دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فصل ، در تذکر است

No image
فصل ، در تذکر است

کلمات کلیدی :تذکر، مجاهده با نفس، سالک، ياد خداى تعالى، منعم، نعمتهاى ظاهره و باطنه

نویسنده :

فصل ، در تذکر است

و از امـورى کـه انـسـان را معاونت کامل مى نماید در مجاهده با نفس و شیطان ، و باید انسان سـالک مـجاهد خیلى مواظب آن باشد، تذکر است . و ما این مقام [اول] را به ذکر آن ختم مى‌کـنیم با اینکه خیلى از مطالب باقى است . و آن در این مقام عبارت است از یاد خداى تعالى و نعمتهایى که به انسان مرحمت فرموده .

بـدان که از امور فطریه ، که هر انسان جبلة و فطرة بدان حکم مى‌کند، احترام منعم است . و هر کس در کتاب ذات خود اگر تأملى کند، مى‌بیند که مسطور است که باید از کسى که به انسان نعمتى داد احترام کند. و معلوم است هر چه نعمت بزرگتر باشد و منعم در آن انعام بـى‌غـرضـتر باشد، احترامش در نظر فطرت لازمتر و بیشتر است . مثلا فرق واضح است در احترام بین کسى که به شما یک اسب مى‌دهد و آن منظور نظرش هست ، با کسى که یک ده شـشـدانگى بدهد و در این دادن منتى هم نگذارد. مثلا اگر دکترى شما را از کورى نجات داد فطرتا او را احترام مى‌کنید، و اگر از مرگ نجات داد بیشتر احترام مى‌کنید. اکنون ملاحظه کن نعمتهاى ظاهره و باطنه که مالک الملوک جل شاءنه به ما مرحمت کرده که اگر جن و انس بخواهند یکى از آنها را به ما بدهند نمى توانند و ما از آن غفلت داریم . مثلا این هوایى که ما شب و روز از آن استفاده مى‌کنیم و حیات ما و همه موجودات محیط بسته به وجود آن است ، کـه اگـر یـک ربـع سـاعت نباشد هیچ حیوانى زنده نمى ماند، چه نعمت بزرگى است ، که اگر تمام جن و انس بخواهند شبیه آن را به ما بدهند عاجزند. و همین طور قدرى متذکر شو سـایـر نـعـیـم الهـى را از قـبـیـل صـحـت بـدن (و) قـواى ظـاهـره از قـبـیـل چـشـم و گـوش و ذوق و لمـس ، و قـواى بـاطـنـه از قـبـیـل خـیـال و وهـم و عقل و غیر آن ، که هر یک منافعى دارد که حد ندارد. تمام اینها را مالک المـلوک بـه مـا عـنـایـت فـرمـوده بـدون ایـنـکـه از او بـخـواهیم ، و بدون اینکه به ما منتى تـحـمـیـل فـرمـاید. و به اینها نیز اکتفا نفرموده و انبیا و پیغمبران فرستاده و کتبى فرو فـرسـتـاده و راه سـعـادت و شـقـاوت و بهشت و جهنم را به ما نموده ، و هر چه محتاج به او بـودیـم در دنـیـا و آخـرت بـه مـا عنایت فرموده ، بدون اینکه به طاعت و عبادت ما احتیاجى داشـتـه بـاشـد، یا به حال او طاعت و معصیت ما فرقى کند. فقط از براى نفع خود ما امر و نـهـى فـرمـوده . بـعـد از تـذکـر ایـن نـعمتها و هزاران نعمتهاى دیگر، که حقیقتا از شمردن کلیات آن تمام بشر عاجز است چه برسد به جزئیات آن ، آیا در فطرت شما احترام همچو مـنـعـمـى لازم اسـت ؟ و آیـا خـیـانـت نـمـودن بـه هـمـچـو ولى نـعـمـتـى در نـظـر عقل چه حالى دارد؟

و نیز از امورى که در فطرت ثبت و مسطور است احترام شخص بزرگ و عظیم است . این همه احتراماتى که مردم از اهل دنیا و ثروت مى‌کنند و از سلاطین و بزرگان مى‌نمایند، براى ایـن اسـت که آنها را بزرگ و عظیم تشخیص ‍ داده‌اند. آیا چه عظمتى به عظمت و بزرگى مـالک الملوک است که دنیاى پست و مخلوق ناقابل آن ، که کوچکترین عوالم است و تنگترین نـشـآت اسـت، تـاکـنـون عـقـل هیچ موجودى به آن، نرسیده ؟ بلکه به همین منظومه شمسى خـودمان، که از منظومات شمسى دیگر کوچکتر و در پیش شموس دیگر قدر محسوس ندارد، مـسـتکشفین بزرگ دنیا اطلاع پیدا نکرده اند. آیا این عظیم که با یک اشاره این همه عوالم و هـزاران هـزار عـوالم غـیـبـه را خـلق فـرمـوده لازم الاحـتـرام نـیـسـت در فـطـرت عقل ؟

و نـیـز، حـاضر در کتاب فطرت لازم الاحترام است . مى‌بینید که اگر انسان از کسى خداى نـکـرده بـدگـویى کند در غیابش ‍ ، اگر حاضر شد فطرتا سکوت مى‌کند و از او احترام مى‌نماید. و معلوم است خداى تبارک و تعالى در همه جا حاضر و تمام ممالک وجود در تحت نظر او اداره مى‌شود، بلکه همه نفس حضور و همه عالم محضر ربوبیت است .

اکـنـون مـتـذکـر شـو اى نفس خبیث نویسنده که چه ظلمى است بزرگ و چه گناهى است عظیم اگـر مـعـصـیـت هـمـچـو عـظـیمى را به نعمت خودش که قواى تو است در محضر مقدس خودش بـنـمایى . آیا اگر داراى یک خردله حیا باشى ، نباید از خجلت آب شوى و به زمین فرو بروى ؟

پـس، اى عزیز متذکر عظمت خداى خودت باش ، و متذکر نعمتها و مرحمتهاى او شو، و متذکر حـضور باش ، و ترک کن نافرمانى او را، و در این جنگ بزرگ بر جنود شیطان غلبه کن ، و مـمـلکـت خـود را مـمـلکـت رحـمـانـى و حـقـانـى کـن ، و بـه جـاى جـنـود شـیـطـان مـحـل اقـامـت لشـکـر حـق تـعالى نما، تا آنکه خداوند تبارک و تعالى تو را توفیق دهد در مـجـاهـده مـقـام دیـگـر و در مـیدان جنگ بزرگتر که در پیش است، و آن جهاد نفس است در عالم باطن و مقام دوم نفس ‍ که ان شاءالله به آن اشاره مى‌کنیم .

و بـاز تـذکـر دهـم کـه در هـر حـال به خود امیدى نداشته باش که از غیر خداى تعالى از کـسـى کارى برنمى آید. و از خود حق تعالى با تضرع و زارى توفیق بخواه که تو را در این مجاهده اعانت فرماید تا بلکه ان شاءالله غالب آیى . انه ولى التوفیق .

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

روانشناسی دین در مصاحبه با حجت الاسلام دکتر مسعود آذربایجانی

روانشناسی دین در مصاحبه با حجت الاسلام دکتر مسعود آذربایجانی

تعریف روان‏شناسی دین و امهات بحث روان‏شناسی دین کدام است؟ چه چیز باعث می‏شود که این دانش از دانش‏های دیگر جدا شود؟ وجه افتراق آن چیست؟
معناگرايي و معنويت در پديده ‏هاي فراروانشناختي

معناگرايي و معنويت در پديده ‏هاي فراروانشناختي

مدعای این نوشتار، پاسخ مثبت به این پرسش‌ها است؛ آنچه در فرا روانشناسی، فوق طبیعت خوانده می‌شود در قرآن مجید، جهان غیب نام دارد و میان این دو نیز نسبت و رابطه وجود دارد. از منظر قرآن مجید، رابطه متقابل انسان و جهان فوق طبیعت، امری پذیرفتنی است تا آنجا که در برخی موارد نیز ایمان به امور فراطبیعی و غیرمادی، ضروری دانسته شده است.
علل روان‏شناختي در گرايش به جنبش‏هاي معنوي نوپديد

علل روان‏شناختي در گرايش به جنبش‏هاي معنوي نوپديد

پژوهش حاضر به بررسي علل روان‌شناختي گرايش به جنبش‌هاي معنوي نوپديد با تأكيد بر علل شناختي مي‌پردازد؛ روش تحقيق، با رويكرد توصيفي ـ تحليلي، با تطبيق بر نمونه‌هاي عيني است. اين نمونه‌ها برگرفته از فيلم، گزارش، كتاب، اعتراف‌هاي مستند، شواهد باليني مشاوره‌‌اي و مصاحبه‌هاي بدون ساختار...
تجربه‏ هاي شبه عرفاني و داروهاي روان‏گردان از منظر روان‏شناختي

تجربه‏ هاي شبه عرفاني و داروهاي روان‏گردان از منظر روان‏شناختي

با تحقیق در باب داروهای فعال‌ساز روانی، علائق عرفانی به تجربه‌ي عرفانی گسترش یافته است. اعتقاد عمومی این بوده که چنین داروهایی برآورنده‌ی احوال عرفانی یا حالات اسکیزوفرنیک‌اند. گرچه میان این دو گونه حالت، شباهت‌های فیزیولوژیک یا پدیدارشناختی وجود دارد، ولی...
بررسي تحليلي- انتقادي مراقبه از منظر روان شناختي

بررسي تحليلي- انتقادي مراقبه از منظر روان شناختي

مدیتیشن بر کاهش اضطراب اثري غير مستقیم دارد، به اين صورت كه با کنار زدن افکار اضافی و منفی، فرد را وارد بخش آرام ذهن می‌کند و میزان تمرکز را در افراد بهنجار افزایش می‌دهد، در واقع مي‌توان مفهوم این کلمه را با واژه‌هایی نظیر فکر و اندیشه (تفکر و تعمق) بیان کرد...
Powered by TayaCMS