دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وصیّت تکان دهنده و عشق به نماز

No image
وصیّت تکان دهنده و عشق به نماز

وصیّت تکان دهنده و عشق به نماز

سید مرتضى در وصیت خود چنین آورده است : «تمام نمازهاى واجب مرا که در طول عمرم خوانده ام به نیابت از من دوباره بخوانید.»

وقتى این سخنان از ایشان نقل شد نزدیکان و اطرافیان شگفت زده شدند و پرسیدند چرا؟! شما که فردى وارسته بودید و اهمیت فوق العاده اى به نماز مى دادید، علاقه مند و عاشق نماز بودید و همیشه قبل از فرارسیدن وقت نماز وضو گرفته، آماده مى شدید تا وقت نماز فرا رسد، حال چه شد که این گونه وصیت مى کنید؟!

سید در پاسخ فرمود : آرى من علاقه مند به نماز بلکه عاشق نماز و راز و نیاز با خالق خود بودم و از این راز و نیاز هم لذّت فراوان مى بردم، از این رو همیشه قبل از فرا رسیدن وقت نماز لحظه شمارى مى کردم تا وقت نماز برسد و این تکلیف الهى را انجام دهم و به دلیل همین علاقه شدید و لذّت از نماز، وصیت مى کنم که تمام نمازهاى مرا دوباره بخوانید زیرا تصوّر من این است که شاید نمازهاى من صد در صد خالص براى خدا انجام نگرفته باشد بلکه درصدى از آنها به خاطر لذت روحى و معنوى خودم به انجام رسیده باشد! پس همه را قضا کنید چون اگر یک درصد از نماز هم براى غیر خدا انجام گرفته باشد شایسته درگاه الهى نیست و مى ترسم به همین سبب اعمال و راز و نیازهاى من مورد پذیرش خداى منّان قرار نگیرد!

آرى! اشتغالات علمى و اجتماعى و سیاسى او نه تنها جلوِ جلوه هاى عبادى و معنوى او را نتوانست بگیرد، بلکه او در این میدان هم گوى سبقت را از دیگران ربود والگو قرار گرفت.

اینجاست که باید گفت : او به راستى «مرتضى» و بحقّ «شریف» بود که با گذشت زمان و ارائه کوششهاى افزون و حوادثى که در زندگى او پیش آمد و سبب شد که به نامها والقابى همانند : شریف مرتضى، علم الهدى، ذوالمجدین و ابوالثمانین([1]) مشهور گردد([2]).



[1] - براى اطلاع بیشتر و علت شهرت او به این ,,القاب به اصل کتاب مراجعه شود.

[2] - ر.ک ,,: سید مرتضى (پرچمدار علم و سیاست)، محمود شریفى، ص46 و 47.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
Powered by TayaCMS