دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظر آیت الله زنجانى درباره آیت الله میرزا عبدالله مجتهدی

No image
نظر آیت الله زنجانى درباره آیت الله میرزا عبدالله مجتهدی

آیت الله زنجانى در مورد تقوا، تواضع و حافظه ایشان مى گوید:

«معمولاً من براى چند روز به تبریز مى رفتم، ولى گاه تا دو ماه من را نگاه مى داشت. در روزگارى که در منزل ایشان بودم، براى نماز مغرب با ایشان از منزلشان خارج مى شدم و تا نزدیکى مسجد ایشان مى رفتم، و از آنجا از ایشان جدا شده و براى نماز به مسجد آقاى انگجىمى رفتم. با این که سال ها این رسم من بود، اما سر سوزنى به خاطر این کار من، کراهتى در ایشان ندیدم. یک بار که خواستم در منزلى پشت سر ایشان نماز بخوانم اجازه نداد و همیشه در قم یا در منازل خصوصى، پشت سر من نماز مى خواند. آقاى شبیرى مى فرمود: با اینکه آقاى مجتهدى هم دوره پدرم بود، مکرّر دست ایشان را مى بوسید. حتّى اخوى من مى گفت که مقبره پدرم را هم مى بوسید. ایشان در این اواخر به من گفت که امام و حاج میرزا خلیل کمره اى مدّتى نزد ایشان نقد فلسفه داروین ـ یعنى کتاب مرحوم حاج شیخ محمّدرضا نجفى ـ را مى خواندند.

ایضاً مى فرمود: نامه هاى ایشان نامه هاى استوار و عالمانه بود و گاه در چندین صفحه برخى از مباحث علمى را مطرح مى کرد.

حاج سید مهدى روحانى هم از حافظه ایشان در شگفت بود و مى گفت: من گاه مطلبى را چند روز قبل دیده ام ولى خصوصیاتش از یادم رفته است. امّا ایشان گاه مطلبى را چهل پنجاه سال پیش دیده، کاملاً به خاطر دارد.

ایشان مى فرمود: آقاى مجتهدى در حل برخى از معضلات شعر عربى به مصحّحین کمک مى کرد و در این باره از حافظه نیرومندش بهره مى برد.»[10]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
Powered by TayaCMS