دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نشانه پیروزی در مصاف با شیطان

در مقابل شیطان با سعی وکوشش زیاد صف آرایی کنید و با مخالفت کردن بر او غلبه کنید . (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
نشانه پیروزی در مصاف با شیطان
نشانه پیروزی در مصاف با شیطان

قال امیرالمؤمنین علیه السلام:

صافّوا الشیْطانَ بالمُجاهدة واغْلبوه بالمُخالفة…

(شرح غررالحکم/ ج 4/ص 217)

ترجمه:

در مقابل شیطان با سعی وکوشش زیاد صف آرایی کنید و با مخالفت کردن بر او غلبه کنید .

(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)

توضیح :

نشانه پیروزی در مصاف با شیطان

امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید: «صافّوا الشیْطانَ بالمُجاهدة واغْلبوه بالمُخالفة، تزکو أنفسکم وتعلو عنْد الله درجاتکمْ»[1]؛ راه تشخیص شکست و پیروزی در جهاد اصغر روشن و آسان است، اما نشانه تشخیص پیروزی و شکست در نبرد با دشمن درون موافقت و مخالفت است.
اگر شیطان دستور داد و انسان را به گناهی تحریک کرد و او انجام داد و به جایی که نباید نگاه بکند، نگاه کرد، مالی را که نباید بگیرد، گرفت یا سخنی را که نباید بگوید، گفت و با این که می‌داند این کار، گناه است با او موافقت کرد و خواسته‌های او را برآورد، زمینه پیشروی او و شکست خود را فراهم کرده‌است. اگر کسی دستی به گناه دراز کرد، پایی به جای حرام گشود، و زبانی به دروغ و تهمت و افترا و مانند آن باز کرد، همان لحظه شروع گناه لحظه پیشروی شیطان است، چنانکه لحظه‌ای که دارد مقاومت می‌کند، لحظه عقب نشینی شیطان و اسیر کردن وی است، امّا وقتی کاملاً گناه را ترک می‌کند لحظه پیروزی او و شکست شیطان است.

شیطان مانند دزدان هراسناک به هنگام حمله آماده فرار است و آن قدر قوی نیست که در هنگام تهاجم، مقاوم باشد: ﴿إنَّ کید الشّیطان کان ضعیفاً﴾[2]؛ کید شیطان همیشه ضعیف بوده و هست و این اختصاص به زمان معیّنی ندارد؛ زیرا تعبیر «کان» در این آیه، دلالت بر استمرار می‌کند. از اوّل هم شیطان در برابر عقل و وحی الهی ضعیف بود. بنابراین، اگر کسی در جنگ با شیطان شکست بخورد،

در حقیقت در جنگ با دشمنی ضعیف شکست خورده و باید خیلی ضعیف النّفس باشد تا دشمنی ضعیف او را شکست دهد.

حال اگر دشمن، ضعیف است چرا به این نبرد، جهاد اکبر گفته‌اند؟ پاسخ این است که چون میدان جهاد با شیطان و ابزار اغوای او، یعنی هوای نفس بسیار وسیع است و غنیمت یا غرامتی که در این جنگ نصیب یا دامنگیر انسان می‌شود بسیار مهمّ است. هر جنگی در جهان طبیعت رخ دهد هم غنیمتهایش محدود است و هم غرامتهایش، ولی غنیمتهای جهاد با شیطان و نفس اماره نامحدود و غرامتهایش نیز جبران‌ناپذیر است؛ زیرا انسان در نبرد با شیطان، یا شرف و شرع را حفظ می‌کند یا آنها را از دست می‌دهد، از این جهت جنگ، جنگ اکبر است و برای انسانی که ورزیده نیست، جنگ با دشمن درون، گرچه ضعیف باشد، دشوار است. و گرنه به لحاظ دشمن اگر سنجیده شود، جنگ، بزرگی نیست. انسانی که عقل دارد و به وحی تکیه کرده و به رکن وثیق عنایت الهی وابسته شده شکست نمی‌خورد.

از این رو امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) فرمود: شما در برابر شیطان صف‌آرایی کنید. مسائل علمی و برهانی را در جبهه مغالطات و ترس از خدا را در جبهه تهدید او و ترس از دنیا و امید به وعده و بهشت الهی را در جبهه زرق و برق فریبای شیطانی قرار بدهید؛ یعنی او از سه راه، حمله می‌کند پس شما هم در سه جبهه دفاع کنید.

او برای این که کسی را فریب داده بگوید، قیامت و پیغمبری نیست؛ بلکه محدوده هستی همین طبیعت است، مغالطه‌های وهمی را ردیف می‌کند! و شما در جبهه فکری در برابر مغالطه‌های وهمی او خود را به براهین عقلی مسلح کنید، تا با آن از مغالطه‌های وهمی شیطان برهید و این، کاری فکری است.

در جبهه دوم، شما را از بسیاری از امور می‌ترساند. شما هم در مقابل بگویید من اگر برای ترس وَهْمی، تن به تباهی بدهم، جهنم را چه کنم؟ من که باید بترسم،فقط از جهنم و عذاب خدا می‌ترسم نه از غیر او، چنانکه ذات اقدس اله می‌فرماید: ﴿الّذین یبلّغون رسالات الله ویخشونه ولا یَخشون أحداً الاّ الله﴾[3]؛ مبلّغان الهی، تنها از خدا هراسناکند. پس اگر شیطان خواست کسی را تهدید، و با وعید مرعوب کند، او می‌گوید: من فقط از خدا می‌ترسم، نه از غیر او.
در جبهه سوم، شیطان اگر بخواهد کسی را با زرق و برق فریب دهد، این شخص می‌گوید من فقط به رزق الهی امیدوارم؛ نه این که بر زرق و برق شیطانی تکیه کنم. بنابراین، جاهل و نیز عالم غیر مُهذّب، زود فریب می‌خورد. تنها گروهی موفقند که دو رکن اساسی عقل عارف و نفس عزوف را تحصیل کرده باشند: «لایزکو عندالله سبحانه إلا عقل عارف ونفس عزوف»[4].
شایان ذکر است که گر چه کید زنان در قرآن کریم به وصف بزرگی موصوف شد: ﴿...إنَّ کیدکنّ عظیم﴾[5]، لیکن هر عظیمی در قیاس با عنایت پروردگارِ بزرگ، حقیر و زبون است از این رو هم کید شیطان جنّی و هم کید شیطان انسی با اعتماد بر لطف خداوند، ضعیف و اندک است.

    منبع : برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج 11/صص111،112
    پی نوشت :
  • [1] ـ شرح غررالحکم، ج 4، ص 217.
  • [2] ـ سوره نساء، آیه 76.
  • [3] ـ سوره احزاب، آیه 39.
  • [4] ـ شرح غررالحکم، ج 6، ص 427.
  • [5] ـ سوره یوسف، آیه 28.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ماهواره و تربیت با رویکرد آگاهی‌بخشی

ماهواره و تربیت با رویکرد آگاهی‌بخشی

چیزی که در حوزه جنگ نرم به‌عنوان ابزارآلات فرهنگی بیشتر استفاده می‌شود؛ بحث سینما، مطبوعات، نرم‌افزارهای مبتنی بر تلفن همراه مانند همین واتس‌آپ، وایبر، تانگو، لاین و... است.
روش سلبی به مثابه روش فطری در تبلیغ دینی

روش سلبی به مثابه روش فطری در تبلیغ دینی

هدف این مقاله، بررسی ویژگی‌های روش تبلیغ «سلبی» و«پرهیزی» با تکیه بر مفاهیم قرآنی «تزکیه» و« ذکر»، و مقایسه آن با روش‌های «تجویزی» و «تحمیلی» در تبلیغ دینی است. با مقایسه همانندی‌ها و ناهمانندی های این دو روش (سلبی و فطری، در برابر تجویزی و ایجابی) مشخص می‌شود که در رویکرد سلبی، مبلغان به جای «دین‌دهی» از بیرون، باید تلاش کنند تا مخاطبان با مداخله و مکاشفه خود بر مبنای اصل «دین‌یابی» از درون، پی به ارزش‌های دینی ببرند.
صفات و ویژگی‌های تربیتی مبلغان از منظر قرآن کریم

صفات و ویژگی‌های تربیتی مبلغان از منظر قرآن کریم

تبليغ در قرآن به بلاغ، بيان، تبيين آمده و بیان‌ شده که يكي از وظايف مقدس و مهم انبياء، علماء، متفكران، دانايان و مصلحان است. با این زمینه، سؤال اساسی این خواهد بود که مبلغان برای چنین رسالت و وظیفه‌ مهمی باید دارای چه صفات و ویژگی‌هایی باشند؟
چیستی، چرایی و چگونگی تربیت تبلیغی

چیستی، چرایی و چگونگی تربیت تبلیغی

معنایی که از عبارت تربیت تبلیغی به ذهن متبادر می‌شود، این است که یک مبلغ باید به‌گونه‌ای تبلیغ کند که حاصل آن، تحقق امر تربیت در وجود متربی باشد. پس اگر تبلیغات به‌گونه‌ای انجام شود که این مهم میسر نگردد، نمی‌توان گفت که «تربیت تبلیغی» صورت گرفته است، بلکه می‌توان گفت که «آموزش تبلیغی» انجام شده است.
ضرورت و قلمرو «فقه‌ فرزندپروری» در تربیت دینی

ضرورت و قلمرو «فقه‌ فرزندپروری» در تربیت دینی

فرزندپروری از ابتدای خلقت مورد ابتلای والدین بوده و سبک‌های آن نیز در دهه‌های اخیر مورد توجه‌ی علومِ رفتاری قرار گرفته است. فرزندپروری فقهی و ابتناء سبکی از فرزندپروری بر احکامِ فقهی، ایده‌ای است که نوشتار پیش‌رو به دنبالِ تبیینِ ضرورت و قلمرو آن است
Powered by TayaCMS