دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

واژه حق در قرآن و روایات‌

واژه حق معانی گوناگونی دارد که در همه معانی لغوی و اصطلاحی آن یک نحو ثبوت ملحوظ است، معنایی که از این کلمه در قلمرو حقوق استفاده می‌شود مفهومی است اعتباری.
واژه حق در قرآن و روایات‌
واژه حق در قرآن و روایات‌
نویسنده: نسترن پناهیان

واژه حق معانی گوناگونی دارد که در همه معانی لغوی و اصطلاحی آن یک نحو ثبوت ملحوظ است، معنایی که از این کلمه در قلمرو حقوق استفاده می‌شود مفهومی است اعتباری. اعتباری بودن این مفهوم به این معنی است که به هیچ وجه ما بإزای عینی خارجی ندارد و تنها در ارتباط با افعال اختیاری انسان ها مطرح می‌شود؛ انسان‌های آزاد و صاحب اختیار یک دسته کارها را باید انجام دهند و از دسته دیگری از کارها باید بپرهیزند، بر محور همین بایدها و نبایدهای حاکم بر رفتار آدمیان، مفاهیمی از قبیل حق و تکلیف زاده می‌شوند.‌

در زمینه تعریف حق، فلاسفه حقوق و حقوقدانان مطالعات و تحقیقات فراوانی به عمل آورده اند و اصولیون و فقها بحث‌های عمیق و وسیع داشته اند و علاوه بر طرح این مسئله در کتب اصول و فقه، در رسائل مفرده و نگاشته‌های جداگانه به این خصوص پرداخته اند. در این کتب بیان شده است که «حق امری است اعتباری که برای کسی بر دیگری وضع می‌شود.» این حق ممکن است ریشه واقعی داشته یا نداشته باشد؛ یعنی در مفهوم آن وجود یا عدم ریشه واقعی ملحوظ نیست. در این تعریف به سه عنصر بر می‌خوریم: کسی که حق برای اوست (من له الحقّ). کسی که حق بر اوست (من علیه الحقّ). آنچه متعلق حق است.‌

واژه حق در قرآن و روایات در معانی و مفاهیم متعدد به کار رفته است. کلمه حق در قرآن معانی فراوانی دارد. این کلمه در قرآن حدود 247 بار به کار رفته است، 227 17 بار به صورت حقّاً و 3 بار به صورت حقّه. اما در بیش از دویست مورد مفهوم حقوقی ندارد، مثلاً گاهی به عنوان صفت برای خدای متعالی استعمال شده است. مانند: «ذلک بانّ الله هوالحقّ.»

این ها به خاطر آن است که خداوند حق است. و گاهی در مورد کارهای خداوند به کار رفته است مثل: «ما خلق الله السّموات و الارض و ما بینهما الّا بالحقّ». خدا آسمان ها و زمین و آنچه را که در میان آن دو است جز به حق نیافرید. مراد آن است که کار لهو، لعب و عبث نیست بلکه یکسره حکیمانه است.‌

فعل قضا و حکم به معنای داوری نیز یکی از افعال انسان است که در قرآن گاهی با صفت به حق بودن وصف شده است. قضاوت آن گاه به حق است که قاضی و حاکم حق داوری داشته باشد و طبق موازین معتبر حقوقی داوری کند، در غیر این صورت به ناحق خواهد بود. «یا داوود انّا جعلناک خلیفهً فی الارض فاحکم بین النّاس بالحقّ». در قرآن در مورد داوری به حق دو تعبیر بالعدل و بالقسط هم به کار رفته است که نشان می‌دهد این سه مفهوم خیلی به هم نزدیکند؛ علاوه بر آن در قرآن داوری‌های الهی نیز با قسط و حق وصف شده است مانند: «قال ربّ احکم بالحقّ» گفت: پروردگارا به حق داوری فرما. در آیات متعددی نیز قضاوت به حق و قسط به صورت مجهول آمده ولی معلوم است که فاعل آن خدای متعال است مانند: «وقضی بینهم بالحقّ» و میان آنها به حق داوری می‌شود. در بعضی از آیات کلمه حق به معنای حقوقیش استعمال شده است مانند: «الذّی علیه الحقّ» که در آن به عنوان کسی که حق بر عهده اوست مورد نظر است.‌

در اینجا باید یادآوری شود که در بسیاری از روایات کلمه حق در معنایی به کار رفته که شبیه معنی اصطلاحی آن در حقوق است ولی با آن یکی نیست و به جای آنکه به حوزه حقوق مربوط باشد به حوزه اخلاق اختصاص دارد: به عنوان نمونه از رساله الحقوق امام زین العابدین به چنین عناوینی بر می‌خوریم: حق خدای متعال بر انسان، حق نماز، حق حج... پیداست که هیچ یک از این حق ها مفهوم حقوقی ندارد، بلکه همگی به قلمرو اخلاق بستگی دارند.

مقاله

نویسنده نسترن پناهیان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

علم و معنويت؛ همگرايي يا واگرايي

علم و معنويت؛ همگرايي يا واگرايي

مقاله حاضر به بررسي وجوه همگرايي يا واگرايي بين علم و معنويت مي‌پردازد. موضوع ارتباط یا جدایی بین علم و معنویت از گذشته وجود داشته و در حال حاضر نیز منشأ بحث‌های فراوانی بین اندیشمندان است.
نسبت خدا و انسان در عرفان

نسبت خدا و انسان در عرفان

انسان در نظام عرفان اسلامی، جایگاه ویژه و برجسته‌ای دارد؛ به طوری‌که او را به‌گونه‌ی ممتازی از دیگر مخلوقات متمایز ساخته است. انسان با برخورداری از جامعیت اسماء الهی، به مثابه آیینۀ تمام نمای آفریدگار جهان هستی است
مسأله زن و زناشويي در عرفان اسلامي

مسأله زن و زناشويي در عرفان اسلامي

این مقاله برآن است تا نشان دهد عرفان اسلامی تحت تعلمیات پیامبر اکرم- نگاهی متعالی در عین اعتدال و همراهی با فطرت در مساله زن و زناشویی ارائه کرده است.
عقل گريزي و شريعت‌ستيزي در انديشه‌ي پائولوكوئليو و اشو

عقل گريزي و شريعت‌ستيزي در انديشه‌ي پائولوكوئليو و اشو

بررسي ديدگاههاي دو تن از رهبران جنبشهاي معناگراي نوظهور، پائولوكوئليو و اشو درباره عقل و شرع با رويكردي انتقادي و برپايهي معارف معنوي و مباني عرفان اسلامي
علت شناسي جنبش‏هاي نوپديد ديني

علت شناسي جنبش‏هاي نوپديد ديني

در این مقاله تلاش میشود تا به بررسی جنبش‌های نوپدید دینی به عنوان محصول جهانی‌شدن در حوزه معنویت پرداخته شود.
Powered by TayaCMS