دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

برهان حدوث

No image
برهان حدوث

كلمات كليدي : برهان حدوث، حادث، قديم

نویسنده : رضا میرزائی

برهان حدوث یکی از برهان‌های اثبات وجود خداوند است که عمدتا به وسیله متکلمان مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این برهان، حدوث شیء حادث موجب نیازمندی آن به علت شناخته می‌شود. مراد از حادث امری است که سابقه عدم و نیستی دارد و بعد از نبودن به وسیله علت بوجود آمده و بود شده است. به بیان دیگر بر اساس دیدگاه متکلمان خصوصیتی که موجب می‌شود شیء نیازمند به علت باشد، حدوث است و خصوصیتی که موجب می‌شود شیء بی‌نیاز از علت باشد، قدیم بودن است. برهمین اساس طرفداران این نظریه قدیم را منحصر در خداوند می‌دانند و برای همه چیز غیر از خداوند ابتداء زمانی قایل می‌شوند.[1] ادعای متکلمان در این برهان این است که هر امر حادثی نیازمند علتی است که او را از نیستی به مرحله هستی برساند. اگر این علت نیز امر حادثی باشد او هم نیازمند علتی دیگر خواهد بود. علت سوم هم اگر مانند امر اول و دوم امری حادث باشد او نیز نیازمند علتی دیگر خواهد بود و... .

از آنجا که تسلسل در علتها محال است، سلسله حوادث در نهایت باید به علتی ختم شود که دیگر حادث نباشد؛ یعنی امری قدیم باشد و سابقه نیستی و عدم در آن راه نداشته باشد. بنابراین متکلمان اسلامی معتقدند که هر معلولی حادث و در نتیجه نیازمند علتی است که قدیم باشد.

استدلالی که متکلمان از طریق این برهان برای اثبات وجود خالقی برای این عالم استفاده می‌کنند این گونه است:

1. عالم متغیر است.

هر متغیری حادث است.

پس عالم حادث است.

2. عالم حادث است.

هر حادثی نیازمند محدثی است.

پس عالم نیازمند محدثی است.

به دلیل باطل بودن تسلسل در علت‌ها، محدثِ عالَم باید امری غیرحادث باشد؛ یعنی امری قدیم باشد. این امر قدیم همان خداوند است.[2]

دلیل متکلمان بر حادث بودن عالم این است که چون عالم خالی از حرکت و سکون نیست پس خالی از حوادث نخواهد بود. هر جسمی باید مکانی داشته باشد و در آن مکان، یا ساکن خواهد بود و یا متحرک و حرکت و سکون هر دو اموری حادث هستند.

دلیل متکلمین بر این که هر چیزی که محل حوادث است امری حادث خواهد بود این است که اگر چنین موجودی حادث نباشد باید قدیم باشد و در این صورت همراه با این موجود قدیم یا از آن حوادث چیزی وجود خواهد داشت و یا این که چیزی وجود نخواهد داشت. در صورت اول اجتماع قدم و حدوث در شیء واحد لازم می‌آید و این امری محال است. در صورت دوم هم لازم می‌آید که جسم همزمان از حرکت و سکون خالی باشد و این هم امری محال است.[3]

صاحب کتاب غایت المرام در بیان دیدگاه متکلمین این گونه می‌گوید: شکی نیست که حوادث بسیاری وجود دارند که بعد از عدم بوجود آمده‌اند. وجود این حوادث یا از ناحیه خودشان است و یا از ناحیه غیرشان. وجود آنها نمی‌تواند از ناحیه خودشان باشد؛ چون در این صورت آنها باید همیشه موجود می‌بودند در حالی که این گونه نیستند و آنها قبلا معدوم بوده‌اند. اگر وجود این حوادث ناشی از غیر باشد، در این صورت در مورد همان غیر نیز این سئوال مطرح می‌شود که وجود او از کجاست و در نتیجه یا باید به موجودی برسیم که وجودش از غیر خودش نباشد و مبدأ همه حوادثِ موجود باشد و یا این که سئوال از علت وجود به صورت تسلسلی مطرح شود و در نتیجه ما هرگز نتوانیم به موجودی برسیم که وجودش را از غیر نگرفته باشد و این امری محال و غیر ممکن است. پس باید به موجودی برسیم که وجودش از خودش است و او علت همه عالم حوادث است.[4]

نقد و بررسی برهان حدوث

1. لزوم مقدم بودن یک شیء بر خودش

یکی از ایرادات اصلی این برهان این است که بر خلاف آنچه که متکلمان ادعا می‌کنند، ملاک نیازمندی موجودات ممکن به علت، حدوث آنها نیست بلکه به اعتقاد فلاسفه ملاک نیازمندی آنها، ممکن بودن این موجودات است. دلیل بطلان ادعای متکلمان آن است که لازمه ادعای آنها این است که یک شیء بر خودش مقدم باشد؛ چون حدوث صفتی است که به شیء به وجود آمده از عدم اطلاق می‌شود، پس رتبه آن بعد از وجود شیء خواهد بود. از طرف دیگر تا علت یک شیء، آن شیء را ایجاد نکند، آن شیء به وجود نمی‌آید و برای این که آن را ایجاد کند اول باید آن شیء واجب باشد تا بعد، وجود به آن تعلق بگیرد. و چون شیء ذاتا دارای وجوب وضرورت نیست پس علت، باید او را به مرحله وجوب و ضرورت برساند تا بعد ایجاد کند. از سوی دیگر زمانی علت می‌تواند وجوب و ضرورت را به شیء بدهد که آن شیء نیازمند آن باشد و شیء زمانی نیازمند خواهد بود که ممکن باشد؛ یعنی نسبت به وجود و عدم هیچ گونه اقتضایی نداشته باشد. حال اگر علاوه بر امکان، حدوث شیء نیز دخالت در نیازمندی شیء به علت داشته باشد، در این صورت لازم می‌آید که حدوث که صفت شیء بعد از به وجود آمدن شیء است، در مرحله قبل از به وجود آمدن شیء وجود داشته باشد و این امری محال است.[5]

2. غیرکافی بودن این برهان برای اثبات واجب الوجود

اشکال دیگری که بر برهان حدوث گرفته می‌شود این است که برهان مذکور بدون استفاده از برهان امکان و وجوب قادر به اثبات ذات واجب تعالی نیست؛ به دلیل این که محدِث اشیای طبیعی می‌تواند یک موجود مجرد و غیر مادی و یا قدیم و در عین حال امری ممکن و محتاج باشد. بنابر این تا زمانی که از برهان امکان و وجوب کمک گرفته نشود، استدلال به واسطه برهان حدوث به واقعیتی که در ذات خود واجب و بی‌نیاز از غیر باشد، ختم نمی‌شود.[6]

متکلمان اسلامی به این دلیل از برهان حدوث استفاده کرده‌اند که گمان کرده‌اند اگر فیض خداوند قدیم باشد نه حادث در این صورت دو اشکال لازم می‌آید؛ اول آن که خداوند فاعل مختاری نباشد و کارهای خود را بر اثر جبر انجام دهد. دوم آن که فیض الهی نیازی به مبدأ نداشته باشد.

در جواب این دو اشکالِ متکلمان، این گونه گفته شده است که:

تعریف فاعل مختار از دیدگاه متکلمان این است که بین فاعل مختار و فعل او فاصله زمانی است و حال آنکه بین فاعل موجَب و فعل او فاصله‌ای نیست؛ مانند سوزندگی آتش. فاعل مختار از دیدگاه آنها کسی است که فعل او سابقه عدم داشته باشد و فاعل پس از بررسی جوانب مطلب، طرف وجود را ترجیح دهد و حال آن که فاعل مختار ازدیدگاه فیلسوفان و متکلمانی که از اندیشه فلسفی بهره می‌برند، کسی است که اگر بخواهد فعل را انجام دهد و اگر نخواهد انجام ندهد «ان شاء فعل و ان لم یشاء لم یفعل» و بر این مبنا اگر فاعلی به علم و حکمت ازلی خود همواره صدور فعلی را خواسته باشد و یا آن که صدور ابدی و همیشگی آن را اراده نماید، این خواسته و مشیت هرگز با اراده و اختیار او تنافی نداشته و موجَبیت آن را به دنبال نمی‌آورد.

قدمت فیض نیز بر خلاف پندار متکلمان غنا و بی‌نیازی فعل از فاعل را به دنبال نمی‌آورد؛ چه این که دوام و ابدیت آن در معاد نیز که مورد اتفاق اهل دیانت است، منافی با نیاز آن به فاعل نیست؛ زیرا اصلا حدوث علت حاجت معلول و فعل، به فاعل و علت نیست. ... علت و مناط احتیاج معلول به علت در دیدگاه فیلسوفان مشاء و اشراق امکان آن است و امکان چون هرگز از ذات و ماهیت معلول جدا نمی‌شود، همواره و در همه حال با معلول همراه است و در نتیجه قِدَم و یا دوام و ابدیت فعل، تداوم و گستردگیِ احتیاج و نیاز آن را به فاعل را نشان می‌دهد.[7]

مقاله

نویسنده رضا میرزائی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دکتر حسن بلخاری ـ عضو فرهنگستان هنر - بخش اول

دکتر حسن بلخاری ـ عضو فرهنگستان هنر - بخش اول

اشاره: هنر در عامترین تعریف خود، ظهور و تجلی استعدادهای فطری و زیبایی طلب انسان در قالب آثار هنری است.
وظایف و اختیارات شورای نگهبان بر اساس قانون اساسی چیست؟

وظایف و اختیارات شورای نگهبان بر اساس قانون اساسی چیست؟

از جمله نهاد‌های مهم حکومتی، شورای نگهبان است که مطابق اصل ۹۱ قانون اساسی به ‌منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی تشکیل شده است.
رويكرد مسلمانان به علم نجوم معرفت شناسانه است

رويكرد مسلمانان به علم نجوم معرفت شناسانه است

محمدحسن‏صادق‌پور

اگر در آثار دانشمندان و فلاسفه اسلامی نيك بنگريم، در كنار نظريات فلسفی انديشمندان اغلب آثاری مرتبط با علم نجوم نيز می‌توانيم مشاهده كنيم، اما اين علم چه نسبتی با فلسفه و دين دارد كه همواره ردپای آن در انديشه اسلامی وجود داشته است؟
گفتگو با دکتر غلامحسین دینانی - کریم فیضی - ۷

گفتگو با دکتر غلامحسین دینانی - کریم فیضی - ۷

اشاره: سخن به اسماء و صفات الهی رسید و استاد مبحث دشواری را آغاز کردند که دوستداران می‌توانند در کتاب «عقل الله» دنبال کنند. با حذف آن بخش، موضوع را پی می‌گیریم. استاد ادامه می‌دهند:
مفهوم مهدور الدم و مصادیق آن در قانون مجازات اسلامی چیست؟

مفهوم مهدور الدم و مصادیق آن در قانون مجازات اسلامی چیست؟

در قانون مجازات اسلامى براساس متون فقهى در مواردى به صورت مطلق و در مواردى به صورت نسبى و نسبت به افراد خاص، اجازه قتل و سلب حیات صادر شده است.

پر بازدیدترین ها

اعاده دادرسی چیست و در چه شرایطی امکان پذیر است؟

اعاده دادرسی چیست و در چه شرایطی امکان پذیر است؟

اعاده دادرسی از جمله روش‌های فوق‌العاده شکایت از احکام است که راهی برای برگشت به دادگاه صادرکننده حکم قبلی محسوب می‌شود؛ با این هدف که دادگاه از رأی قطعی سابق خود بازگردد، چرا که شاکی مدعی است صدور آن رأی از روی اشتباه بوده و دلایل موجود اجازه نمی‌دهد که چنین حکمی باقی بماند.
مال من، یا مال خدا

مال من، یا مال خدا

یکی از شبهات این است: اگر خدا می خواست خودش می داد؟ پس من چرا به کسی بدهم که خدا نخواسته است به او بدهد؟
مروری بر آثار و پیامدهای رباخواری از نگاه قرآن

مروری بر آثار و پیامدهای رباخواری از نگاه قرآن

از نظر آموزه‌های قرآنی، برخی از فعالیت‌های اقتصادی به جای آنکه موجب رشد و شکوفایی و برکت در امور اقتصادی باشد، به عنوان مانع بلکه حتی عامل فروپاشی و بحران در امر اقتصادی جامعه می‌شود و اقتصاد را از ستون قوام بخش اجتماع به یک عامل زوال فرهنگی و تمدنی آن تبدیل می‌کند؛
اغواگری شیطان و آثار آن

اغواگری شیطان و آثار آن

نویسنده در مطلب حاضر روش‌های تماس شیطان و اغواگری‌های او و آثار این تماس را تشریح و راه‌های رهایی از وسوسه‌های این دشمن قسم‌خورده را بیان کرده است.
ناکارآمدی باستان گرایی (پرسش و پاسخ)

ناکارآمدی باستان گرایی (پرسش و پاسخ)

آیا شعار کلی «اندیشه و گفتار و کردار نیک» کارایی لازم را در ابعاد فردی و اجتماعی انسان دارد؟ و آیا رسوم کهن باستانی در زمان ما قادر به حل مشکلات امروز جامعه خواهد بود؟
Powered by TayaCMS