دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پست‌ترین مردم

پست ترین مردم، شخص غیبت کننده است.
پست‌ترین مردم
پست‌ترین مردم

پست‌ترین مردم

قال علی (ع) : « ألأمُ النّاسِ المُغتابُ » (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ، حدیث 4427)

غیبت ، متذکّر شدن و فهماندن عیب و نقص کسی در غیاب او، به دیگران است. به عبارت دیگر غیبت آن است که در غیاب کسی چیزی را در موردش بگویند که باعث ناراحتی او بشود.[1] مسلماً یکی از گناهان بسیار زشت که برخی از انسانها به آن مبتلا می‌باشند غیبت کردن دیگران است. چه بسا عدم توجه انسان به پستی و زشتی چنین کاری ، او را به این کار وا می‌دارد.

خداوند در قرآن می‌فرماید :

« یا أیّها الذّینَ آمنُوا... و لایَغتَب بعضُکُم بَعضاً أیُحِبُّ أحدُکُم أن یَأکُلَ لَحمَ أخِیهِ مَیتاً فَکَرِهتُمُوُه »[2]

ای کسانیکه ایمان آورده‌اید... و بعضی از شما بعضی دیگر را غیبت نکنید. آیا شما دوست دارید گوشت برادر مرده خود را بخورید ، البته که از آن کراهت دارید.

خداوند دراین آیه به مؤمنان نهیب می‌زند که مرتکب چنین گناهی نشوند. و چه پستی و زشتی‌ای بالاتر از این که انسان گوشت برادر مرده خود را به دندان بگیرد و بخورد.

حضرت علی (ع) می‌فرماید : مبغوض‌ترین مخلوقات نزد خداوند شخص غیبت کننده است.[3]

در واقع کسی که غیبت دیگران را می‌کند با غیبت خود دو کار انجام می‌دهد : یکی اینکه سعی می‌کند تا دیگری را بی‌آبرو کند ؛ دوم آنکه بدین وسیله برای کسب وجاهت و آبروی خود دست و پا می‌زند و در حقیقت ترور شخصیت دیگران را مایه حفظ آبروی خود می‌پندارد و به اصطلاح شخصیّت خود را در گرو مردن و پایمال کردن آنها می‌بیند.[4]

بنابراین نه تنها انسان نباید مرتکب غیبت دیگران بشود ، بلکه باید در جایی که می‌بیند از برادر مؤمنش غیبت می‌شود ؛ آنها را از این کار باز دارد و در مقام دفاع و حمایت از برادر مؤمن خویش برآید و اگر قادر نیست آنها را از عمل زشتشان باز دارد لاأقل به نشانه اعتراض مجلس غیبت را ترک کند.

    پی نوشت:
  • [1] - تهرانی، مجتبی، اخلاق الهی، تهران، انتشارات موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، چاپ دوم ، 1381ه ش، جلد چهارم ، بخش یکم ، ص31
  • [2] - حجرات /12
  • [3] - آمدی ، عبد الواحد بن محمد ، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، مصطفی درایتی و حسین درایتی، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، 1378هش، حدیث4428
  • [4] - مهدوی کنی ، محمد رضا ، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1372هش، چاپ دوم ، ص142

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
Powered by TayaCMS