دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دشمن ستمگران

No image
دشمن ستمگران

دشمن ستمگران

آیت الله شهیدى به عنوان یک فقیه وارسته و به حق پیوسته، هیچ گاه با ستمگران سرسازش نداشت و در فرصت هاى مختلف نارضایتى و مخالفت خود را ابراز مى داشت و به این آیه شریفه عمل مى نمود که (وَلاتَرْکَنُوا اِلىَ الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمسَّکُمُ النّارُ)([30]) و برظالمان تکیه ننماید، که موجب مى شود آتش شما را فراگیرد. در اینجا چند نمونه از مخالفت ها و ناسازگارى هاى وى با ستمگران و رژیم طاغوت را مى خوانیم.

1 ـ مخالفت با انتخابات طاغوتى

در سال 1331 قرار بود که انتخابات طاغوتى دوره هفدهم مجلس شوراى ملى انجام یابد. جمعى تلاش مى کردند تا با شرکت در آن، به رژیم شاه و عوامل آن مشروعیت بخشند. مرحوم آیت الله شهیدى به مخالفت برخاسته و با بیانات روشنگرانه و مثالهاى متنوع مردم را از شرکت در آن بر حذر مى داشت.

2 ـ توبیخ استاندار طاغوت

یکى از شاگردان وى مى نویسد:

روز جمعه بود و من و رفیقم میرزا صادق و حاج میرزا على داماد در گوشه اتاق نشسته بودیم و آقاى شهیدى بالاى اتاق مشغول مطالعه بود که سیدى معمم وارد شد و گفت: آقا! استاندار (دکتر منوچهر اقبال) در بیرون در، اجازه شرفیابى مى خواهند، فرمود: من با استاندار کارى ندارم! سید از بس اصرار کرد آقاى شهیدى ساکت شد، استاندار آمد، آقاى شهیدى در مورد اعمال خلاف شرع و خلاف قانون به سرزنش و توبیخ استاندار پرداخت و او را مقدارى نصیحت نمود، پس از ختم سخنان آقاى شهیدى، استاندار بدون اینکه چیزى بگوید، برخاست و رفت.([31])

3 ـ رد هدیه دربار

علامه جعفرى در خاطرات خود مى گوید:

«روزى شاه، براى مرحوم آقا میرزا فتاح شهیدى 30 هزار تومان (به عنوان هدیه) مى فرستد. مرحوم شهیدى قبول نمى کند! افراد دربار مى گویند: این پولى که ما آوردیم، مى دانیم که مورد نیاز شما نیست، آن را بگیرید و به طلبه ها بدهید. میرزا گفته بود: اگر طلبه ها از این پول ها مصرف کنند دیگر طلبه نمى شوند.

4 ـ امتناع از ملاقات با شاه

استاد جعفرى در خاطره دیگرى مى گوید:

محمدرضا شاه به تبریز رفته بود. عده اى از بزرگان حتى بعضى از روحانیون مشهور تبریز به دیدن ایشان رفته بودند. چند تن از اطرافیان دربار، به خدمت آیت الله شهیدى رسیده و از ایشان خواهش مى کنند که او نیز به دیدن شاه برود. وى براى اینکه آنها را متقاعد کند، مى گوید: آقا جان! من یک دهاتى هستم. مرا چه به شاه! آنها هر چه اصرار مى کنند، وى این جمله را تکرار مى کند.([32])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

مخاطب تا آخرین لحظه در انتظار یک رویداد یا کنش است. رویدادی که نه محصولِ خواست کارگردان، بلکه بر آمده از صفات و انگیزه‌های آدم‌های داستان باشد…
شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

شیخ صنعان پیر عهد خویش بود

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیم طلایی»، معضلات رایج در جامعه، در روابط زن و شوهری را مورد توجه قرار داده و با هجو آن در قالب کمدی، سعی کرده تا آن‌ها را مورد انتقاد قرار دهد…
سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

سقفی و معشوقی و پسرکی و من | نوشته‌ای بر حوض نقاشی

خواندن این یادداشت تنها به کسانی توصیه می‌شود که یا فیلم "حوض نقاشی" را دیده‌اند و یا پیش از خواندن این یادداشت قصد دیدنش را کرده‌اند…
جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

جوانی یعنی بی قاعدگی؟! | نقد فیلم قاعده تصادف

پر شدن شکاف نسل‌ها و بهبود روابط بین جوانان با پدر و مادر و نسل پیش از خود، نیاز به خواست و همت هر دو طرف ماجرا دارد…

پر بازدیدترین ها

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیمی از جنس طلا» | نقد فیلم رژیم طلایی

«رژیم طلایی»، معضلات رایج در جامعه، در روابط زن و شوهری را مورد توجه قرار داده و با هجو آن در قالب کمدی، سعی کرده تا آن‌ها را مورد انتقاد قرار دهد…
در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

در انتظار شروع | نقدی بر فیلم «برف روی کاج‌ها»

مخاطب تا آخرین لحظه در انتظار یک رویداد یا کنش است. رویدادی که نه محصولِ خواست کارگردان، بلکه بر آمده از صفات و انگیزه‌های آدم‌های داستان باشد…
استفاده ابزازی از زن | نقد فیلم رسوایی

استفاده ابزازی از زن | نقد فیلم رسوایی

حمید تلخابی
فرهنگ فاخته | نقد فیلم "یک سطر واقعیت"

فرهنگ فاخته | نقد فیلم "یک سطر واقعیت"

کسری (حسین یاری) به دنبال پیدا کردن راهی برای ایجاد کسب و کار در خارج از کشور است از طرف دیگر، همسرش فروغ (مهراوه شریفی‌نیا) و پدر همسرش (همایون ارشادی) در پی آن‌اند تا با پیشنهاد‌های مناسبی وی را از این تصمیم منصرف کنند…
مثل یک کوه یخ | نقد فيلم قاعده تصادف

مثل یک کوه یخ | نقد فيلم قاعده تصادف

در "قاعده تصادف" اما خبری از این رویاگونگی، روایت پیچیده و بازی با زمان نیست. یک داستان ساده خطی است که در فرمی دایره وار روایت می‌شود. چالش اصلی اما جایی اتفاق می‌اُفتد که برداشت دو نسل از اخلاقیات به میان می‌آید...
Powered by TayaCMS