28 بهمن 1395, 4:16
مريم پناهنده
اميرالمؤمنين علي(ع) در حكمت 244 نهج البلاغه ميفرمايند: خداوند در هر نعمتى حقى دارد. كسيكه حقش را ادا كند نعمت او را افزون كند و كسي كه كوتاهى كند نعمت را در خطر زوال قرار مىدهد. سؤال و نكته اصلي در اين نوشتار اين است كه حق خداوند در برابر نعمتهايي كه به بندگانش عطا ميكند چيست؟
حضرت علي (ع)، خود جواب سؤال مطرح شده را با صراحت بيان داشته و ميفرمايند: كمترين حق خدا بر عهده شما اين است كه از نعمتهاي الهي در گناهان ياري نگيريد. (نهج البلاغه/ ترجمه دشتي/ حكمت 330) و اين حقي كوچك و در عين حال بزرگ و چشم گير است، چرا كه تمام هستي انسان، نعمتي است كه خداوند به وي عطا نموده و در انجام كوچكترين خطا و گناهي لاجرم بايد از اعضاي خويش اعم از جسماني و روحاني مدد جويد. استمداد از نعمتهاي خداوند در نافرماني او يعني ضايع كردن حق خداوند در برابر نعمتهايش.
يكي ديگر از حقوق خداوند در برابر نعمتهايش، شكرگزاري اوست. در يك روايت وارد شده است: كه سپاسگزارى را كوچك نشماريد. (مشكاه الأنوار / ترجمه عطاردى/ 24) اين روايت حكايت از مراتب و وجوه شكرگزاري دارد، بر اين اساس شكر خداوند به حمد و سپاس زباني او خلاصه نشده و مراتب و درجاتي را شامل ميشود. یک مرتبه شكر الهى، ديدن نعمتهاست از جانب خداى تعالى و او را منعم حقيقى دانستن، خواه نعمتهاى داخلى، مثل: وجود و حيات و علم و قدرت، و مانند اينها، و خواه خارجى، مثل: افلاك و انفس و بسايط و مركّبات، و غير اينها و غير او را موجد مستقلّ در ايجاد هيچ چيز ندانستن، و باز از جمله شكر الهى، عصيان نكردن او است به نعمت او. يعنى: نعمت او را به معصيت صرف نكردن، نه نعمتهاى داخلى، مثل آنكه اعضا و جوارح و قوا را به غير آنچه بايد كار فرمود، كار نفرمايد. و به نعمت هاى خارجى مثل آنكه مال را در مصارف نامشروع صرف نكند و اسراف در او را جايز نداند. حضرت در اين باره ميفرمايند: حتى اگر خداوند تهديد به عذاب در برابر عصيان نكرده بود، واجب بود به پاس نعمتهايش نافرمانى نشود. (همان/ 290) حاصل آنكه، شكر نه همين گفتن «شكراللّه» است، بلكه حقّ شكر آن است كه جوارح و اعضا را به غير آنچه لايق به اوست، مشغول ندارد. (مصباح الشريعه / ترجمه و شرح عبد الرزاق گيلان / 62-63) و اين شكرگزاري ثمراتي دارد از آن جمله از اسحاق بن عمّار نقل شده است كه امام صادق(ع) به من فرمود: اى ابا اسحاق! هرگاه خداوند نعمتى را بر بنده خود ارزانى داشته، و او قدر آن نعمت را با قلب درك كرده و آشكارا خداى را شكرگزار باشد، هنوز از سپاس فارغ نشده است كه دستور افزونى نعمتها (از جانب حق) براى او صادر مىگردد. (پاداش نيكيها و كيفر گناهان/ ترجمه ثواب الأعمال / 475) و طريق اصلي شكر نعمت موقوف بر شناخت نعمت است و در اينجا پيوند ميان علم و معرفت و شكر خداوند نيز حاصل ميشود و طريق حصول علم و معرفت شرع الهي است زيرا آنچه جميع رضاي الهي در آن يا خلاف آن رضاي اوست بيان كرده است.
از ديگر حقوق خداوند در برابر نعمتهايش علت وجود نعمتهاي گوناگون در اختيار انسان است كه با معرفت بدان، ميتوان حق خداوند در برابر آن را نيز به جاي آورد. در يك جمله ميتوان گفت هدف از خلقت انسان عبوديت و رسيدن به مرتبه كمال و استفاده از رحمت بيپايان الهي است. و ديگر مخلوقات خداوند نيز ياريگر او در رسيدن به سر منزل مقصود هستند، از اين رو حضرت ميفرمايند: اى مردم!از خدا بترسيد!هيچ كس بيهوده و عبث آفريده نشده كه به لهو وبازى پردازد، و سر خود رها نگرديده تا به كارهاى لغو و بى ارزش مشغول شود. آن مغرورى كه بهدنيا ظفر يافته بلند همتتر از آن كسى نيست كه به كمترين سهم از آخرتدست پيدا كرده است. (حكمت 370)
با شناخت صحيح نعمت و با معرفت به فلسفه وجودي و رسالتي كه در پي خلق آن نهفته است ميتوان نعمت را در جايگاه صحيح خود مصرف داشت. گاهي وجود نعمتي در دست فرد مبني بر بخشش و سود رساندن آن به ديگري است. حضرت امير در اين باره ميفرمايند: خدا را بندگاني است كه براي سود رساندن به ديگران نعمتهاي خاصي به آنان بخشيده تا آنگاه كه دست بخشنده دارند نعمتها را در دستشان باقي ميگذارد و هرگاه از بخشش دريغ كنند نعمتها را از دستشان گرفته و به دست ديگران خواهد داد. (حكمت 425) كوته سخن آنكه تمامي موارد مذكور را ميتوان به عنوان شرح و بسط مورد اولي يعني، كوچكترين حق خداوند دانست چرا براي حفظ چنين مرتبه لاجرم بايد مراتب فوق ذكر را نيز مراعات كرده و آنها در نظر داشت. اميد كه خداوند ما را از حق گذاران درگاهش قرار دهد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان