دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظر حاج میرزا حسین نورى درباره ملا فتح علی سلطان آبادی

No image
نظر حاج میرزا حسین نورى درباره ملا فتح علی سلطان آبادی

حاج میرزا حسین نورى: «او از هر رفتار خوب بهترین آن را و از هر فضیلتى روشن ترین، از هر خصلتى شریف ترین و در هر خیرى عالى ترین و از هر علمى جوهره و خالص و حقیقت آن را در وجودش جمع کرده بود. من سالها در سفر و حضر، شب و روز، در سختى و راحتى با او همراه شدم، اما ذره اى لغزش و خطا در وجودش احساس نکردم. او نمونه کاملى از یک پارساى خداجوى بود که امیرمؤمنان على(علیه السلام) صفات آنان را بر همام بن عبادة در توصیف یک شیعه کامل شمرده است و من براى آن بزرگمرد در این عرصه شریک و نظیرى نیافتم. و گمان نمى کنم کسى در توصیف صفات والاى او گرچه با همکارى دیگران از عهده برآید. شناخت او از قرآن چه زیبا بود. دقائق آیات و نکات اخبار را آنچنان بیان مى کرد که عقل ها را از کیفیت استخراج آن جواهرات از گنجینه معارف قرآن به حیرت و شگفتى وا مى داشت. هرگز از این استاد بزرگوارم مطلبى را در مورد تفسیر قرآن و روایات اهل بیت(علیهم السلام) جویا نشدم مگر اینکه با دریائى از اشارات، رمزها، وجوه و احتمالات متعددى در بیان باطن آیات و تأویل کلام وحى و معارف عترت روبرو مى شدم. با همه این او تظاهر به علم و دانش نمى کرد و همواره بر کتمان مقام علمى خویش اصرار داشت. در مقام عمل او دائم الذکر بود و بیشتر سکوت مى کرد و به تفکر مى پرداخت. به ساده ترین زندگى قانع بود و به پائین ترین سطح در خوراک و پوشاک اکتفاء مى نمود. این درحالى بود که شرائط زندگى بهتر برایش کاملا فراهم بود. شکرگزارى در عالى ترین مرتبه و صبر و شکیبائى در زیباترین شکلى در شخصیت اش جلوه مى کرد. از کسى به بدى یاد نمى کرد و به جز خوبى در مورد آنان لب به سخن نمى گشود. این شخصیت والا نشانه اى از وجود مقدس ائمه اطهار(علیهم السلام) بود که روش عملش سیره آن گرامیان را به یاد مى آورد.»[23]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

گوینده

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
Powered by TayaCMS