او بدانی و کسی را متصرف در امور ندانی ، البته از پیش آمدهای روزگار و از بلیات وارده ، شکایت پیش غیر حق تعالی نکنی . بلکه آنها را به جان و دل بخری و شکر نعم حق کنی . پس آن اضطراب های باطنی و آن شکایت های زبانی و آن حرکات زشت غیر معتاد اعضاء، همه شهادت دهند که ما از اهل ایمان نیستیم . تا نعمت در کار است ، صورتا شکری می کنیم و آن نیز مغزی ندارد[1].

    منبع :
  • چهل حدیث حضرت امام خمینی (ره )،چاپ اول ، تابستان 1368، مرکز نشر فرهنگی رجاء ، لیتو گرافی وچاپ گلشن .
    پی نوشت :
  • [1] - چهل حدیث ، ص 224

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
Powered by TayaCMS