دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چراغ راه

No image
چراغ راه

برترين عبادت

برگرفته از: 1- بحارالانوار، ج 75، ص 113

قال الامام الحسين(ع): «ان قوما عبدوالله رغبه، فتلک عباده التجار، و ان قوما عبدواالله رهبه، فتلک عباده العبيد، و ان قوما عبدوالله شکرا، فتلک عباده الاحرار، و هي افضل العباده»

امام حسين(ع) فرمود: همانان گروهي از مردم خدا را به خاطر طمع به بهشت و ميل و رغبت به پاداش الهي عبادت مي کنند، اين نوع عبادت تجار و بازرگانان است و گروهي از مردم خدا را به خاطر ترس از آتش دوزخ و عذاب و شکنجه هاي دردناک الهي عبادت مي کنند، اين نوع عبادت بردگان است، و گروهي از مردم خدا را به خاطر شايستگي او و شکر و سپاس در برابر نعمت هاي الهي عبادت مي کنند، اين نوع عبادت آزادگان است، و اين نوع عبادت، بهترين و با فضيلت ترين عبادت است.(1)

روزنامه كيهان، شماره 21164 به تاريخ 31/6/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
Powered by TayaCMS