دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سنت های الهی حاکم بر زندگی انسان

همواره در زندگی انسان‌ها و اجتماعات بشری سنت‌ها و قوانین طبیعی و الهی حاکم است و این سنت‌ها به عمل، رفتار و کارکرد این اقوام و مردم بستگی دارد.
سنت های الهی حاکم بر زندگی انسان
سنت های الهی حاکم بر زندگی انسان
نویسنده: آیدین تبریزی

همواره در زندگی انسان‌ها و اجتماعات بشری سنت‌ها و قوانین طبیعی و الهی حاکم است و این سنت‌ها به عمل، رفتار و کارکرد این اقوام و مردم بستگی دارد. سنت به معنای طریق و روش و مراد از سنت الهی قوانین و روش هایی است که خداوند بر جهان حاکم فرموده است. قرآن کریم بارها به وجود سنت‌های الهی در جوامع انسانی تصریح و بر تغییر ناپذیری سنت الهی تاکید می‌کند. «فلن تجد لسنه الله و لن تجد لسنه الله تحویلاً». بعضی از این سنت‌ها قوانین طبیعی بوده و برخی قوانین الهی و دینی است که خداوند بر اجتماع انسان‌ها حاکم نموده است.‌

‌«انّ الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما انفسهم». خداوند تا زمانی که یک قوم سرنوشت خود را تغییر ندهد، هیچ گونه دگرگونی در زندگی آنها ایجاد نمی کند. همواره در طول تاریخ حاکمان ظالمی بر جامعه انسانی حکمرانی کرده اند، تا زمانی که این مردم بر علیه حکومت جور و ظالم اقدامی نکرده اند، خداوند هیچ گونه لطفی در این زمینه بر آنها ننموده ولی زمانی که دسته ای از انسان‌های با ایمان بر علیه ظلم و ستم حاکم قیام نمایند خداوند آنها را در این مسیر، هدایت و یاری می‌کند.‌

ارتباطی مستحکم بین تداوم نعمت‌های الهی خدا و عمل انسان وجود دارد، هرگاه رفتار قومی عوض شود، نعمت آنان نیز تغییر پیدا می‌کند. این تصریح قرآن بر حاکمیت انسان نسبت به سرنوشت خود است طوری که دوام نعمت با دوام شکر ملازمت دارد، ناسپاسی عامل زوال نعمت خواهد بود و با زوال نعمت سرنوشت عوض می‌شود. یعنی تا وقتی استقامت فطری در ایمان و عمل محفوظ باشد، نعمت‌ها تداوم می‌یابد و هرگاه وضع عوض شد، یعنی انحراف از فطرت پدید آمد، نعمت‌ها به مصیبت و بلادگرگون می‌شود. پس در حقیقت رشته در دست خود انسان است و اوست که از این سنت الهی به نفع یا زیان خودمی تواند بهره گیرد. هر گاه انسان در مسیر درستی و راستی‌ها قرار گیرد خداوند او را در این مسیر راهنمایی کرده و سختی‌های راه را بر او آسان می‌نماید.‌

قرآن و روایات علاوه بر بیان اصل این قانون، به بعضی از سنت‌های الهی نیز تصریح کرده اند. سنت مذکور در مورد حاکمیت مردم بر سرنوشت خود است؛ یعنی هیچ مردمی از بدبختی به خوشبختی نمی رسند، مگر اینکه عوامل بدبختی را از خود دور سازند و بالعکس ملت خوشبخت را خدا بدبخت نمی‌کند مگر آنکه خودشان موجبات بدبختی را برای خویش فراهم آورند. چرا که خداوند رحمت و الطاف الهی خود را از قوم ظالم و گمراه دور می‌سازد و اگر آنها بر کجروی و گمراهی خود استمرار داشته باشند آنها را به مسیر درستی و راستی هدایت نمی‌کند.‌

این قانون که یکی از پایه‌های اساسی جهان بینی و جامعه شناسی اسلام است به ما می‌گوید: مقدرات شما قبل از هر چیز و هر کس به خود شما وابسته است هر گونه تغییر و دگرگونی در خوشبختی و بدبختی اقوام، در درجه اول، به خود آنها باز می‌گردد. شانس، طالع و اقبال، تصادف، تاثیر اوضاع فلکی و مانند اینها هیچ کدام پایه ندارد. مهم این است که ملتی بخواهد سربلند، سرافراز، پیروز و پیشرو باشد یا به عکس، تن به ذلت و زبونی و شکست دهد. حتی لطف یا مجازات خداوند

بی مقدمه دامان هیچ ملتی را نخواهد گرفت، بلکه این اراده و خواست ملت‌ها و تغییرات درونی آنهاست که آنها را مستحق لطف یا مستوجب عذاب خدا می‌سازد. این سنت عام و در مورد بهبود یا رکود وضع اقتصادی اقوام نیز صادق است.‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

در بخش اول این مطلب نقدهایی بر مبانی و اصول عرفان کیهانی شامل ناممکن بودن عبادت خداوند و همچنین عدم امکان شناخت خدا و عشق و محبت به خداوند مطرح شد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

این مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عینی و واقعی و با قبول اینکه اشیا در فردیت خویش دارای تشخّص و تعیّن هستند و به عنوان اموری خارجی قلمداد می‌شوند، و همچنین با قبول اینکه آنچه ما ادراک می‌کنیم همانی است که در خارج وجود دارد، به تبیین مراحل ادراک و ایجاد علم می‌پردازد.
Powered by TayaCMS