دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کینه و کینه‌توزی

مؤمن کسی است تا در مجلسی نشسته است، ممکن است کینه بورزد، امّا زمانی که برمی خیزد، کینه هم از دلش بیرون می رود.
کینه و کینه‌توزی
کینه و کینه‌توزی

کینه و کینه‌توزی

قال الصادق(ع): «المؤمنُ یَحقِدُ مادامَ فی مجلسِهِ، فإذا قامَ ذَهَبَ عنهُ الحِقدُ» ( تحف العقول، ترجمه احمد جنّتی، ص690)

شاید هریک از ما، در زندگی روزمرّه خود، افرادی را مشاهده کرده‌ایم که "کینه‌ای" و "کینه‌توز" هستند و یا شاید خود ما هم فردی کینه‌ای بوده و خود، از آن، بی‌خبر باشیم. یکی از اوصافی که در روایات به‌شدت از آن نکوهش شده، همین روحیه و صفت کینه و کینه‌توزی است؛ چراکه کینه‌توزی، ناشی از پستی انسان است و انسان مؤمن، کینه‌توز نیست. پیامبر اسلام(ص) در این باره می‌فرمایند:

«المؤمنُ لیس بحَقُودٍ»[1]

انسان مؤمن کینه‌توز نیست.

کینه درعربی از ریشه «حِقد» است؛ زمانی که انسان دچار خشم و غضب می‌شود و از انتقام نا‌توان باشد، چاره‌ای ندارد جز اینکه خشم و غضب خود را فرو برد، این خشم و غضب به باطن بر می‌گردد و عُقده‌ی درونی ایجاد می‌کند و تبدیل به کینه می‌شود. معنی کینه نسبت به کسی، این است که آن شخص همیشه و دائم در قلب انسان سنگینی کند و در دل، از او بغض و تنفّر داشته باشد.

در روایتی از حضرت علی(ع) وارد شده است که می‌فرمایند: دنیا کوچکتر، حقیرتر و کمتر از آن است که از کینه‌ها پیروی شود و آدمی به‌دنبال کینه‌توزی برود.[2]

روایت شده که پیامبر اکرم(ص) در مورد مردی از انصار شهادت داد: که او اهل بهشت است. اصحاب وقتی از حالِ او جستجو کردند، عمل فوق‌العاده‌ای از او ندیدند، جز اینکه هرگاه به رختخواب خود می‌رفت، خدا را یاد می‌کرد و بعد هم تا هنگام نماز صبح از خواب بلند نمی‌شد، پس این مطلب به آن مرد گفته شد. وی گفت: حقیقت همان است که شما دیدید جز اینکه من در نفسِ خود، نسبت به هیچ یک از مسلمانان در چیزی که خدا به او داده است، کینه و حسدی نمی‌یابم.[3]

کینه از ثمرات خشم و غضب است؛ که خود، آثار و تبعات بسیار زشتی را به‌دنبال دارد؛ مانند: قطع رابطه، حسادت، شماتت و سرزنش کردن کسی، هنگامی که او را در گرفتای می‌بیند. انسان، به خاطر کینه‌ای که از طرف مقابل خود دارد، در مورد او حرفها و سخنانی از قبیل دروغ و غیبت می‌زند؛ که حرام است و باعث افشای سرّ و هتک آبروی او می‌شود و چه بسا او را با سخنان خود مورد تمسخر قرار دهد و یا حتی بالاتر از آن، او را با رفتار و اعمال خود مورد آزار و اذّیت قرار دهد؛ که همه اینها حرام است.

پائین‌ترین درجه کینه این است که وجود انسان از تمام این آثار خالی باشد، ولی سنگینی و بغض درونی او را از گشاده‌رویی و رفق و مدارا بازدارد.[4]

شخص کینه‌توز، در مرحله اوّل، زندگی را برای خود تلخ می‌کند؛ او همیشه در غذاب است، عذابی که خود برای خودش به‌وجود آورده است.

    پی نوشت:
  • [1]. شهید ثانی، منیه المرید، قم، انتشارات دفتر تبلیغات، 1409هق، ص321
  • [2]. غرر الحکم و دررالکلم، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ یازدهم، 1388هش، ج1، ص269، حدیث 1906/7، 2/52
  • [3]. رحمتی شهرضا، محمد؛ قم، صبح پیروزی، 1388، چاپ سوم، ج2، ص689 به‌نقل از: محجه البیضاء، ج5، ص446.
  • [4]. شبّر، سیدعبدالله؛ اخلاق، محمدرضا جباران، قم، هجرت، چاپ پنجم، ص252 و علی بن‌احمد، زین‌الدین (شهید ثانی)؛ منیه المرید، ، ص321.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سرمقاله

سرمقاله

جهاني‏ شدن و معنويت‏گرايي

جهاني‏ شدن و معنويت‏گرايي

نوشتار حاضر نیز تلاشی است برای بررسی رابطه جهانی شدن و معنویت و یافتن پاسخ مناسب به این پرسش که چرا در دهه‌های اخیر شاهد معنویت‌گرایی‌های فزاینده در عرصه جهانی هستیم و فرایند جهانی شدن چه تاثیری در احیاء معنویت‌ها دارد.
تلاشي در سنخ ‏شناسي جنبش‏هاي نوپديد معنوي ايران

تلاشي در سنخ ‏شناسي جنبش‏هاي نوپديد معنوي ايران

در نوشتار حاضر، با تکیه بر مشاهدات و مطالعات میدانی نگارنده و الهام گرفتن از دسته‌بندی‌های محققین غربی، یک سنخ‌شناسی دو سطحی هفت‌گانه- سه‌گانه عرضه شده است.
رياضت مشروع (آثار معنوي - معرفتي آن)

رياضت مشروع (آثار معنوي - معرفتي آن)

مقاله حاضر در صدد واکاوی معنایی و تبیین ریاضت درست در عرفان‌‌های صادق و ریاضت نادرست در عرفان‌های کاذب اعم از صوفیانه و سکولار برآمده است.
جنبش‌‏هاي ديني و مواجهه بنيادين عرفاني

جنبش‌‏هاي ديني و مواجهه بنيادين عرفاني

مقاله حاضر كوششي براي تهيه پاسخي ولو اجمالي براي دو مسئله است. اول اينكه، گسترش جنبش‌هاي ديني موجب ترويج چه عقايدي در بستر فرهنگ ايراني مي‌شود؟ در پاسخ به اين سوال بايد گفت: روح تعاليم جنبش‌ها حاوي مؤلفه‌هاي است كه بعضا در تعارض با فرهنگ معنوي ايرانيان است. در حقيقت، ترويج جنبش‌هاي نوپديد ديني در فضاي فرهنگي ايرانيان موجب اشاعه باورها و معنويتي ناهمگون مي‌شود. كه در اين مقاله به پنج مورد از آن نظير: اومانيسم معنوي، تحريف فرجام‌گرايي، معنويت اباحه‌گرايانه، تعبير زميني از عشق معنوي، تعبير مادي از آرامش معنوي مي‌پردازيم.
Powered by TayaCMS