دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راز سامرّا

No image
راز سامرّا

راز سامرّا

شیفتگى و عشق به واپسین پیامدار هدایت حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) و خاندان پاکش را باید از ویژگیهاى سید محمود دانست. خورشید فروزان دانش و پرهیزگارى همواره به زیارت معصومان(علیهم السلام) مى شتافت. البته آن بزرگمرد در فرصت اندک این سفرها نیز از تلاش باز نمى ایستاد. زمانى با گمراهان مناظره مى کرد، گاه به ارشاد مؤمنان مى پرداخت و زمانى منحرفان را به راه راست فرا مى خواند([23]).

ناگفته پیداست که چنین سفرهاى پربارى هرگز از چشم عنایت پیشوایان دین پنهان نمى ماند. آنچه در راه سامرّا بر فقیه پاکدل قلعه آقا عبدالله گذشت نشانه روشن درستى این سخن است. در این سفر نیکمردى به نام میرزا باقر عبا فروش مجتهد وارسته نجف را همراهى مى کرد، اندک اندک توان سید کاستى پذیرفت، ناگریز میانه راه بر زمین نشست و گفت : دیگر نیرو ندارم، شما به راهتان ادامه دهید.

میرزا باقر، که وضعیت جسمى همسفرش را دشوار مى دید، شتابان سمت سامرّا حرکت کرد تاپیش از غروب آفتاب کمک بیاورد و سید را از بیابان نجات بخشد.

سید فقیهان شاهرود نومیدانه سر بر خاک نهاد و دراز کشید. در این لحظه مردى با الاغ سپید به وى نزدیک شد، بر بالینش قرار گرفت، دست بر اندامش کشید، یکباره همه وجودش را از ناتوانى و درد رهایى بخشید. آنگاه گفت : سوار شو!

فقیه فرزانه نجف سوار مرکب شد و سمت سامرّا حرکت کرد. پس از اندکى راه پیمایى با خود گفت : آقایى چنین بزرگوار پیاده راه مى پیماید و من سواره، نه این هرگز درست نیست. آنگاه لب گشاد. تعارف آغاز کرد : آقا، بگذارید پیاده شوم، شما سوار شوید.

ولى در این لحظه خود را نزدیک شط سامرّاء یافت. شادمان پیاده شد، وضو ساخت و آماده ورود به حرم شد که ناگهان میرزا باقر عبا فروش را دید همسفرش، که تازه کنار رود رسیده بود، شگفت زده گفت : شما که ناتوان و بیمار سر بر خاک نهاده بودید، چگونه پیشتر از من به سامرّا رسیدى؟!

سید پاسخ داد : آرى، ولى این آقا یارى ام کرد و مرا رساند.

سپس برگشت تا آقا را به میرزا باقر نشان دهد ولى اثرى از وى نیافت. میرزا باقر، که در شگفتى فرورفته بود، هر چه در مسافران پیرامون شط نگریست مردى با الاغ سپید ندید، پس فریاد برآورد : معجزه ... معجزه ...

فقیه پرهیزگار نجف او را از این کردار بازداشت و گفت : هرگز راضى نیستم از این راز پرده بردارى([24]).

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.
Powered by TayaCMS