دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کرامت

No image
کرامت

کرامت

از آیت الله مامقانى، کرامات بسیارى نقل شده است خود وى نیز در کتاب ارزشمند تنقیح المقال مى نویسد:

«زمانى که به نوشتن این کتاب مشغول بودم، الطاف خداوند را بارها مشاهده مى کردم. چه بسا مى خواستم مطلبى را در کتابى([19])ببینم که به مجرّد اوّلین باز کردن آن، آن مطلب را مى یافتم. و کم اتفاق مى افتاد که در جستجوى مطلبى، نیاز به ورق زدن آن کتاب داشته باشم. شبى از شب ها نیازمند به کتاب «رهن تهذیب» شدم که براى دست یابى به آن، بایستى ساعت هاى متمادى وقت صرف مى کردم و چون نمى خواستم وقفه اى در نوشتن کتاب تنقیح المقال پیش آید، متوسّل به امام زمان(عجّ) شدم و با گریه و التماس، از آن حضرت خواستم تا مرا در این راه کمک کند. در این وقت به ذهنم چنین خطور کرد که به سراغ کتاب هاى قدیمى و کهنه اى ـ که موضوع آن ها صرف ، نحو و تفسیر بود و روى هم ـ در پستوى محل سکونتم انباشته شده بودند ـ بروم. در این حال به سراغ آن ها رفتم با این که قطعاً مى دانستم که کتاب تهذیب در بین آن ها نیست ولى با این حال دستم را به سوى یکى از آن ها دراز کردم و آن را برداشتم و باز کردم، دیدم نسخه اى از کتاب تهذیب باب رهن است که بسیار خوش خط و نو بود. مطلبى را که نیاز داشتم، از آن کتاب یادداشت کردم و آن را در گوشه اى گذاشتم. فرداى آن روز به سراغ آن رفتم ولى اثرى از آن ندیدم. این را از الطاف خاصّ آن حضرت دانستم. و همین واقعه، شوق مرا در نوشتن و تکمیل تنقیح المقال بیش از پیش افزایش داد.»([

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS