دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چالش «علم قاضی»

No image
چالش «علم قاضی» عدم انتشار آرای دادگاه ها در کشور ما سبب شده است نتوان آرای قضایی را به طور جدی و مستمر نقد کرد؛ بنابراین یک فرصت مهم برای اصلاح فرآیند قضایی از دستگاه قضایی ما سلب می شود. در این میان انتشار جسته و گریخته برخی آرا به صورت پراکنده در رسانه های گروهی فرصتی فراهم می کند تا برخی چالش های قضایی و حقوقی کشور را مورد بررسی قراردهیم. بنابراین جای تعجب نیست که درباره قضیه سنگسار در تاکستان، من استناد قاضی محترم به «علم قاضی» برای اثبات جرم را نه از سخنان سخنگوی محترم قوه قضائیه یا انتشار رای که با دیدن بیانیه «عفو بین الملل» متوجه شدم. «راه های اثبات» این جرم (که ترجیح می دهم تا پایان نامی از آن نیاورم) در مواد 68 تا 81 قانون مجازات اسلامی «منحصراً» ذکر و تبیین شده است. این مواد صرفاً به «اقرار» و «شهادت شهود» پرداخته اند؛ آن هم با شرایطی که اثبات جرم را بسیار سخت می کند. بنابراین هیچ اشاره ای به «علم قاضی» نشده است؛ اما ماده 105 این اجازه را به قاضی داده است که براساس علم خود درباره حق الله و حق الناس عمل کند. اساساً موضوع این است که علم قاضی در این جرم چگونه ممکن است حاصل شود و دو نفر معین را محکوم کند؟ و این علم از چه منبعی ناشی می شود؟ به فرض که قانون، علم قاضی را وسیله اثبات این جرم یا هر جرم دیگری دانسته باشد، باز مانع از آن نیست که به موضوع چالش برانگیز علم قاضی نپردازیم، همین طور است در صورتی که قوه قضائیه مقدمات این یادداشت درباره نحوه استناد قاضی محترم در این قضیه را نیز تکذیب کند؛ باز هم جا دارد که به طور کلی «علم قاضی» را به عنوان چالشی در آیین دادرسی و نظام حقوقی ایران مورد توجه قرار دهیم.
«علم قاضی» به عنوان یک «دلیل» تعریف دقیقی در قوانین ندارد و برای شناخت آن باید مواد 105 قانون مجازات اسلامی و 1335 قانون مدنی را مورد توجه قرار دهیم. براساس این مواد، علم قاضی موضوعی «ماورایی» نیست و باید از طریق «حس» حاصل شود و نه «حدس». ماده 1335 قانون مدنی از علم قاضی «برمبنای اسناد یا امارات» سخن گفته و اطلاق در «دلیل» بودن هر نوع «علم» قاضی ندارد؛ چنان که بسیاری از حقوقدانان تردید دارند که اگر قاضی، خود شاهد وقوع امری باشد بتواند همزمان شاهد و قاضی باشد. زیرا در صورتی که با تکیه بر شهادت خود رأی صادر کند چه بسا شهادت وی برای اثبات آن امر قانوناً کافی نباشد و به شهود دیگری نیاز باشد و چه بسا در مراحل بعدی یا نزد دادگاهی دیگر این فقط یک شهادت معمولی است، نه علم قاضی؛ بنابراین اگر هر قاضی به وقوف خود بر وقوع امری استناد کند، نتیجه ای جز پراکندگی آرا و بی نظمی در اجرای قانون حاصل نخواهد شد. به همین دلیل است که طبق ماده 105 قانون مجازات اسلامی قاضی باید «مستند علم (خود) را ذکر کند». اما با وجود این نمی تواند مستند علم خود را «سه بار اقرار» قرار دهد، زیرا حکم اقرار و نصاب آن در قانون مشخص است، یا به سه شاهد برای علم خود استناد کند زیرا تکلیف سه شاهد در قانون مشخص است. پس این علم در چنین قضیه ای چگونه می تواند حاصل شود؟ مثلاً آیا از طریق فیلمی که یکی از طرفین یا شخص ثالثی برخلاف قانون تهیه کرده است می توان وقوع چنین جرمی را اثبات نمود؟ یا از طریق گفت و شنود و شک و شایعه می توان گفت «تا نباشد چیزکی...؟،» آیا علم قاضی، امری ماورایی است؟ آیا قاضی محترمی که ممکن است صاحب کرامتی باشد ممکن است از طریق کرامت خود به علم دست یابد؟ یا دقیقاً باید «علم قاضی» در حصار قانون قرار گیرد؟
نویسندگان پیش نویس آیین دادرسی کیفری جدید به خوبی به این ابهامات قانونی وقوف داشته اند. ماده 396 پیش نویس چنین مقرر می دارد؛ «راه های ثبوت دعوی کیفری عبارتند از؛ اقرار، شهادت، قسامه و سوگند علم» جز اینکه بهتر است به جای واژه «ثبوت» از «اثبات» استفاده شود، اشاره به «علم» به طور کلی در این ماده، ما را به مفاد ماده 491 به بعد پیش نویس رهنمون می سازد که علم قاضی را یقین یا اطمینان نزدیک به یقینی می داند که برای قاضی از راه های متعارف حاصل می شود، به نحوی که عرفاً احتمال خطا در آن نباشد. این ماده بدین ترتیب هم عرف را خصوصیتی در اثبات امر کیفری می بخشد و هم روش های غیرمتعارف (ماورایی) را از اعداد دلایل خارج می سازد و در ماده 492 تاکید دارد منظور از راه متعارف طرق حسی (حواس پنجگانه) است که برای افراد متعارف حاصل می شود. البته باز هم قاضی باید مستند علم خود را ذکر نماید. نظریه کارشناس، معاینه محل، تحقیقات محلی، اظهارات مطلع و شهادت عرفی، اقرار غیرشرعی و... می تواند مستند علم قاضی باشد. اما باز این چالش ایجاد خواهد شد که در صورتی که در مورد جرمی، شرایط خاص و تعداد معین اقرار تعیین شده باشد، باز هم اقرار غیرشرعی (که منظور از آن وصف غیرشرعی اقرار یا اقرارکننده است و نه تعداد آن)، می تواند مستند علم قاضی باشد یا نه؟ در مواردی که شهادت و اقرار باید شرایط خاصی داشته باشند، اگر قرار باشد اقرار غیرشرعی و شهادت عرفی و اظهار مطلع هم دلیل باشد، مثلاً به جای چهار شاهد و اثبات با «شهادت شهود»، قاضی با دو شاهد از طریق «علم» رای صادر کند؛ آیا دیگر موضوعیتی برای تاکید شارع بر چهار شاهد یا چهار اقرار باقی می ماند و آیا این چنین استنادی برای علم قاضی، آن شرایط خاص در جرائم خاص برای اثبات جرم را فاقد موضوعیت و «عبث» نمی سازد؟ چالش های «علم قاضی» باوجود گذشت هفت دهه از تصویب قانون مدنی و پانزده سال از تصویب آزمایشی قانون مجازات اسلامی، پایان نیافته است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.
Powered by TayaCMS