دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هنر برای هنر یا هنر برای انسان؟

عده‌ای معتقدند که هنر فی‌نفسه مطلوب است، زیرا هنر کاشف از نبوغ هنرمند می‌کند و هیچ قانون و ملاکی نباید هنر را که ابراز کننده شخصیت و نبوغ هنرمند است، محدود کند.
هنر برای هنر یا هنر برای انسان؟
هنر برای هنر یا هنر برای انسان؟

اندیشه - درباره رابطه هنر با هنرمند و مردم، دو نظر مطرح شده است:

الف- عده‌ای معتقدند که هنر فی‌نفسه مطلوب است، زیرا هنر کاشف از نبوغ هنرمند می‌کند و هیچ قانون و ملاکی نباید هنر را که ابراز کننده شخصیت و نبوغ هنرمند است، محدود کند. اگر برای هنر حد و مرزی قایل شویم، جلوی نبوغ هنرمند را گرفته‌ایم، زیرا به هنرمند ارتباطی ندارد که اثر وی چه تأثیری بر دیگران خواهد گذاشت. هم چنین، نمی‌توان جلوی خلاقیت و نبوغ هنرمند را به خاطر سود و زیان دیگران گرفت. آن چه که برای طرفداران این نظریه مطرح است، "جالب بودن " است نه حقیقت. این که یک اثر هنری جالب باشد، کافی است، خواه برای دیگران مفید باشد یا مضر. جالب بودن فی نفسه مطلوب است.

ب- عده‌ای نیز معتقدند که هنر نیز مانند دیگر محصولات فکری بشر، برای تنظیم و بهره برداری افراد جامعه است، لذا ضرورت دارد آن گونه آثار هنری که برای عموم مضر است، در معرض دید مردم قرار نگیرد. طبق این نظر، هنر برای جامعه است، نه برای هنر و هنرمند.

هنر باید برای انسان باشد. "هنر انسانی برای انسان " یا "هنر برای انسان در حیات معقول " مطرح است. با این بیان، صرفآ پذیرش و عدم پذیرش جامعه مطرح نیست. ممکن است جامعه‌ای یک اثر هنری را بپذیرد و جامعه دیگر آن را نپذیرد. ملاک نباید جامعه باشد، بلکه باید رشد و کمال انسان باشد و بس.

اگر درون هنرمند تصفیه نشده باشد، اثر هنری وی ممکن است برای جان انسان‌ها نه تنها مفید نباشد، بلکه مضر هم باشد. هر هنرمندی مطابق با دریافت‌های ذهنی و تمایلات درونی خود، به خلق یک اثر هنری می‌پردازد. به طور مثال: اگر از توماس هابس خواسته می‌شد که به خلق یک اثر هنری درباره انسان بپردازد، بدون شک دیدگاه بدبینانه وی نسبت به انسان، در آن اثر نمودار می‌شد. علت این موضوع، به ارزش فراهنری انسان ‌ها و اهمیت روان آدمی بر می‌گردد.

اگرچه اشعار بعضی از شاعران مثل ابوالعلاء معری، رباعیات منسوب به عمر خیام و بعضی از آثار صادق هدایت از نظر ادبی بسیار جالبند، اما جالب تر از این آثار، جان‌های آدمیان است که پس از خواندن این آثار به اضطراب می‌افتند و تدریجآ به پوچی می‌رسند. بر عکس، اثر هنری مولانا جلال الدین، تا کنون توانسته جان هزاران آدمی را از پوچ گرایی تا جاذبه پیشگاه ربوبی پیش ببرد. بنابر این، تا مسأله تعلیم و تربیت نتواند مغزها را تصفیه نموده و آنها را با واقعیات آشنا بسازد، "هنر فقط برای هنر " اگر چه باز کردن میدان برای به فعلیت رسیدن نبوغ‌هاست، ولی چون به فعلیت رسیدن نبوغ ممکن است از مغزهایی پر از برداشت‌ها و اصول پیش ساخته و غیرمنطقی به جریان بیفتد، لذا این عقیده به طور مطلق قابل دفاع نیست.

هنر باید برای انسان در حیات معقول باشد، نه هنر برای انسان. هر شخصی - به ویژه سیاستمداران - انسان را بر مبنای دریافت‌های ذهنی خود تفسیر می‌کنند و از همین جاست که با دیدگاه ‌ها و تفسیرهای مختلف روبه رو می‌شویم.

هنر انسانی برای انسان، به معنای سانسور هنر نیست، بلکه به معنای حمایت از حیات معقول انسان هاست. در بررسی آثار هنری نباید تنها به قالب و صورت آن توجه داشت، بلکه باید محتوا را نیز در نظر گرفت. البته در هنر اصیل "صورت، محتوا، قالب، جالبیت و حقیقت " در یک نظام واحد وجود دارند. اگر صورت اثر هنری زیبا باشد، ولی محتوای آن فاسد باشد، قابل پذیرش نخواهد بود. به طور مثال، اگر یک فرد فیلم ساز، فیلمی زیبا در نفی آزادی و اختیار انسان‌ها بسازد و ماهرانه اثبات کند که آزادی درونی وجود ندارد و فقط حاکمیت و سلطه قوانین بیرونی و درونی وجود دارد، آیا این اثر هنری مطلوب است یا نه؟ امروزه در غرب، هنر را برای ایجاد تنوع در زندگی انسان ‌ها و جلب شگفتی آن ‌ها می‌خواهند، نه برای رشد و کمال آن ‌ها در مسیر حیات معقول. آثار مبتذل هنری که در آنها مسائل جنسی به نمایش گذارده شده، آیا در جهت انسان‌هاست یا سقوط آن‌ها؟

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

نقدی براصول و مبانی عرفان کیهانی

در بخش اول این مطلب نقدهایی بر مبانی و اصول عرفان کیهانی شامل ناممکن بودن عبادت خداوند و همچنین عدم امکان شناخت خدا و عشق و محبت به خداوند مطرح شد.
نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

نقدی بر مبانی واصول نظری عرفان کیهانی

یکی از مباحثی که درحوزه فکر و اندیشه درجامعه کنونی ما مطرح است، بحث ظهور و بروز جریان‌های شبه عرفان یا عرفان‌های کاذب و یا عرفان‌های منهای خدا و شریعت است.
علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

علم و ادراک و نحوه تشکیل آن

این مقاله با قبول موجودات جهان به عنوان موجودات عینی و واقعی و با قبول اینکه اشیا در فردیت خویش دارای تشخّص و تعیّن هستند و به عنوان اموری خارجی قلمداد می‌شوند، و همچنین با قبول اینکه آنچه ما ادراک می‌کنیم همانی است که در خارج وجود دارد، به تبیین مراحل ادراک و ایجاد علم می‌پردازد.
Powered by TayaCMS