دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

در تزکیه نفس

روی خوف و رجاء و محبت
در تزکیه نفس
در تزکیه نفس

کلیدحقیقت و چراغ شریعت

در کتاب مصباح الشریعه آمده است: حضرت امام صادق(ع) فرمود: مکنونات قلب اهل عرفان روی سه اساس قرار می‌گیرد: روی خوف و رجاء و محبت.

اما خوف: پس آن اثر و فرع علم است.

و اما رجاء: پس آن فرع و نتیجه حصول یقین است.

و اما محبت: پس آن در اثر معرفت حاصل می‌شود.

و علامت خوف: فرار و پرهیز کردن است.

و علامت رجاء: طلب و در خواستن است.

و علامت محبت: اختیار کردن و برگزیدن محبوب است به چیزهای دیگر. به عبارت روشن‌تر، هرگاه علم در سینه کسی حاصل شد و از عظمت و مقام طرف اطلاع پیدا کرد، قهراً از او خائف خواهد شد و چون خوف در دل او برقرار شد، از خلاف و عصیان پرهیز و خودداری کرد، از خطر و ضرر نجات خواهد یافت و هرگاه نور یقین در قلب انسان تابید فضیلت و صفات جود و کرم و لطف طرف را مشاهده خواهد کرد و چون توانست از فضائل و صفات برجسته طرف اطلاع پیدا کند، البته به لطف و فضل او امیدوار خواهد بود و چون حقیقت و حلاوت امیدواری را در خود یافت قهراً به مقام جست وجو و طلب خواهد آمد و هر که در صدد طلب شد و در این مرحله توفیق یافت مطلوب و مقصود خود را به دست خواهد آورد.

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا جان رسد به جانان یا خود ز تن برآید

و هرگاه پرتو معرفت در باطن قلب جلوه گر گشت: نسمات محبت به هیجان و حرکت آید و چون نسیم محبت وزیدن گرفت و در سایه محبت و محبوب مانوس و آرام شد، محبوب خود را بر چیزهای دیگر ترجیح و اختیار کرده و از فرمان و امر و نهی او پیروی نموده و اوامر و نواهی محبوب خود سعی وافی و مراقبت کرد به حقیقت و روح راز و نیاز به محبوب خود رسد و از مقربان پیشگاه او محسوب خواهد شد. علم و یقین و معرفت هر یک در اینجا به معنی خاص و مخصوص خود استعمال شده است. معنی مخصوص علم: علم پیدا کردن از راه دیدن آثار و علائم شیء است.

معنی مخصوص یقین: یقین پیدا کردن به دیدن و مشاهده خود شیء است.

معنی مخصوص معرفت: معرفت شناختن شیء و صفات و خصوصیات او است. پس مراتب و درجات شناختن پروردگار متعال بر این سه درجه بوده و هر یک از این مراتب سه گانه آثار و لوازمی دارد. کسی که در تمام حرکات و اعمال خود مراقب و محتاط و خائف بوده و از غضب و خلاف پروردگار متعال پرهیز و اجتناب می‌کند، در مرتبه اول علم است. کسی که با داشتن صفت خوف و احتیاط، پیوسته به فضل و احسان و نیکویی‌های پروردگار متعال امیدوار است، در مرتبه دوم علم (یقین) است. کسی که با رعایت احتیاط و با داشتن امید، محبت و شوق و علاقه پروردگار متعال در دل او جایگزین و ثابت شده است، در مرتبه سوم (معرفت) است و اگر کسی چیزی از این آثار و علائم را در وجود خود مشاهده نکرد، به طور حتم از معرفت خداوند متعال بیگانه خواهد بود.

بنمای رخ که خلقی حیران شوند و واله

بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

لطیفه دیگر آن که: محل علم را سینه (صدر) قرار داده است و یقین را قلب معین کرده است و محل معرفت را فواد که باطن قلب است و این اصول سه گانه (خوف و رجاء و محبت) مانند حرم و مسجد و خانه کعبه است، پس کسی که در محیط حرم شهر مکه داخل شد، از آزار و اذیت‌های مردم مامون است و چون از روی حقیقت و اخلاص داخل مسجد شد، جوارح و اعضای او از به کار بردن در معصیت و مخالفت محفوظ است و چون داخل خانه کعبه شد، لازم است که قلب خود را از اشتغال به غیر خدا و از توجه و یاد مخلوق نگه دارد. پس به دقت متوجه باش، اگر حال تو طوری است که اجازه می‌دهد و راضی هستی که مرگ به تو فرا رسیده و رخت از زندگی دنیا بربندی، البته شکر خدا را به جای آور که تو را چنین توفیقی داده و از راه‌های ضلال و خلاف به صراط مستقیم هدایت فرموده است و اگر احوال و اعمال تو اقتضا نمی‌کند که تن به مرگ داده و راضی به فرا رسیدن قاصد اجل شوی، حتمی است که باید از این حالت منصرف گشته و تصمیم جدی و اراده قوی برای تحصیل سعادت خود گرفته و بر خطاها و غفلت‌ها و بر آنچه از عمر تو به بی‌حاصلی گذشته است، نادم و پشیمان گردی! و از پروردگار متعال یاری بطلب که تو را در راه تطهیر ظاهر از معاصی و تنظیف قلب و باطن از عیوب موفق بدارد! و علاقه غفلت را از قلب خود پاره کرده و آتش شهوت را از نفس خود خاموش کن! وجه تشبیه اصول خوف و رجاء و حب به حرم و مسجد و کعبه، از این لحاظ است که آدم خائف در نتیجه فرار و پرهیز از عصیان چون کسی که وارد حرم باشد از آزار و زحمت مامون می‌شود و چون وارد مرحله رجاء شد و خود را از طغیان و عصیان حفظ کرد و امید فضل داشت، مانند کسی می‌شود که داخل محیط مسجد مکه شده و به مقتضای آن محیط و برای حفظ آداب و احترام مسجد، نهایت مراقبت را در تقوی و پرهیزکاری و حفظ آداب و اعمال و عبادات مسجد به کار برد و چون به میدان محبت قدم گذاشت و از ماسوای پروردگار منقطع گشت، مانند کسی خواهد بود که داخل خانه کعبه شده و به اقتضای خانه مخصوص خدا از همه جا منقطع گشته و تنها توجه او به صاحب خانه باشد.

اما مناسب این اصول با راضی شدن به مرگ، از این لحاظ است که شخص پرهیزکار و محتاط که قدر مسلم از معاصی و خلافها اجتناب کرده و خائف است، وحشت و اضطراب و ترسی از مرگ و لقای پروردگار ندارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نگاهی به عقاید نخستین فیلسوفان تاریخ

نگاهی به عقاید نخستین فیلسوفان تاریخ

نخستین فیلسوفان در قرن ششم ق.م و در میان کوچ نشین‌های آسیای صغیر و جنوب ایتالیا متولد شدند.
افلاطون در معارف اسلامی

افلاطون در معارف اسلامی

افلاطون در سال 428 پیش از میلاد در آئگنیای آتن به دنیا آمد و در سال 347 دیده از جهان گشود. نام اصلی وی آریستوکلس می‌باشد.
روسو؛ از در به دری تا شهرت

روسو؛ از در به دری تا شهرت

ژان ژاک روسو فیلسوف، اندیشمند و نویسنده معروف قرن هجدهم فرانسوی می‌باشد.
عدم توجه به خیر دیگران؟!‌

عدم توجه به خیر دیگران؟!‌

در مقالات پیشین به برخی از اشکالات مکتب لذت گرایی اپیکوری اشاره نمودیم.
واقع گرایی اخلاقی

واقع گرایی اخلاقی

واژه رئالیسم که در زبان فارسی اغلب به واقع‌گرایی ترجمه می‌شود یکی از مهم‌ترین و بحث‌انگیزترین اصطلاحات فلسفه است.

پر بازدیدترین ها

از خود بیگانگی

از خود بیگانگی

بعد از هگل طرفداران ایده آلیسم آلمانی به دو دسته هگلیان راست و پیر که بیشتر شارح هگل بودند و هگلیان چپ و جوان مانند مارکس و فوئر باخ که بیشتر به نقد هگل پرداختند، تقسیم شدند.
تفکر نیچه

تفکر نیچه

اراده به قدرت چیست؟ این اراده را با آنچه در علم‌النفس به نام یکی از استعدادهای نفسانی می‌شناسید نباید اشتباه کرد، بلکه حقیقت وجود و عین وجود مطلق است.
عصر جدید

عصر جدید

عصر جدید از چه زمانی آغاز می‌شود؟ پرسش از «عصر جدید» پرسشی مدام است.
زندگینامه افلاطون

زندگینامه افلاطون

افلاطون احتمالا 427 سال پیش از میلاد مسیح در آتن بدنیا آمد. تولد او مصادف با دورانی بود که یونان باستان به اوج عظمت خود رسیده و شاید اندکی هم از قله عظمت گذشته در نشیب انحطاط افتاده بود.
زندگی نامه کانت

زندگی نامه کانت

کانت در سال 1724 در شهر کونیگسبرگ از بلاد پروس متولد شد، اگر مسافرت او را به یک ده مجاور برای تعلیم کنار بگذاریم، این آموزگار آرام و کوچک که اینهمه به مطالعه جغرافیا و وضع مادی اقوام دوردست اظهار شوق می‌کرد، از مولد خود قدمی فراتر نگذاشت.
Powered by TayaCMS