دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تفکر اپیکوری

No image
تفکر اپیکوری

روزنامه ابتکار

سه شنبه 28 شهریور ماه 1396

محمدعلی نویدی - تفکر بذر افشاندن و پاشیدن دانه های شناخت در زمین و زمینه زندگی انسان است، تا موضوعات و مسایل و مشکلات معطوف به انسان و زندگی اجتماعی وی به فهم آید و نظم و نسق پیدا کند.

و تبارشناسی تفکر، مطالعه و بررسی و تجزیه و تحلیل و تبیین این بذرها و ریشه ها و کیفیت رشد و اثربخشی آنها است. تبارشناسی تفکر، همزمانی و ناهمزمانی انواع اندیشه ها و افکار و نظریه ها و نگرش ها و منش ها را مورد بحث و بررسی قرار می دهد، یعنی یکی از کارهای تبارشناسی تفکر، تحقیق در مکاتب فکری همزمان و وجوه تشابه و تفاوت آنها و گونه اثرگذاری آنها است؛ مثل دو دانه و ریشه ای که همزمان پیدا شوند و رشد کنند و جوانه زنند و میوه دهند؛ به تعبیر دیگر، تبارشناسی تفکر، پژوهش و تحقیق و بررسی علمی و برهانی سیر تکاملی نحله ها و یا یک نحله و جریان فکری را به عهده دارد.

در خصوص تفکر اپیکوری، به غور و غوص عمیق تر و دقیق تر نیاز است؛ زیرا، نظام فکری اپیکوریان، دارای وجوه ابهام و ایهام نظری و عملی فراوان بوده است؛ شناخت منطقی و معقول تفکر اپیکوری مستلزم دقت و تأمل و درک و فهم شرایط زمانه و عناصر اندیشگی و عملی آنان است.

بنیانگذار مکتب اپیکوری، اپیکوروس یا ابیقور " Epicurus " در سال ۳۴۲ قبل از میلاد در شهر ساموس متولد شد؛ اپیکوروس، ابتدا از درسهای پامفیلوس افلاطونی و سپس نوسیفانس دموکریتی تعلیم یافت و بهره گرفت که این تعالیم و آموزش ها در نظام فکری و عملی وی تأثیر عمیق داشته است. اپیکوروس در سال "۳.۷ قبل از میلاد" در آتن مدرسه و حوزه علمی و فکری و عملی خود را تأسیس کرد؛ مورخان تاریخ اندیشه و تفکر و فلسفه از قول دیوگنس لایرتیوس که در قرن سوم پیش از میلاد می زیسته است، این گزارشات را نقل کرده اند مثل برتراندراسل در تاریخ فلسفه. باز بر طبق همین منابع گفته می شود، اپیکوروس کثیرالتالیف بوده است و حدود سیصد کتاب و رساله نگاشته است که جز معدودی از آنها باقی نمانده است.

در حوزه و مکتب اپیکوری، بعد از اپیکوروس، هرمارخوس "Hermarchus" اهل میتیلن، جانشین وی شد؛ و بعد از او پولوستر " Polystratus" و معروفترین شاگرد حوزه اپیکوری، لوکرسیوس کاروس "۹۱-۵۱ ق.م" که شاعر و اشاعه دهنده نظام فکری و روش عملی اپیکوروس بوده است، می باشد. لوکرسیوس تفکر اپیکوری را به زبان شعر در کتاب "درباره ی طبیعت اشیاء" بیان کرده است؛ بر این اساس، هدف عمده و اصلی تفکر اپیکوری، آزادسازی و رهایی بخشی آدمیان از ترس ارباب انواع و هراس از مرگ و هدایت آنان به آرامش نفس بود.

در مکتب اپیکوری، بطور کلی افکار و اندیشه های شخص اپیکوروس مدار و محور بوده است و دیگر متفکران چیز چندانی به نظام و مجموعه حوزه اپیکوری نیافزوده اند؛ پس بنابراین، شناخت مکتب و تفکر اپیکوریان به شناخت تفکر حکیم اپیکوروس بستگی دارد. اپیکوروس، از حیث روش و متدولوژی و منطق به شناخت ملاک حقیقت ارزش و اعتبار خاصی قایل بود؛ او معتقد به روش منطقی بود که به کار علم فیزیک و طبیعیات می آمد. لیکن، فیزیک نیز فقط تا آنجا مورد علاقه او بود که به علم اخلاق خدمت کند؛ یعنی، تمرکز اپیکوروس به علم اخلاق بود.

اپیکوروس همه تتبعات صرفاً علمی را حقیر شمرد و ریاضیات را بی فایده و بی ثمر دانست؛ زیرا، به نظر وی ریاضیات هیچ ارتباطی با هدایت زندگی و عمل انسانی نداشت؛ اما، دلیل اصلی مخالفت اپیکوروس با ریاضیات این بود که ریاضیات به وسیله معرفت حسی اثبات نمی‌شود، و از نظر اپیکوروس، معرفت حسی بنیان و پایه هر معرفتی بوده است، پایه بنیادین هر معرفتی حس است، این سخن و اصل هستی شناختی و معرفت شناختی اپیکوروس بوده است؛ یعنی، عقل مبتنی بر حواس است. در کتاب لوکرسیوس این مباحث آمده است. بنابراین، منطق اپیکوروس، قواعد و قوانین معرفت و ملاک های حقیقت را مورد بحث قرار می دهد و ملاک حقیقت ادراک حسی است که در آن به آنچه واضح است نایل می شویم. پس، ادراک حسی خطا نمی کند، بلکه خطا از طریق حکم پدید می آید. مثلاً، اگر حکم کنیم یک تصویر دقیقاً مطابق است با یک شیء خارجی، و در واقع مطابق نباشد، ما دچار خطا شده ایم.

ملاک دوم شناخت حقیقت به وسیله ی مفاهیم فراهم می شود؛ یعنی تصویر حافظه ای یا تصویر کلی. و ملاک سوم، احساسات است "به تاریخ فلسفه کاپلستون مراجعه شود".

هدف و انگیزه اصلی نظریه ی فیزیکی اپیکوروس غایت عملی بود نه معرفت نظری؛ یعنی، آزاد کردن آدمیان از ترس ارباب انواع و خدایان و عالم آخرت؛ و بدین سان بخشیدن آرامش به نفس آنان. از نظر اپیکوروس هستی خدایان مورد انکار نبود بلکه وی می گفت، ارباب انواع و خدایان در امور انسانی دخالتی ندارند؛ بدین سان معتقد بود انسان نیازی ندارد که خود را با خرافات مشغول کند. در این خصوص به اپیکوروس و تاریخ حیات وی داستان ها ساخته اند که از ساحت تفکر و حکمت و بحث اندیشگی و علمی خارج است؛ اگر چه می تواند در علاقه مندی اپیکوروس به تفکر و حکمت، نقش و اثر داشته باشد.

اپیکوروس، از حیث فیزیک و ساختار جهان نظام دموکریتوس را پذیرفت، یعنی او نیز مانند دموکریتوس دهری بود اما جبری نبود؛ بنابراین، نظام دموکریتوس برای اهداف عملی و اخلاقی اپیکوروس سودمند و نافع بود؛ نظام دموکریتوس همه ی پدیده ها را به وسیله مفاهیم مکانیکی اتمها و ذرات لایتجزی تبیین و تحلیل می کرد؛ یعنی، عالم و اشیاء ناشی از علل مکانیکی است و نیازی به فرض و وضع غایت انگاری نیست.

اپیکوروس مانند کورناییان لذت را غایت زندگی می دانست؛ هر موجودی در جست و جوی لذت است و نیکبختی در لذت است؛ هر انتخاب و اجتنابی با توجه به لذت صورت می گیرد؛ لیکن منظور اپیکوروس صرفاً لذات حسی نبود بلکه در اصل وی لذات آنی و احساسات فردی را لذات واقعی نمی دانست؛ بلکه مراد و مقصود وی لذاتی بود که در سراسر عمر دوام دارد؛ فلذا، اپیکوروس، لذات فانی و آنی را از لذات باقی و مانی متمایز می کرد؛ لذت برای اپیکوروس، بیشتر عبارت بود از غیبت و فقدان درد و الم و رنج، تا کامیابی مثبت؛ یعنی لذت در آرامش نفس است.

تندرستی و لذت عقلانی از نظر تفکر اپیکوری اهم و اعظم لذات است؛ رهایی بدن از درد و رنج و آزادی نفس از تشویش و اضطراب. پس در واقع، تفکرات و تأملات خردمندانه است که سبب لذت می شود و اساس انتخاب و پرهیز را اثبات می کند و پیش می آورد؛ بنابراین، لذات واقعی و حقیقی لذات خردپسند هستند.

لذت انگاری "Hedonism" اپیکوری، به معنای هرزگی و افسار گسیختگی و افراط و زیاده روی را نتیجه نمی دهد. بلکه نتیجه آن آرامش نفس و سکون خاطر است؛ زیرا، بدبختی آدمی یا از ترس است یا از آرزوهای نامحدود و عبث؛ و اگر وی از اینها جلوگیری کند، می تواند برکات و خیرات عقل و خرد را برای خویشتن تأمین کند.

محاسبه و اندازه گیری لذات و آلام، از عالی ترین فضایل انسانی است؛ حزم و احتیاط نیز از فضیلت های شریف آدمی است؛ در سایه این فضیلت های خردمندانه است که زندگی خوش و لذت بخش برای انسان حاصل می شود. بنابراین، فضایل عقلانی، همزادان زندگی دلپذیر و مطبوع انسانی هستند؛ دوری از حرص و طمع از آن جمله است.

از نظر اپیکوروس، تحصیل دوستی، ایمنی و آرامش زندگی را به ارمغان می آورد. بنابراین، اگر از دیدگاه و تفکر سقراطی کسب و طلب و دوستداری دانش موجب سعادت و خوشبختی انسان است؛ از نظر و تفکر ابیقوری، طلب و تحصیل لذت سبب خوشی و سعادت مندی آدمی است؛ لذات پایدار و بادوام نه لذات گذرنده و فناپذیر. از منظر تفکر ابیقوری، لذت منشأ درد و درد منشأ لذت است؛ بحث اعتدال و عدم افراط و تفریط در این مقوله حایز اهمیت می باشد.

سعادت آدمی در لذات عقلانی است که خوبی و خوشی را به ارمغان می آورد؛ از نگرش اپیکوروی، اغلب سعادت فردی منظور است؛ آنان یعنی اپیکوریان خود را، انجمن مقدس، می‌نامیدند و باغ خود را مجمع اخوان الصفا تلقی می کردند، چون فقط به خوبی ها فکر و عمل می کردند و همه سفارش به پیروی از تفکر خود می نمودند و راه و روش خود را سعادت بخش می دانستند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ماهواره و تربیت با رویکرد آگاهی‌بخشی

ماهواره و تربیت با رویکرد آگاهی‌بخشی

چیزی که در حوزه جنگ نرم به‌عنوان ابزارآلات فرهنگی بیشتر استفاده می‌شود؛ بحث سینما، مطبوعات، نرم‌افزارهای مبتنی بر تلفن همراه مانند همین واتس‌آپ، وایبر، تانگو، لاین و... است.
روش سلبی به مثابه روش فطری در تبلیغ دینی

روش سلبی به مثابه روش فطری در تبلیغ دینی

هدف این مقاله، بررسی ویژگی‌های روش تبلیغ «سلبی» و«پرهیزی» با تکیه بر مفاهیم قرآنی «تزکیه» و« ذکر»، و مقایسه آن با روش‌های «تجویزی» و «تحمیلی» در تبلیغ دینی است. با مقایسه همانندی‌ها و ناهمانندی های این دو روش (سلبی و فطری، در برابر تجویزی و ایجابی) مشخص می‌شود که در رویکرد سلبی، مبلغان به جای «دین‌دهی» از بیرون، باید تلاش کنند تا مخاطبان با مداخله و مکاشفه خود بر مبنای اصل «دین‌یابی» از درون، پی به ارزش‌های دینی ببرند.
صفات و ویژگی‌های تربیتی مبلغان از منظر قرآن کریم

صفات و ویژگی‌های تربیتی مبلغان از منظر قرآن کریم

تبليغ در قرآن به بلاغ، بيان، تبيين آمده و بیان‌ شده که يكي از وظايف مقدس و مهم انبياء، علماء، متفكران، دانايان و مصلحان است. با این زمینه، سؤال اساسی این خواهد بود که مبلغان برای چنین رسالت و وظیفه‌ مهمی باید دارای چه صفات و ویژگی‌هایی باشند؟
چیستی، چرایی و چگونگی تربیت تبلیغی

چیستی، چرایی و چگونگی تربیت تبلیغی

معنایی که از عبارت تربیت تبلیغی به ذهن متبادر می‌شود، این است که یک مبلغ باید به‌گونه‌ای تبلیغ کند که حاصل آن، تحقق امر تربیت در وجود متربی باشد. پس اگر تبلیغات به‌گونه‌ای انجام شود که این مهم میسر نگردد، نمی‌توان گفت که «تربیت تبلیغی» صورت گرفته است، بلکه می‌توان گفت که «آموزش تبلیغی» انجام شده است.
ضرورت و قلمرو «فقه‌ فرزندپروری» در تربیت دینی

ضرورت و قلمرو «فقه‌ فرزندپروری» در تربیت دینی

فرزندپروری از ابتدای خلقت مورد ابتلای والدین بوده و سبک‌های آن نیز در دهه‌های اخیر مورد توجه‌ی علومِ رفتاری قرار گرفته است. فرزندپروری فقهی و ابتناء سبکی از فرزندپروری بر احکامِ فقهی، ایده‌ای است که نوشتار پیش‌رو به دنبالِ تبیینِ ضرورت و قلمرو آن است
Powered by TayaCMS