28 خرداد 1397, 12:16
با این وجود ما به آیاتی برمی خوریم که به ما اجازه وحدت و ائتلاف با هر کسی را نمی دهد. در عین حال که میفرماید: این نعمت بزرگ را به شما دادیم که دل هایتان را به هم نزدیک کردیم و دشمنی را از بین تان برداشتیم، ولی در برخی موارد آن قدر سخت برخورد میکند که انسان تعجب میکند. خدایی که رحمان و رحیم است به پیغمبری که «حریص علیکم بالمومنین رووف رحیم».1 در این زمینه دستوراتی میدهد که بسیار کوبنده است؛ از جمله در آیه81 از سوره توبه میفرماید: وقتی دستور جهاد داده شد، عدهای از مسلمانها- نه از کفار- بهانه آوردند و گفتند: اکنون هوا به شدت گرم است و اگر در این فصل به جنگ برویم شکست میخوریم؛ صبر کنید مقداری هوا خنک شود، آن وقت به جنگ برویم. خدا بلافاصله میفرماید: «...قل نار جهنم اشد حرا...»: اگر شما از گرما میترسید، بدانید که گرمای آتش جهنم خیلی سختتر از این است. بعد میفرماید: نهایتاً اینها در جهاد شرکت نکردند؛ ولی بعد از این ممکن است که طایفهای از اینها اجازه بخواهند که با تو به جهاد بیایند؛ «... قل لن تخرجوا معی ابدا...»2: به آنها بگو: شما هرگز با من به جهاد نخواهید آمد. شما که روز اول بهانه آوردید، اکنون هم به دنبال کارتان بروید؛ به شما احتیاجی نیست. این برخورد از نظر سیاست و مدیریت جامعه خیلی عجیب است. البته مسئله به این جا ختم نمیشود و در ادامه میفرماید: «ولاتصل علی احد منهم مات ابدا ولاتقم علی قبره...»3: اگر یکی از این کسانی که از جهاد تخلف کردند، مرد، برای او نماز میت نخوان و بر سر قبرش هم حاضر نشو! این افراد کافر نبودند و علاوه بر این اجازه میخواستند که در جهاد شرکت کنند؛ با این حال خداوند میفرماید: اینها را قبول نکن؛ اینها صادق نیستند. بعد میفرماید: ممکن است اینها در صدد عذرخواهی برآیند و بگویند: «ما اشتباه کردیم؛ ما را ببخشید»، ولی به آنها بگو: عذرخواهی نکنید؛ چرا که شما صلاحیت شرکت در جهاد فی سبیل الله را ندارید و برای همیشه از جامعه اسلامی مطرود خواهید بود. شما میدانید که خواندن نماز میت بر هر مسلمانی واجب کفایی است؛ اما خدا به پیغمبرش میگوید: «بر اینها نماز نخوان!»
در این جا ممکن است سوال شود: پس این همه دستوری که درباره اتحاد و صمیمیت، و گذشت و اغماض وجود دارد، چه میشود؟ دستوراتی مانند: «... ولیعفوا ولیصفحوا الاتحبون ان یغفر الله لکم...»4؛ اگر کسانی اشتباه کردند، ولی عذرخواهی کردند، عذرشان را بپذیرید؛ اما این جا صریحاً میفرماید: اگر عذرخواهی کردند، نباید عذرشان را بپذیری؛ این دستور با آن روح رحمت، عفو و گذشتی که اسلام دارد و به خصوص با وجود پیغمبر- صلی الله علیه و آله- که مظهر اتم رحمت و مهربانی است، چگونه جمع میشود؟ باید گفت: از این دو دستور معلوم میشود که در بین مسلمانان کسانی هستند که ایجاد اختلاف، چند فرقهای، چند گروهی، چند حزبی و... میکنند، گرچه در ظاهر حتی نماز هم میخوانند، ولی نماز را با کسالت میخوانند (ولایاتون الصلاه الاوهم کسالی)5 چنین کسانی را قرآن طرد میکند و میگوید جزء جامعه ما نیستند؛ «ان الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا لست منهم فی شیء...):6 کسانی که تفرقه ایجاد کردند، اصلابا تو هیچ ارتباطی ندارند.
گروه دیگری که قرآن برخورد تندی با آنها میکند، کسانی هستند که در آیه107 از سوره توبه به آنها اشاره میکند. داستان از این قرار بود که عده ای که در دل نفاقی داشتند، در خارج از مدینه با بعضی از دشمنان اسلام روابطی سری برقرار کردند و هدفشان ایجاد اختلاف در جامعه اسلامی بود. آنها به بهانه دور بودن مسجد پیامبر- صلی الله علیه وآله- و این که به موقع به نماز نمی رسند، گفتند: در محله خودمان مسجدی میسازیم و آنجا نماز میخوانیم. از پیامبر- صلی الله علیه وآله- هم برای افتتاح آن مسجد دعوت کردند. این مسجد را با هدف لطمه زدن به مرکزیت اسلام ساختند؛ یعنی مرکز دیگری ایجاد کردند تا وحدت مسلمانان را از بین ببرند. آنها میخواستند در مسجد خودشان نماز بخوانند و دیگر به مسجد پیامبر- صلی الله علیه و آله- نروند و خودشان برای خودشان تصمیماتی بگیرند؛ نقشه همین بود. ولی خدای متعال نقشه آن ها را فاش کرد و فرمود: «والذین اتخذوا مسجدا ضرارا و کفرا و تفریقا بین المومنین و ارصادا لمن حارب الله و رسوله من قبل و لیحلفن ان اردنا الاالحسنی و الله یشهد انهم لکاذبون»:7 ضرار یعنی ضرر زدن به غیر. خدا میفرماید: این مسجد را برای ضررزدن به مسلمان ها احداث کردند و این عملشان ناشی از کفر است (وکفرا). اینان ایمان واقعی به پیغمبر- صلی الله علیه و آله- ندارند و لذا میخواهند بهانهای پیدا کنند تا از اطاعت او خارج شوند و برای خود دستگاهی درست کنند و به این وسیله بین مسلمان ها تفرقه ایجاد کنند (وتفریقا بین المومنین). یکی دیگر از اهدافشان از ساخت این مسجد، ایجاد پایگاهی برای کسانی بود که سابقا با پیامبر- صلی الله علیه وآله- جنگیده بودند و اکنون شکست خورده و تار و مار شده بودند (و ارصادا لمن حارب الله و رسوله من قبل). ارصاد یعنی رصد کردن، کمین درست کردن؛ میخواستند کمینگاهی برای کسانی که قبلابا خدا و پیغمبر- صلی الله علیه و آله- جنگیده بودند، درست کنند. بعد میفرماید: «هرگز به این مسجد پا نگذار» و دستور تخریب آن مسجد داده شد.
نمیدانم اگر ما آن زمان بودیم چه قضاوتی میکردیم. ممکن بود عده ای بگویند: «عجب! چرا خانه خدا را خراب میکنند؟ آنها هم مسجدی ساختهاند تا در آن نماز بخوانند. بگذارید نمازشان را بخوانند!». چه بسا با احترام با آنها رفتار میکردیم؛ چرا که از پول خودشان مسجدی ساخته بودند. اما خداوند صریحاً به پیغمبر- صلی الله علیه وآله- میفرماید: این مسجد را خراب کن و هرگز در این مسجد پا نگذار. به مسجدی برو که از روز اول براساس تقوا پایه ریزی شده است؛ آن جا سزاوار نماز خواندن است؛ نه مسجدی که براساس ایجاد تفرقه و ضرر زدن به مرکزیت اسلام ساخته شده است. ممکن است بعضی از این سیاستمداران بگویند: «پیغمبر- صلی الله علیه و آله- باید به آنجا میرفت و نمازی میخواند و دست نوازشی هم بر سر آنها میکشید و بعد یک نایب مورد اعتماد آنجا میگذاشت. چرا باید مسجد را خراب کند؟ چرا اصلانباید به آنجا پا بگذارد؟ آیا این با روح رافت پیغمبر- صلی الله علیه وآله- سازگار است؟»
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان