دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قاعده لزوم

No image
قاعده لزوم

كلمات كليدي : اصالة اللزوم ، عقود، عقد، قاعده

لزوم در لغت به معنای

و در اصطلاح عبارت است از اینکه اصل در عقود اعم از عقد تملیکی و عقد عهدی، لازم بودن است مگر اینکه گفته شود که عقد جایز است بنابراین هر جا که دلیلی بر جواز عقدی نداشتیم به این اصل رجوع می کنیم و می گوئیم اصل در عقود لزوم است بنابراین این عقد نیز لازم است و معنای اصل در اصالة اللزوم نیز همین هست که در صورت شک به آن رجوع می‌شود.

مبانی فقهی قاعده:

کتاب: از آیات متعددی به عنوان مبنای این قاعده بحث شده است که معروفترین آن آیۀ شریفۀ «اوفوا بالعقود»[1] به این معنی که به عقود وفا کنید. برای استفاده از این آیه باید لفظ عقود و وفای به عقد روشن شود. عقد در لغت به معنای عهد موثق و مشدد است و در اصطلاح عبارت از ایجاب و قبول می‌باشد. و منظور از وفای به عقد یعنی اجرای مفاد آن و قیام به مدلول عقد می‌باشد برای مثال اثر عقد تملیکی بیع، انتقال بیع به مشتری می‌باشد.

استفاده از این آیه منوط به این است که در اصول فقه، صیغۀ امر حقیقت در وجوب باشد همانطور که علماء فرموده‌اند چرا که لفظ [اوفوا] فعل امر است و اگر بگوئیم حقیقت در وجوب است می‌توان گفت که وفای به عقد و اجرای مفاد آن واجب است. بنابراین مدلول آیه شریفه این است که کلیه عقود واجب الوفا و لازم هستند مگر اینکه دلیل خاصی بر جواز عقدی اقامه شود. در خصوص عقود اذنی که مفاد آن عقود، ذاتا شدت و استحکامی ندارند و از شمول مدلول آیه شریفه تخصّصاٌ خارج است چرا که معنای عقد شامل عقود محکم است و عقود لازمی که در آن یکی از خیارات وجود دارد و همچنین عقود جائز تملیکی مانند هبه و معاملات تخصیصاٌ خارج است چرا که خروج این عقود از عموم آیۀ شریفه به علت وجود دلایل و نصوص خاص می‌باشد.

سنّت: یکی از احادیثی که در حد تواتر از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است حدیث «البیّعان باالخیار مالم یفترقا فأذا افتَرقا وجب البیع»[2] منظور از این حدیث این می‌باشد که پس از جدایی طرفین معامله لازم و غیر قابل فسخ است و این عموم با اعمال خیارات دیگر تخصیص خورده است. ولی در خصوص مواردی که خیارات وجود ندارد همین که طرفین جدا شدند بیع لازم می‌شود.

بنای عقلاء:‌ روش جاری عقلا بر این است که هر گاه عقد و پیمان می‌بندند به آن احترام می‌گذارند و آن را بدون توافق بر هم نمی‌زنند و سیرۀ‌ عقلا بر لزوم معاملات بوده است.

یکی دیگر از دلایل این قاعده که دلیل فقاهتی است قاعده استصحاب می‌باشد بدین بیان که هنگام شک در لزوم و جواز عقد قاعدۀ استصحاب جاری می‌شود چرا که طرفین وقتی عقدی را منعقد می‌کنند حداقل در زمان انعقاد آن هر دو مصمّم به اجرای مفاد آن و معتقد به لزوم آن هستند و مادامی که دلیل قوی بر جواز آن نباشد، همان لزوم استصحاب می‌شود. البته با این قاعده استصحاب فقط می‌توان عدم تأثیر فسخ و بقای اثر عقد بعد از فسخ را اثبات کرد ولی نمی‌توان گفت که این عقد از نظر شرعی هم لازم است ؟ چرا که استنتاج عنوان لزوم عقد، از طریق ترتب آثار آن به وسیلۀ استصحاب صحیح نیست چون استصحاب از اصول عملیه است و نمی‌توان به وسیله آن آثار و لوازم لزوم را برداشت. چون استصحاب فقط آثار لزوم را ایجاد می‌کند و اگر بخواهیم خود لزوم را استفاده کنیم حجیت شرعی ندارد و از مصادیق اصل مثبت می‌باشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

شرح خطبه حضرت زهراعلیهاالسلام 16 (پاسخ حضرت زهرا(س) به ابوبکر)

در این بخش متن سخنرانی با عنوان شرح خطبه حضرت زهراعلیهاالسلام 16 (پاسخ حضرت زهرا(س) به ابوبکر) در موضوع شرح خطبه فدكیه آورده شده است.
No image

شرح خطبه حضرت زهراعلیهاالسلام 15 (پاسخ ابوبکر)

در این متن به شرح خطبه حضرت زهراعلیهاالسلام 15 (پاسخ ابوبکر) با موضوع شرح خطبه فدكیه پرداخته شده است.
No image

شرح خطبه حضرت زهراعلیها السلام 12 (سخن حضرت(س) با انصار)

در این بخش متن سخنرانی با عنوان شرح خطبه حضرت زهراعلیها السلام 12 (سخن حضرت(س) با انصار) در موضوع شرح خطبه فدكیه آورده شده است.
No image

شرح خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها 10(غصب فدک)

در این متن به شرح خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها 10(غصب فدک) با موضوع شرح خطبه فدكیه پرداخته شده است.
No image

شرح خطبه حضرت زهراعلیهاالسلام 9 (فتنه سقیفه)

در این متن به شرح خطبه حضرت زهراعلیهاالسلام 9 (فتنه سقیفه) با موضوع شرح خطبه فدكیه پرداخته شده است.
Powered by TayaCMS