دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عاقبت پيروان ساير اديان

No image
عاقبت پيروان ساير اديان

پرسش:

از نگاه قرآن کريم، عاقبت پيروان ساير اديان که پس از ظهور اسلام، مسلمان نشده اند و بر شريعت خود باقي مانده اند در آخرت چه خواهد شد؟

پاسخ:

از آيات و روايات استفاده مي‌شود بهشت براي كساني است كه ايمان به خدا و پيامبر اسلام (ص) داشته باشند و عمل صالح و تقوا پيشه كرده باشند: « الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبي‌ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآب»(رعد 29) كساني كه ايمان و عمل صالح دارند، خوشا به حال آنان كه خوش جايگاهي خواهند داشت. مراد، ايمان به خدا و پيامبر و وحي الهي است و مراد از عمل صالح، عمل به دستورهاي قرآن و اطاعت از پيامبر صلوات الله عليه است. پيروان ديگر اديان الهي هم به حكم كتاب خودشان كه در آن اشاره به آمدن پيامبر اسلام شده و هم به حكم عقل كه بايد به آخرين پيام الهي گوش فرا دهند،اگر بخواهند آخرتي آباد داشته باشند؛ بايد دين اسلام را بپذيرند. اين نص صريح كتاب خدا است كه فرمود: «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ»(آل عمران 85) يعني هر كسي غير از اسلام (دين واقعي) ديني را بپذيرد، هرگز از او پذيرفته نيست و او در آخرت از زيان كاران خواهد بود. بنابراين، پيروان ساير اديان الهي وظيفه دارند درباره دين خود و دين اسلام تحقيق كنند و دستورهاي اديان را با هم مقايسه كنند و پس از تحقيق دقيق و علمي، به حقيقت اسلام و حقانيت اين دين پي خواهند برد و آن را خواهند پذيرفت. در عين حال اگر به هر دليلي نتوانستند در مورد دين اسلام آگاهي پيدا كنند و يا به حقانيت آن دست يابند و به اين نتيجه رسيدند كه دين خودشان درست است و از طرفي به محتواي دين خود عمل كردند و بر كسي ظلم نكردند، چون حجت و دليل بر اعتقاد خود دارند، خداوند آنان را عذاب نمي ‌كند و چه بسا به مرتبه اي نائل شوند كه اهل بهشت شوند، ولي اگر تحقيق نكردند و با لجاجت بر دين خود پا فشاري كردند و با اين كه احتمال دادند دين اسلام دين حقي باشد، به دنبال آن نرفتند، در وظيفه خود كوتاهي كرده، در نتيجه مورد مواخذه قرار مي گيرند. بنابراين اصل در حق طلبي انسان ها و تسليم در مقابل آن، انكار حقيقت است. شهيد مطهري نوشته است: اگر كسي در روايات دقت كند، مي‌يابد كه ائمه سلام الله عليهم اجمعين تكيه شان بر اين مطلب بوده كه هر چه بر سر انسان مي‌آيد، از آن است كه حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و يا لااقل در شرايطي باشد كه مي ‌بايست تحقيق و جستجو كند، اما افرادي كه ذاتاً و به واسطه قصور فهم و يا به علل ديگر در شرايطي به سر مي‌برند كه مصداق منكر و يا مقصر به شمار نمي ‌روند، در رديف منكران و مخالفان نيستند. ائمه اطهار بسياري از مردم را از اين طبقه مي‌دانند. اين گونه افراد داراي استضعاف و قصور هستند و اميد عفو الهي درباره آنان مي‌رود. وي از مرحوم علامه طباطبايي نقل مي‌كند: همان طوري كه ممكن است منشا استضعاف، عدم امكان تغيير محيط باشد، ممكن است اين جهت باشد كه ذهن انسان متوجه حقيقت نشده باشد و به اين سبب از حقيقت محروم مانده باشد. (مرتضي مطهري)، مجموعه آثار، ج 1، ص 323) بنابراين، اين امكان وجود دارد كه غير مسلمانان نيز داخل بهشت شوند و اين ها گروهي هستند كه به عنوان مستضعفان شناخته مي شوند، يا واقعا و حقيقتا دنبال دين حق بودند،اما به دلايلي بر آن دست نيافتند و نيز انسان هاي درستكار و پاك بودند و طبق فطرت پاك و عقل خود عمل كرده اند. محاسبه اعمال آنان، بر پايه عدل خداوندي است و براساس عقل و فطرت و كردارشان، هم چنين اعتقادات و باورهايشان (اگر صحيح و مطابق با اسلام باشد) مورد حساب قرار مي ‌گيرند.

آيت الله مكارم شيرازي در کتاب «والاترين بندگان» مي نويسد:

مردم از يک نظر به چهار دسته تقسيم مي‌ شوند: 1- عدّه‌ اي«طالب حق» هستند؛ که اهل بهشتند. 2- گروه ديگر«جاهلان قاصِر» هستند؛ که اگر به حق دست نيابند در قيامت عذر آنها پذيرفته خواهد بود. 3- برخي«جاهلان مقصّر» هستند که اگر حق را نيابند يا پيروي از حق نکنند در قيامت عذر آنها پذيرفته نخواهد بود. 4- گروهي که آگاهانه با حق مخالفت مي‌ کنند. اينها در قيامت گرفتار قهر و عذاب الهي خواهند شد.

1- عدّه‌ اي «طالب حق» هستند. هر کجا که حق را بيابند، از آن پيروي و تبعيّت مي ‌کنند، و هيچ عذر و بهانه‌ اي نمي آورند. اينها هم طالب حقّند، و هم واصل به حق شده ‌اند. اين گروه زير سايه تعاليم انبيا و اوليا و پيامبران و امامان، و پس از آنها علما و دانشمندان بوده و هستند.

2- گروه ديگر، «جاهلان قاصِر» هستند؛ يعني افراد ناداني که به علماء و دانشمندان دسترسي ندارند. همانند ساکنين منطقه‌ اي که پاي عالمي به آنجا نرسيده، يا کسي که در مرکز علم و دانش و در کنار دانشمندان زندگي مي‌کند، امّا تاکنون به ذهنش خطور نکرده که فلان عملش اشتباه مي ‌باشد، تا آن را اصلاح کند، و طرز صحيح آن را از آگاهان بپرسد؛ و به عبارتي کوتاه، چون غافل بوده، جاهل قاصر شمرده مي‌ شود. خلاصه اينکه جاهل قاصر کسي است که دسترسي به عالم ندارد؛ چه بر اثر عدم حضور عالم، و يا به سبب غفلت جاهل. بايد اين افراد را با يک برنامه ريزي صحيح و مدوّن و دراز مدّت تحت تعليم و تربيت قرار داد، و با فراهم آوردن امکانات، آنها را از بيابان جهل و ناداني به سوي نور و روشنايي هدايت کردتنها اين گروه هستند که اگر به حق دست نيابند در قيامت نيز عذر آنها پذيرفته خواهد بود.

3- سومين دسته «جاهلان مقصّر» هستند. آنها کساني هستند که توانايي تحقيق و جستجو و پرسش دارند، و امکان دسترسي به عالم و دانشمند نيز برايشان فراهم است، ولي انسانهايي تنبل، بي تفاوت، بي اعتنا به مسائل ديني، دنياپرست و بي قيد و بند هستند. و به دنبال فراگيري مسائل خود نمي‌باشند. لازم است براي اين افراد انگيزه حرکت و تلاش و تحقيق و بررسي ايجاد کرد و با اين کار آنها را به فراگيري مسائل ديني وادار نمود. اما اگر اين افراد حق را نيابند يا پيروي از حق نکند در قيامت عذر آنها پذيرفته نخواهد بود.

4- گروه چهارم کساني هستند که آگاهانه با حق مخالفت مي‌ کنند و با توجّه و علم و آگاهي با حقيقت سر ستيز دارند. با اين افراد نيز بايد تا سر حدّ امکان به نرمي و ملاطفت برخورد نمود، تا شايد هدايت شوند و به سوي حق باز گردند و چنانچه از حق پيروي نکنند در قيامت گرفتار قهر و عذاب الهي خواهند شد.

روزنامه كيهان، شماره 21200 به تاريخ 14/8/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

Powered by TayaCMS