دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

لعان

No image
لعان

كلمات كليدي : قرآن، لعان، قذف، سوگند، شهادت، لعنت

نویسنده : ابراهيم صالحي حاجي آبادي

لعان جمع "لعن" است، در لغت به معنی دور کردن و راندن از خیر آمده؛[1] و در اصطلاح دینی به معنای راندن از روی غضب است که از ناحیه‌ی خدا در آخرت به معنای عذاب، در دنیا به معنای انقطاع از رحمت و از ناحیه‌ی انسان یعنی نفرین دیگری.[2] "لعان" به عنوان مباهله، میان دو نفر و بیشتر به‌کار می‌رود؛[3] که در اصطلاح فقهی عبارتست از مباهله کردن زوجین برای اثبات ادعای خود راجع به زنا یا انکار فرزند، که با لفظ و شرایط مخصوص نزد حاکم صورت می‌پذیرد.[4]

لعان در نگاه قرآن

برخی از احکام و شیوه‌های لعان در آیات اولیه‌ی سوره‌ی نور بیان شده[5] که در شأن نزول این آیات گفته‌اند: هنگامی که رسول اکرم-صلی الله علیه و آله- از جنگ تبوک بازگشت، "عویمر بن ساعده" نزد آن حضرت آمد و گفت: هسمرم با "شریک بن سمحاء" زنا کرده و حامله شده!، رسول‌الله از وی روی برگرداند، "عویمر" سخن خود را تا چهار مرتبه تکرار کرد! حضرت به خانه رفت و آیات اول سوره‌ی نور نازل شد و آن دو زوج نزد رسول‌الله ملاعنه کردند.[6]

قرآن کریم "لعان" را برای افرادی مطرح کرده که در صورت نسبت دادن "زنا" و بارداری نامشروع از ناحیه‌ی مردان به همسرانشان، بتوانند با این شیوه ادعای خود را اثبات کرده و حد قذف[7] را از خود بردارند.[8]

این حکم مختص به اسلام بوده و دلیلی وجود ندارد که عمل لعان در جاهلیت صورت گرفته باشد و یا مردی همسر خود را به زنا متهم نماید، بنابراین لعان و احکام مربوط به آن در اسلام تشریع شد.[9]

حکم شهادت برای مردان در قرآن

اگر فردی زن پاکدامنی را متهم به کار ناشایست کرد، باید چهار شاهد برای مدعای خود بیاورد؛ در غیر این صورت، حد قذف بر وی جاری شده و هشتاد تازیانه می‌خورد.[10] حال اگر مردی همسر خود را به عمل ناشایست متهم کرد و هیچ شاهدی نداشت، حکم مذکور در مورد او جاری نمی‌شود؛ زیرا قرآن کریم در این مورد می‌فرماید:

«وَالَّذِینَ یرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ‌یکُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ...»[11]

«و کسانی که همسران خود را (به عمل منافی عفت) متهم می‌کنند، و گواهانی جز خودشان ندارند، هر یک از آنها باید چهار مرتبه به نام خدا شهادت دهد...»

این آیه تخصیص برای دو آیه قبل بود[12] که تصریح کرد: «و کسانی که زنان پاکدامن را متهم می‌کنند، سپس چهار شاهد (بر مدعای خود) نمی‌آورند، آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید».[13] این نوع تهمت در فقه تحت عنوان "قذف" مطرح شده و فتوای فقهاء بر تحریم این عمل نیز بر اساس همین آیات و روایاتی است که در این زمینه وارد شده است.[14]

چون خداوند متعال در این مورد، بین زن و شوهر و دیگر افراد جامعه، تفاوت قائل شده و برای همسران در صورت عدم وجود شاهد بر مدعای خود، حقی به عنوان "لعان"، جهت اثبات ادعای خود قرار داده است. اما علت اینکه خداوند متعال حکمی جداگانه برای زن و شوهر بیان کرد و این حکم تخصیص خورد، شاید به این علت باشد که زن و شوهر برای حفظ آبروی خود و خانواده، به راحتی همدیگر را متهم به این گونه اعمال نمی‌کنند و طلبیدن شاهد برای شهادت این کار نیز با حفظ آبروی آنها منافات دارد، از طرف دیگر غیرت مرد اجازه نمی‌دهد، همسرش را با کسی ببیند و عکس‌العملی نشان ندهد؛ بنابراین "لعان" به عنوان مناسب‌ترین راه کار بیان شده، و شهادت شوهر به تنهایی نزد قاضی -با حفظ شرایط- مورد قبول است.[15]

شیوه‌ی "لعان" شوهر

در مسئله‌ی لعان شوهر برای اثبات مدعای خود و نیز به‌خاطر دفع حد قذف، باید چهار مرتبه شهادت بدهد که از راستگویان است و در مرحله پنجم برای خود طلب لعنت نماید:[16]

«وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَیهِ إِنْ کَانَ مِنَ الْکَاذِبِینَ»[17]

«و در پنجمین بار بگوید که لعنت خدا بر او باد، اگر از دروغگویان باشد.»

با توجه به نص آیه و شأن نزول آن، شوهر زن برای اثبات مدعای خود باید چهار مرتبه بگوید: «خداوند را شاهد می‌گیرم در آنچه به همسرم نسبت دادم از راستگویان هستم»؛ و در مرحله‌ی پنجم لازم است بگوید: «لعنت خدای بر من، اگر در آنچه به همسرم نسبت دادم، از دروغگویان باشم». مرد با گفتن این پنج جمله، مدعای خود را به اثبات می‌رساند.[18]

حق "شهادت" برای زنان در قرآن

از آنجا که خداوند نمی‌خواهد زن در مقابل لعان و عمل مرد، محکوم شود؛ زیرا ممکن است مرد به دروغ ادعا کند و شهادت دهد، این حق شهادت و لعان را برای زن نیز قرار داده، تا اتهام وارده را از طرف شوهر، با گفتن الفاظی از خود دفع نماید:[19]

«وَیدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکَاذِبِینَ»[20]

«آن زن نیز می‌تواند کیفر (زنا) را از خود دور کند، به این طریق که چهار بار خدا را به شهادت طلبد که آن مرد (در این نسبتی که به او می‌دهد) از دروغگویان است.»

مراد از"درء" دفع کردن چیزی را گویند[21] و اینکه در روایت می‌فرماید: «اِدرِؤُا الحُدوُدَ ما اِستَطَعتُم»[22] یعنی «تا جایی که توانایی دارید، حدود را از خود دفع کنید»، اشاره به همین مطلب دارد. و عذابی که در آیه‌ی شریفه ذکر شده، همان حدی است که برای زنا بیان شد. بنابراین مراد از "وَیدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ" همان دفع حدّ "زنا" بوده؛ زیرا زن فقط به‌وسیله‌ی گفتن این پنج شهادت می‌تواند خود را از اجرای حدّ "زنا" نجات دهد.[23]

شیوه‌ی "لعان" زن

زن بعد از اینکه چهار مرتبه شهادت داد به دروغ بودن گفتار مرد، در مرحله‌ی پنجم در صورت صداقت مرد در ادعا و شهادت، باید غضب الهی را برای خود طلب کند:

«وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَیهَا إِنْ کَانَ مِنَ الصَّادِقِینَ»[24]

«و بار پنجم بگوید که غضب خدا بر او باد، اگر آن مرد از راستگویان باشد.»

شهادت زن به این شیوه است که چهار مرتبه باید بگوید: «خدا را شاهد می‌گیرم، شوهرم راجع به آنچه به من نسبت داد، از دروغگویان است»؛ سپس در مرتبه‌ی پنجم بگوید: «غضب خدای بر من اگر شوهرم در آنچه به من نسبت داد، از راستگویان باشد».[25]

نکته‌‌ای که در آیات قابل تأمل است اینکه مرد در مرتبه‌ی پنجم برای خود طلب "لعنت" ‌کرد، اما زن در مرتبه‌ی پنجم برای خود طلب" غضب" نمود؛ دلیلش اینست که "غضب" به مراتب بالاتر از "لعن" بوده و مستلزم کیفر و مجازات است؛ برخلاف "لعن" که تنها به معنای طلب دوری از رحمت الهی برای فرد می‌باشد.[26]

احکام "لعان" در اسلام

آیات شریفه اصل مسأله را طرح کرده، اما اشاره‌ای به احکام "لعان" ننموده و مسئله را مسکوت رها کرده است؛ لذا بر اساس تصریح برخی آیات، برای شناخت و تفصیل این احکام باید به پیامبر و اهل بیت ایشان –سلام‌الله علیهم- مراجعه شود.[27] از امام صادق -علیه‌السلام- روایت شده: لعان در صورتی واقع می‌شود که حتماً دخول صورت گرفته باشد.[28] در روایت بعدی هست که "لعان" باید با زبان گفته شود و افرادی که لال هستند، لعان ندارد.[29] البته لعان مخصوص افراد حُرّ(آزاد) نیست، بلکه در روایت وارد شده که لِعان میان حُرّ و مملوک، عبد و کنیز، مسلمان و یهودی و نصرانی واقع می‌شود.[30] و خیلی از احکام دیگر که در باب لعان از اهل بیت عصمت وارده شده، اما در مجال این مقاله نمی‌گنجد.[31]

شاید علت اینکه این احکام در آیات بیان نشده، این باشد که قرآن کریم به جهت استمرار علاقه میان زوجین، از نتائج و احکام لعان بحثی به میان نیاورده، و تنها برای حل این مشکل که ممکن است میان زوجین پیش بیاید، سخن به میان آورده است؛ چون بنا بر تصریح روایات وارده از اهل بیت عصمت، با انجام "لعان" زن و شوهر به همدیگر حرام ابد می‌شوند، و حتی با عقد جدید نمی‌توانند رجوع کنند؛ همان‌گونه که مشهور میان فقهاء مسلمین همین بوده با اینکه برخی قائلند: اگر شوهر اعتراف به کذب خود کند و حدّ بر وی جاری شود، با عقد مجدد زن و شوهر به هم محرم می‌شوند که تفصیل این مسائل باید در فقه پی‌گیری شود.[32]

مقاله

نویسنده ابراهيم صالحي حاجي آبادي
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - احکام و فقه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ماهواره و تربیت با رویکرد آگاهی‌بخشی

ماهواره و تربیت با رویکرد آگاهی‌بخشی

چیزی که در حوزه جنگ نرم به‌عنوان ابزارآلات فرهنگی بیشتر استفاده می‌شود؛ بحث سینما، مطبوعات، نرم‌افزارهای مبتنی بر تلفن همراه مانند همین واتس‌آپ، وایبر، تانگو، لاین و... است.
روش سلبی به مثابه روش فطری در تبلیغ دینی

روش سلبی به مثابه روش فطری در تبلیغ دینی

هدف این مقاله، بررسی ویژگی‌های روش تبلیغ «سلبی» و«پرهیزی» با تکیه بر مفاهیم قرآنی «تزکیه» و« ذکر»، و مقایسه آن با روش‌های «تجویزی» و «تحمیلی» در تبلیغ دینی است. با مقایسه همانندی‌ها و ناهمانندی های این دو روش (سلبی و فطری، در برابر تجویزی و ایجابی) مشخص می‌شود که در رویکرد سلبی، مبلغان به جای «دین‌دهی» از بیرون، باید تلاش کنند تا مخاطبان با مداخله و مکاشفه خود بر مبنای اصل «دین‌یابی» از درون، پی به ارزش‌های دینی ببرند.
صفات و ویژگی‌های تربیتی مبلغان از منظر قرآن کریم

صفات و ویژگی‌های تربیتی مبلغان از منظر قرآن کریم

تبليغ در قرآن به بلاغ، بيان، تبيين آمده و بیان‌ شده که يكي از وظايف مقدس و مهم انبياء، علماء، متفكران، دانايان و مصلحان است. با این زمینه، سؤال اساسی این خواهد بود که مبلغان برای چنین رسالت و وظیفه‌ مهمی باید دارای چه صفات و ویژگی‌هایی باشند؟
چیستی، چرایی و چگونگی تربیت تبلیغی

چیستی، چرایی و چگونگی تربیت تبلیغی

معنایی که از عبارت تربیت تبلیغی به ذهن متبادر می‌شود، این است که یک مبلغ باید به‌گونه‌ای تبلیغ کند که حاصل آن، تحقق امر تربیت در وجود متربی باشد. پس اگر تبلیغات به‌گونه‌ای انجام شود که این مهم میسر نگردد، نمی‌توان گفت که «تربیت تبلیغی» صورت گرفته است، بلکه می‌توان گفت که «آموزش تبلیغی» انجام شده است.
ضرورت و قلمرو «فقه‌ فرزندپروری» در تربیت دینی

ضرورت و قلمرو «فقه‌ فرزندپروری» در تربیت دینی

فرزندپروری از ابتدای خلقت مورد ابتلای والدین بوده و سبک‌های آن نیز در دهه‌های اخیر مورد توجه‌ی علومِ رفتاری قرار گرفته است. فرزندپروری فقهی و ابتناء سبکی از فرزندپروری بر احکامِ فقهی، ایده‌ای است که نوشتار پیش‌رو به دنبالِ تبیینِ ضرورت و قلمرو آن است
Powered by TayaCMS