دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عادت دادن زبان به درستگویی

No image
عادت دادن زبان به درستگویی

استواری زبان به صواب به این است که آن را به درستگویی و حرف حق زدن عادت دهیم، به گونه ای که هرگز به ناصواب و به باطل گویی حرکت نکند، چنین کاری نخست بستگی به کنترل زبان از انحراف دارد. دوم اینکه زبان را به راستی و درستی و حق گویی عادت دهیم به گونه ای که جز درستی به چیزی حرکت نکند. ما وقتی که به قرآن واژه قَول مراجعه کرده و دقت می‌کنیم می‌بینیم به ما می‌آموزد که سخن گفتن آدابی دارد، و باید حساب شده و سنجیده باشد، گاه می‌فرماید: «و قولوا قولا سدیداً؛ و سخن استوار و درست بگویید.» و گاه می‌فرماید: «قولا معروفا؛ سخن نیک و زیبا بگویید.» و گاه می‌فرماید: «قولا کریما؛ بزرگوارانه و مهرانگیز سخن بگویید.» و گاه می‌فرماید: «قولا لینا؛ نرم و با ملاطفت سخن بگویید.» و گاه می‌فرماید: «قولا میسورا؛ با نرمش و مهربانی با آنها سخن بگو.» و گاه می‌فرماید: «قولا بلیغا؛ با سخن شیوا و زیبا با آنها حرف بزن.» از این تعبیرات فهمیده می‌شود که باید زبان در سخن گفتن در موارد و جاهای گوناگون، به طور کامل مراقب باشد، و آداب را بشناسد و رعایت کند تا به آفات گرفتار نگردد. و حتماً باید زبان را به آداب خوش کلامی و زیبا سخن گفتن، که یک نوع هنر است عادت داد. باید توجه داشت که اصلاح زبانی و عادت دادن آن به نیک گویی بستگی به تفکر و تدبر دارد، یعنی انسان قبل از سخن گفتن، اندکی فکر کند تا سنجیده و آگاهانه و خردمندانه سخن بگوید. برای تحقق این موضوع باید به خطرات زبان و پیامدهای آن توجه جدی کند، و مسأله سکوت را برای مهار زبان رعایت نماید، و کم گویی را از صفات خود قرار دهد، و نتیجه سخن را با ترازوی عقل و خرد ارزیابی نموده آنگاه تصمیم به سخن بگیرد. بر همین اساس پیامبر(ص) فرمود: «ان لسان المومن وراء قلبه... و ان لسان المنافق امام قلبه...؛ زبان مؤمن در پشت قلب او قرار دارد، هنگام سخن گفتن نخست می‌اندیشد، سپس آن را با زبانش امضا می‌کند، ولی زبان منافق در جلو قلب اوست، یعنی هنگام سخن گفتن، بدون اندیشه آن را با زبانش امضا می‌کند.» خوشا به سعادت کسی که به شناسایی عیوب و درستی گفتار توفیق یافته، و به ارزش سکوت (کنترل زبان) و نتایج درخشان آن آگاهی یافته است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سلفی و سلفی گری

سلفی و سلفی گری

در اصول کافی نقل حدیثی شده است که در آن امام صادق(ع)می‌فرماید: «العالمُ بزمانه لا تهجُمُ علیه اللوابس
وهابیت؛ آمیزه ای از جهل و بدعت

وهابیت؛ آمیزه ای از جهل و بدعت

وهابیت را به معنای واقعی باید بدعتی خطرناک در دین مبین اسلام به شمار آورد؛ این فرقه گمراه از همان اوان پیدایش خود، خشونت، کینه توزی، نفاق و تفرقه افکنی بین پیروان دین آسمانی اسلام را سرلوحه خود قرار داده است.
نقد و بررسی آراء و عقاید وهابیت

نقد و بررسی آراء و عقاید وهابیت

وهابیت که زاییده افکار محمد بن عبد الوهاب است در برهه ای از زمان به تاخت و تاز هایی در حجاز اقدام نمود و ضمن تلاقی با سیاست و سیاسیون یکه تازی هایی در میدان سیاست انجام داد.
نقش استعمار در پیدایش وهابیت

نقش استعمار در پیدایش وهابیت

مقدمه: ((اسلام)) از آغاز پیدایش و ظهور، جهاد و مبارزهئ مستمر علیه قدرتهای ظلم گستر جهان را از اهداف اولیه و بنیادین خود قرار داده و رهایی انسانهای در بند جور و ستم جباران تاریخ و گسستن زنجیرهای اسارت و بردگی و استقرار صلح و آزادی را از پی‌آمدهای طبیعی گسترش این جهاد مقدس دانسته است.
فرقه های صوفیه

فرقه های صوفیه

موسس این مکتب حارث بن اسعد محاسبی است. وی از مردم بصره و ساکن بغدا بود و در سال 243 درگذشته است.
Powered by TayaCMS