دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فُضُول و عَقُول

ای انسان! چه چیز تو رادر برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
فُضُول و عَقُول
فُضُول و عَقُول

قال الله تعالی :

یا أیّها الإنسان ما غرّک بربّک الکریم

(سوره انفطار، آیه 6)

ای انسان! چه چیز تو رادر برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است.

توضیح:

فُضُول و عَقُول

یکی از موانع مهمّ تهذیب نفس و سیر و سلوک الی الله آن است که ما همواره به بیرون از خود می‌نگریم و از خود غافلیم و در حقیقت «فضول» هستیم نه «عقول»؛ فرق «فضول» و «عقول» این است که انسان عقول، ابتدا به درون و آنگاه به بیرون، ولی انسان فضول، همواره به بیرون از خود می‌نگرد و این، مشکل ماست که شرحش در یکی از خطبه‌های مبسوط علی (علیه السّلام) که هنگام قرائت آیه مبارکه: ﴿یا أیّها الإنسان ما غرّک بربّک الکریم﴾[1] ایراد فرمودند، آمده است.

آن حضرت می‌فرمایند: ای انسان چه چیز تو را بر گناه جرئت داده و چه چیز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته و کدامین عامل تو را بر هلاکت خویشتن علاقه‌مند کرده است؟ مگر این بیماری تو بهبود نمی‌یابد و یا این خوابت بیداری ندارد؟ چرا همان گونه که به دیگران رحم می‌کنی، به خود رحم نمی‌کنی؟
تو که هر گاه کسی را در آفتاب سوزان بیابی، بر او سایه می‌افکنی و هر گاه بیماری را ببینی که سخت ناتوان گشته، از سَرِ رحم بر او می‌گریی، پس چه چیز تو را بر این بیماریت شکیبایی بخشیده و بر این مصائبت صبور ساخته و چه چیز تو را از گریه بر خویشتن تسلّی داده؟ در حالی که هیچ چیز برای تو عزیزتر از خودت نیست... این خوابِ غفلتی که چشمت را فرا گرفته، با بیداری برطرف ساز....
کسی که با داشتن چندین لباس، برهنه باشد و آنگاه برهنه‌ای را در رهگذر ببیند و به حال او اشک بریزد عاقل نیست. امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) می‌فرماید: اگر نقصی را در دیگران یا غفلتی را از دیگران مشاهده کنیم، متأثّر شده رنج می‌بریم، امّا هرگز به درون خود سر نمی‌زنیم که آیا ما هم گرفتار این غفلت و گناه هستیم یا نه: «یا أیّها الإنسان ما جرّأک علی ذنبک وما غرّک بربّک وما أنَّسَکَ بِهلکَةِ نفْسک؟ أما من دائک بُلول، أم لیس من نومتک یَقَظَة؟ أما ترحم من نفسک ما ترحم من غیرک...؟ »[2]. «فضول» کسی است که کار زاید می‌کند؛ ولی اگر عقل حاکم باشد و انسان خود را اصلاح کند، اصلاح دیگران، جزو حسن خلق می‌شود.

ما وقتی موظّفیم دیگران را اصلاح کنیم که خود را اصلاح کرده باشیم؛ امّا این، مقدّمه‌ای «تحصیلی» است نه «حصولی» و بهانه به دست تارکان امر به معروف و نهی از منکر نمی‌دهد؛ هیچ کس حقّ ندارد بگوید: چون خود را اصلاح نکرده‌ام نباید جامعه را اصلاح کنم؛ زیرا انسان، موظّف است هر چه سریعتر خود را اصلاح کند.

گاهی می‌گوییم: ما که پزشک نیستیم، حقّ طبابت نداریم، این سخن، حقّ است و کسی هم نباید تحصیل پزشکی را بر ما تحمیل کند؛ چون تحصیل آن، سن، امکانات و استعداد خاصّی می‌خواهد و مقدور هر کسی نیست. پس اگر نتوانستیم بیماری را درمان کنیم، عذر ما موجّه است، چون مقدور ما نیست؛ امّا اگر کسی مشکل اخلاقی داشته باشد، ما نمی‌توانیم بگوییم چون خود را اصلاح نکرده‌ایم نمی‌توانیم به اصلاح او اقدام کنیم؛ چون انسان همواره موظف است خود را اصلاح کند. اصلاح نفس، مقدور همه ماست وگرنه خداوند آن را بر ما واجب نمی‌کرد. البته در آغاز، دشوار است، ولی سختی آن کاذب است و در درون هر کاذبی، صادقی نهفته است. چیزی که سختی آن دروغ است، آسانی آن راست است.

بنابراین، اصلاح نفس، آسان است و انسان می‌پندارد دشواراست. از این رو وجود مبارک امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌فرماید: «آیا دیده‌اید هیچ عاقلی به حال دیگران گریه کند و به حال خود ننالد؟» عقل آن است که انسان از طعامی که در سفره دارد هم خود سیر شود و هم گرسنه را سیر کند. درباره تغذیه روح و تهذیب اخلاق نیز چنین است. انسان موظّف است جان گرسنه و تشنه خود را با فضایل و کرایم اخلاقی، سیر و سیراب کند و آنگاه مقداری هم به غیر خود بچشاند؛ یعنی پس از تهذیب خود به فکر تهذیب دیگران باشد.

اگر خود را اصلاح نکرده‌ایم در حقیقت معروف را دوست نداشته و از منکر منزجر نبوده‌ایم و گرنه به معروف عمل می‌کردیم و از منکر باز می‌ماندیم. بنابراین، با این تحلیل علوی (صلوات الله و سلامه علیه) معلوم می‌شود که فُضُول و عَقُول کیست.

امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) خود نیز می‌فرماید: پروردگارم به من قلبی عَقول و لسانی سَئول بخشیده است: «إنّ ربّی وهب لی قلباً عقولاً ولساناً سؤولاً»[3]؛ قلب عقول قلبی است که عاقلانه بیندیشد و لسان سَئول لسان پر سؤال است که هرچه را نداند می‌پرسد.

    منبع :برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی /ج11/صص28-29
    پی نوشت:
  • [1] ـ سوره انفطار، آیه 6.
  • [2] ـ نهج‌البلاغه، خطبه 223.
  • [3] ـ بحار، ج 40، ص 157 و 178.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

جادو یا معجزه،نمایش امر مقدس | جستاری درباره فلسفه سینمای برسون

جادو یا معجزه،نمایش امر مقدس | جستاری درباره فلسفه سینمای برسون

در سینمای برسون نوعی واقع گرایی خشک و فضایی متافیزیکی غالب بر این فضای بی روح شده است.دربخش نخست این مبحث با نگاهی بنیادین به مسئله سینما می پردازیم و چگونگی استفاده از آن برای به تصویر کشیدن این نوع الهیات در فضای واقع گرا ومستند گونه را بازشناسیم…
قطاری پر از آدمهای شاد | جستاری درباره فلسفه سینمای وودی آلن

قطاری پر از آدمهای شاد | جستاری درباره فلسفه سینمای وودی آلن

وودی آلن یکی از مشهور‌ترین چهره‌های سینمای کمدی عصر ماست. در فیلم‌های وودی آلن راجع به مسائل مهمی مانند خدا، مرگ، عشق و فلسفه بحث می‌شود و دیدگاه فلسفی در فیلم‌هایش موج می‌زند…
مصاحبه با حسین گیتی | درباره جشنواره فيلم فجر

مصاحبه با حسین گیتی | درباره جشنواره فيلم فجر

سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی سعی کرده تا بخش عظیمی از ایده هایش را از اسلام و به ویژه شیعه بگیرد یعنی تلاشش این بوده . امسال فیلم های جشنواره گرایش شدیدی به دین دارند و دین محور هستند و سینمایی هم شده اند...
بی توجه به نیاز مخاطب | مصاحبه با سید علی تدین صدوقی

بی توجه به نیاز مخاطب | مصاحبه با سید علی تدین صدوقی

در حاشیه برگزاری سی ویکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر گفتگویی داشتیم با سید علی تدین صدوقی، روزنامه نگار، نویسنده، کارگردان و منتقد سینما و تئاتر ایران وعضو انجمن جهانی منتقدان و نویسندگان…
Powered by TayaCMS