دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هدایت کردن

No image
هدایت کردن

آقاى سیّد مصطفى مصطفوى از روحانیون لارستان و از مریدان آیت الله لارى مى گوید:

«شخصى به نام «پیر على» نزد آقا آمد و از سارقى که در راه داراب، سیزده شتر و بار آنها را از او به سرقت برده بود، شکایت کرد.

آقا پس از شناسایى مکان آن شخص، کسى را مأمور نمودند تا به او سفارش کنند به لار نزد ایشان بیاید. سارق مذکور، به نزد آقا آمد. آقا از او پرسید: چرا دزدى مى کنى؟ سارق جواب داد: من عیالوارم شغلم کشاورزى است اما با درآمد آن، نمى توانم شکم خانواده ام را سیر کنم. آقا فرمود: چه کارى بلدى که با آن کسب آبرومندانه اى را آغاز کنى؟

سارق جواب داد: من فقط بلدم کالا از لامرد به داراب ببرم و بفروشم.

آقا فرمودند: چقدر پول براى این کار لازم دارى؟

آن شخص گفت: پانصد تومان براى کسب معاش مى خواهم ضمناً مشکل دیگرى هم دارم و آن، مزاحمت هاى افراد ناصرخان قشقایى است که اجازه عبور به سوى داراب را به من نمى دهند.

آقا پانصد تومان به او دادند ناگفته نماند که پانصد تومان آن روز، مى توانست سرمایه یک کاسب باشد و قول دادند که به ناصر خان ابلاغ کنند که مزاحمت هاى بى مورد براى او پیش نیاورند.

آن شخص رفت و کارش رونق گرفت. پس از چند ماه، اموال مسروقه را بر بار سیزده شتر کرد و به لار آورد. همه اموال مسروقه، در حسینیه آقا گردآورى شد و من (آقاى مصطفوى) و شیخ غلامرضا امانت از سوى آقا، مأمور شناسایى صاحبان اجناس شدیم. جالب این که بسیارى از مال باختگان، هنگامى که متوجه توبه آن سارق شدند، اموال را به او بخشیدند. بعدها در سال 1339، پس از درگذشت مرحوم آیت الله سیّد على اصغر... من به داراب رفته بودم در کاروان سراى داراب، شخصى به نزد من آمد و احوال پرسى گرمى کرد. او گفت: من شما را مى شناسم و در خانه آقا سیّد على اصغر شما را دیده ام. گفتم: شما چه کسى هستید؟

گفت: من همان سارق هستم و آقا سیّد على اصغر مرا از آن وضعیّت نجات داد. من پس از توبه و تلاش براى کسب و کار حلال، وضعیّت مالى خوبى پیدا کردم و چند سال پیش به حج رفتم و اکنون یکى از تجار داراب هستم.[17]»

آیت الله لارى تا آن جایى که توان هدایت فرد ظالم و خارج شده از شاهراه هدایت را داشت، از هیچ کوششى دریغ نمى کرد اما آن جا که تنها توان دفاع از مظلوم و بازگرداندن حق آنان را داشت، باز به میدان عمل گام مى نهاد و از هیچ کوششى در مسیر احقاق حق مردم، دریغ نمى ورزید.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.
Powered by TayaCMS