دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اجتماع گرایی؛ نافی عقلانیت سکولاریستی

یکی از پشتوانه‌های اندیشه سکولاریستی تاکید بر این نکته بوده که آموزه ها و گزاره‌های دینی توانایی توجیه شدن به مدد ابزار و روش‌های استدلالی و برهانی را ندارند و بیشتر مبتنی بر باور و ایمان هستند.
اجتماع گرایی؛ نافی عقلانیت سکولاریستی
اجتماع گرایی؛ نافی عقلانیت سکولاریستی

نویسنده: رضا نصیری حامد

یکی از پشتوانه‌های اندیشه سکولاریستی تاکید بر این نکته بوده که آموزه ها و گزاره‌های دینی توانایی توجیه شدن به مدد ابزار و روش‌های استدلالی و برهانی را ندارند و بیشتر مبتنی بر باور و ایمان هستند. با در نظر گرفتن کلیتی از روابط و مناسبات اجتماعی چنین لازمه‌ای نیز بی تاثیر می‌گردد چون نباید اصرار ورزیم که تمام آموزه‌های اخلاقی، دینی و مابعد الطبیعی به وسیله ابزار و مکانیسم‌های متداول علم تجربی به محک آزمون در آیند بلکه باید استقلال هر یک از اینها به رسمیت شناخته شود.

خلط میان اینها از آنجا ناشی می‌شود که لیبرالیسم به وجود عقلانیت ناب و خالصی باور دارد که بر اساس آن قادر است همه چیز را مورد نقد و بررسی کاملا علمی و عقلانی قرار دهد در صورتی که اندیشه‌های اجتماع گرایی اولا عقلانیت را از سطح فردی بالاتر برده و آن را در سطح سنت‌های مختلف مطرح می‌کنند و ثانیا معتقدند همین عقلانیت میل به بسط و گسترش نیز داشته و حتی می تواند جنبه ها و امور غیر عقلانی را نیز توجیه کند. این امور به اصطلاح غیر عقلانی- نه لزوما ضد عقلانی- می تواند چتر حمایتی خویش را بر سر پاره‌ای از امور مربوط به احساسات نیز بگسترانند که نحوه بده بستان دین بار دیگر مولفه‌های اجتماعی در اینجا هم حائز اهمیت است؛ چون دین ضمن تاثیر گذاشتن بر مسائل دیگر از آنها و بالطبع عقلانیت آنها هم بهره می‌گیرد پس نمی‌توان لزوما حکم به این کرد که باید تمام امور به صورت عقلانی و حساب گرانه جا افتاده و قابلیت تبیین و توجیه پیدا کنند و سپس مسائل اساسی اجتماع بشری همچون نظام دموکراتیک حل و فصل شود چون چه بسا از همین امور ظاهرا غیر عقلانی بتوان در پرتو عقلانیت سنت تفسیری ارائه کرد که در روند پیشرفت جامعه موثر باشد.

بدیهی است در اینجا بحث در باب درستی و یا نادرستی هیچ یک از اینها نیست که مجال و عرصه‌ای متفاوت می‌طلبد ولی اصرار بر این است که توجه کنیم فارغ از زمینه پیدایش و منشا بروز و ظهور امری همچون دین، باید به کارکرد و نقش آن در حیات جمعی توجه کنیم و اینکه عقلانیتی مختص خویشتن در متن ادیان نیز وجود دارد. چنان که اشاره شد عنصر «تفسیر» خیلی مهم است و آن نیز فارغ از شرایط و مقتضیات سیاسی، تاریخی و اجتماعی نتواند بود.

اجتماع گرایان با سنت گرایانی که به حقانیت سنتی خاص تکیه دارند و آن را برجسته می‌کنند، نیز فرق دارند چون بحث خویش را فقط بر روی «توصیف» متمرکز کرده‌اند و نه حتی «تبیین»؛ در این اندیشه‌های اجتماع گرایان رگه‌های محافظه کاری قابل تشخیص است.

محافظه کاری بدین معنا که سنن باقیمانده از گذشته دارای ارزش عقلانی و هنجاری خاصی هستند که باعث شده تا به امروز دوام پیدا کنند پس نباید به نفی و طرد عجولانه آنها پرداخت. در این میان عنصر دین نیز به هر حال کارکردها و عملکردهایی را در طول تاریخ به منصه ظهور رسانده که قادر گردیده خودش را حفظ کند پس ارج نهادن به جایگاه آن ضامن تداوم حیات معنوی اجتماع خواهد بود.

عقلانیت هر اجتماع که دین هم در پدید آمدن آن نقش دارد، متوجه حفظ کلیت آن اجتماع و تامین نیازها و خواسته‌های آن است و از این نظر خدمت شایان توجهی به اجتماع می‌شود چون بقای آن تضمین می گردد و صد البته چنانکه ذکر شد، عقلانیت نهادهای مختلف اجتماع از جمله دین هرگز حالت ایستا و راکد نداشته و دائما به بسط و گسترش خویش می‌پردازد. میزان پیشبرد این پروژه یعنی عقلانی‌تر کردن امور احساسی و نسبتا غیر عقلانی‌تر بسته به میزان احساس رضایتی دارد که از این تفسیرها در اجتماع پدید آید. به عنوان مثال بسیار اوقات از امور عرفی سیاسی مثل رای دادن به بحث شورا و مشورت و حتی در پاره‌ای موارد به جهاد کردن (در الجزایر) تعبیر می‌شود تا پشتوانه اعتقادی و ایمانی لازم را نیز جهت امور سیاسی پدید آورد.

    روزنامه رسالت، شماره 7099، 14/7/89، صفحه 18

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

در بخش اول این مطلب نقدهایی بر مبانی و اصول عرفان کیهانی شامل ناممکن بودن عبادت خداوند و همچنین عدم امکان شناخت خدا و عشق و محبت به خداوند مطرح شد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

این مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عینی و واقعی و با قبول اینکه اشیا در فردیت خویش دارای تشخّص و تعیّن هستند و به عنوان اموری خارجی قلمداد می‌شوند، و همچنین با قبول اینکه آنچه ما ادراک می‌کنیم همانی است که در خارج وجود دارد، به تبیین مراحل ادراک و ایجاد علم می‌پردازد.
Powered by TayaCMS