دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسراف

No image
اسراف

كلمات كليدي : اسراف، تبذير، تقتير، قوام، تجاوز از حدّ

نویسنده : حميدرضا قرباني مبين

اسراف از ریشه" س ر ف"و در لغت به معنی تجاوز کردن و از حدّ گذشتن در هر کاری است که انسان انجام ‌ می‌دهد [1] و در اصطلاح نیز به همین معنای عام استعمال می شود. هر چند که به گفته راغب غالباٌ در مورد پول خرج کردن استعمال می‌شود.[2]

کلمه اسراف کلمه بسیار جامعی است که هر گونه زیاده روی در کمیّت و کیفیّت و بیهوده گرایی و اتلاف و مانند آن را شامل می‌شود.[3]

معانی اسراف در قرآن:

1) از حدّ گذشتن در گناه و نافرمانی: اینمعنا در آیات ذیل به کار رفته است:طه 127، مائده 32، اعراف 81، یونس 12 و 83، انبیا 9، یس 19، زمر 53، غافر 28 و 38.

2) از حدّ گذشتن در انفاق: چنانچه در آیه 67 سورهفرقان به این معنا اشاره شده است.

3) زیاده‌روی در خوردن یا مصرف آنچه حلال است: اعراف 31، نساء 6، انعام 141.

علاوه بر این موارد استعمال، اسراف به همراه " فی " نیز استعمال می گردد که در این صورت به دو معنا می تواند باشد.

الف) افراط و زیاده‌روی در کاری: مانند آیه 33 سورهاسراء

ب) تفریط و تقصیر در عمل صالح و حق خداوند ؛ مانند آیه 147 سورهآل عمران .[4]

تفاوت اسراف، تبذیر، تقتیر و قوام:

با در نظر گرفتن ریشه لغوی اسراف و تبذیر وقتی این دو در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند، اسراف به معنی خارج شدن از حدّ اعتدال است. بدون آن که چیزی را ظاهراٌ ضایع کنند؛ مثلاٌ کسی غذایی چنان گران قیمت تهیه کند که با قیمت آن بتوان عدّه زیادی را آبرومندانه تغذیه کرد. در این جا از حدّ اعتدال تجاوز شده ولی ظاهراٌ چیزی نابود و ضایع نشده است. اما تبذیر آن است که آن چنان مصرف کنیم که به اتلاف و تضییع منجر شود؛ مثل این که برای دو نفر میهمان غذای ده نفر را تهیه کنیم آن گونه که بعضی به نادانی انجام می‌دهند و به آن افتخار می‌نمایند و باقی غذا را در زباله دان بریزیم و اتلاف کنیم ناگفته نماند که در بسیاری از موارد این دو کلمه درست در یک معنی به کار می‌رود و حتّی به عنوان تأکید پشت سر یکدیگر قرار می‌گیرند. مثلاٌ بنابر آنچه در نهج البلاغه از علی (ع) نقل شده است می‌فرماید.

«الا إنّ اعطاءَ المالِ فی غیر حقّه تبذیر و اسرافٌ و هُوَ یَرفَعُ صاحبَه فی الدّنیا و یَضَعُهُ فی الاخِرَة و یُکرِمُهُ فی النّاس و یهینه عند الله»[5]

یعنی «آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف کردن تبذیر و اسراف است، ممکن است این عمل انسان را در دنیا بلند مرتبه کند امّّا مسلماٌ در آخرت او را پست و حقیر خواهد کرد.

بنابراین بر طبق این حدیث شریف، اگرچه تبذیر ممکن است که انسان را در نظر مردمبزرگ کند،اما موجب سقوط مقام انسان درپیشگاه خدا خواهد شد.[6]تقتیر، در مقابل اسراف، به معنی کوتاهی کردن در انفاق است و قوام به معنی حد وسط میان اسراف و اقتار است.[7]

طبق آیات قرآن و روایات، اسراف و تبذیر و تقتیر، مذموم و ناپسند هستند و فقط قوام ممدوح و پسندیده است، که خداوند متعال درباره مومنان می‌فرماید:

«والّذینَ إذآ اُنفَقوا لَمْ یُسْرِفُوا و لَمْ‌ یَقْتُرُوا وَ کانَ بینَ ذلِکَ قَواماٌ»[8]

« کسانی که هر گاه انفاق کنند، نه اسراف می‌نمایند و نه سختگیری؛ بلکه در میان این دو حدّ اعتدالی دارند».

آثار اسراف:

1) مسرفان اهل دوزخند.[9]

2)برای اسرافکاران اعمالشان زینت داده می‌شود.[10]

3) اسراف موجب انکار آیات الهی می‌شود.[11]

مقاله

نویسنده حميدرضا قرباني مبين
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - اخلاق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سلفی و سلفی گری

سلفی و سلفی گری

در اصول کافی نقل حدیثی شده است که در آن امام صادق(ع)می‌فرماید: «العالمُ بزمانه لا تهجُمُ علیه اللوابس
وهابیت؛ آمیزه ای از جهل و بدعت

وهابیت؛ آمیزه ای از جهل و بدعت

وهابیت را به معنای واقعی باید بدعتی خطرناک در دین مبین اسلام به شمار آورد؛ این فرقه گمراه از همان اوان پیدایش خود، خشونت، کینه توزی، نفاق و تفرقه افکنی بین پیروان دین آسمانی اسلام را سرلوحه خود قرار داده است.
نقد و بررسی آراء و عقاید وهابیت

نقد و بررسی آراء و عقاید وهابیت

وهابیت که زاییده افکار محمد بن عبد الوهاب است در برهه ای از زمان به تاخت و تاز هایی در حجاز اقدام نمود و ضمن تلاقی با سیاست و سیاسیون یکه تازی هایی در میدان سیاست انجام داد.
نقش استعمار در پیدایش وهابیت

نقش استعمار در پیدایش وهابیت

مقدمه: ((اسلام)) از آغاز پیدایش و ظهور، جهاد و مبارزهئ مستمر علیه قدرتهای ظلم گستر جهان را از اهداف اولیه و بنیادین خود قرار داده و رهایی انسانهای در بند جور و ستم جباران تاریخ و گسستن زنجیرهای اسارت و بردگی و استقرار صلح و آزادی را از پی‌آمدهای طبیعی گسترش این جهاد مقدس دانسته است.
فرقه های صوفیه

فرقه های صوفیه

موسس این مکتب حارث بن اسعد محاسبی است. وی از مردم بصره و ساکن بغدا بود و در سال 243 درگذشته است.
Powered by TayaCMS