دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ادعای مهدویت

No image
ادعای مهدویت

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : بابيت، ظهور، غيبت، نيابت، غلات

در طول تاریخ اسلام کسانی بودند که خود را به عنوان مهدی معرفی کردند. با توجه به اعتقاد مسلمین مبنی براینکه مهدی موعود از سوی رسول الله(ص) مشخص شده است، در نتیجه تمام افرادی که خود را به عنوان مهدی معرفی می­کردند و یا معرفی شدند، درغگو و بدعتگذار بودند که باید به معرفی ایشان و راههای نفوذ ایشان آشنا شد تا در برابر ایشان و دروغ و بدعتشان ایستادگی کرد. شیوع ادعاهای مهدویت حتی از برخی قبایل مانند بربر[1] گفته شده که جا دارد بعد از ذکر اجمالی به علل و زمینه­های انحراف کننده از مهدویت، به ذکر مدعیان مشهور مهدویت و یا کسانی که مردم به خطا به مهدویت ایشان قائل شدند، بپردازیم.

علل ادعای دروغین

ادعاهای دروغین افراد مختلف در دورانهای گوناگون زمینه­ها و علل مختلفی می­تواند داشته باشد. مهمترین علت در این ادعی ریاست طلبی مدعیان دروغین می­باشد که انگیزه­اش از موقعیت مهم مهدویت و یا بابیت ناشی می­شود. علت دیگر در چنین ادعاهائی جهل از واقعیت و حقیقت مهدویت و نائب ایشان­است که مردم را بطور گستره می­تواند پیروی چنین مدعیان دروغگوئی کند. از علل مهم در به وجود آمدن چنین ادعائی از منحرفین رسیدن به حکومت و تشکیل دادن حکومت است که برخی نیز با چنین سوء استفاده­ای به تشکیل حکومت موفق شدند.

زمینه دیگر برای رواج چنین ادعائی عصر غیبت و بخصوص دوران غیبت صغری است چراکه در این دوره زمزمه حضور و ظهور و ملاقات با مهدی امکان زیادی داشته که می­تواند زمینه را برای مدعیان بابیت آماده کند.

اشتباه در مصداق

در برخی موارد مردم به دلیل جهل و عدم درک صحیح از حقیقت مهدویت به مهدویت امامی­(ع) و یا شخصی از سادات و غیره معتقد می­شدند؛ بدون اینکه در این باره ادعائی از ایشان شده باشد. این موارد نیز چیزی جز گمراهی به دنبال نداشته چرا که مهدویت در اسلام معین به شخصی خاص شده که شرائط ظهور و قیام آن حضرت نیز از اموری است که ما را به شناخت صحیح از مهدی می­رساند. نکته مهم در این باره این است که امامت امام بعدی بعد از گمراه شدن عده­ای به مهدویت امام قبلی ضلالت این گروه را روشن می­سازد و نیاز به دلیلی بیش از این نیست. به عنوان نمونه امامت امام رضا(ع) به خودی خود اعتقاد به مهدویت امام موسی بن جعفر(ع) را باطل می­کند.

ادعای مهدویت در قرن اول

به دلیل روایات متعددی که از رسول­الله(ص) درباره مهدویت و علائم او و ظهورش وارد شده بود، مسلمانان در انتظار چنین موعودی بودند. از همان قرن اول به علل مختلف و زمینه­های موجود چنین مدعیانی ظهور کردند و یا اینکه بطور اشتباه به مهدویت شخصی اعتقاد پیدا کردند. عمر بن خطاب اولین فردی بود که بخاطر اغراض سیاسی منکر رحلت و قائل به غیبت نبی مکرم اسلام(ص) شد.[2] عده­ای از اهل­سنت همانند مسیحیت حضرت عیسی(ع) را به عنوان موعود منجی می­دانند و در این رابطه حدیثی نیز جعل کرده­اند.[3]

اما بطور مشخص و عملی اولین کسی که چنین انتسابی به او داده شد محمد بن حنفیه فرزند امیرالمومنین علی(ع) است. [4] ادعای مهدویت در مورد محمد بن حنفیه تا حدی بود که بعد از مرگ وی عده­ای قائل به غیبت او شدند.[5] کربیه از یاران ابی­کرب الضریر یکی از فرقی است که چنین تفکری را داشتند.[6] اما محمد بن حنفیه چنین ادعائی نداشته. در همین قرن عده­ای به مهدویت موسى بن طلحة بن عبید الله التیمی قائل بودند.[7] از جمله کسانی که چنین ادعائی در مورد او شده عمر بن عبد العزیز بن مروان الأموی است.[8]

ادعای مهدویت در قرن دوم

در قرن دوم نیز عده­ای به عنوان مهدی به جامعه مسلمین معرفی شدند. این قرن در عصر معصومین(ع) بیشترین مدعیان مهدویت را در خود گنجانده است.

1.از جمله این افراد ابوهاشم عبدالله بن محمد بن حنفیه بود که عده­ای بعد از مرگ وی قائل به مهدویت و غیبت او شدند.[9] بعد از مرگ ابوهاشم ، ابوالعباس سفاح امر خلافت را برای محمد بن عباس دانست وبعد از او با فرزندش ابراهیم بیعت شد و او را به عنوان مهدی ستودند.[10] صالح بن طریف البرغواطی از خوارج در زمان خلافت هشام از امویان ادعای مهدویت داشته.[11]

در مورد عبدالله بن معاویة بن عبدالله بن جعفر بن أبى­طالب نیز چنین ادعائی از طرف فرقه غالی بیانیه مطرح شده­است. [12]

بعد از شهادت زید(ع) عده­ای از فرقه زیدیه مرگ او را انکار کردند و قائل به مهدویت او شدند.[13]

محمد بن عبدالله بن الحسن نیز از افرادی بود که در ادعای مهدویت از او اختلاف است، با این حال عده­ای وی را مهدی می­پنداشتند [14] و با همین عنوان با او بیعت کردند. در این قرن مهمترین شخصیتی که به عنوان مهدی مطرح شد محمد بن عبدالله است. بعد از کشته شدن او عده­ای قائل به غیبت او شدند و بر عقیده به مهدویت وی پایدار ماندند.[15] حتی محمد بن عجلان از عالمان اهل­سنت به این دلیل شکنجه شد.[16] ناوسیه از فرق منحرف شده از شیعه قائل به مهدویت امام صادق(ع) بودند.[17] چنانکه عده­ای منکر شهادت امام­باقر(ع) شدند و معتقد به مهدویت آن حضرت شدند.[18] این عده باقریه واقفه خوانده شدند. ابومنصور رئیس فرقه منصوریه نیز مدعی شد که مهدی ششمین فرزند از نسل وی است.[19] احمد بن کیال رئیس فرقه کیالیه مدعی مهدویت و نیز رسالت بوده­است. [20] اسماعیل فرزند حضرت صادق(ع) نیز مورد توجه عده­ای بود که بعد از مرگ وی قائل به مهدویت وی شدند.[21]

ابومسلم خراسانی از داعیان بنی­عباس خود را به عنوان مهدی معرفی می­نمود و ابومسلمیه براین اعتقاد بودند و یاران وی را سیاه جامه می­گفتند.[22] فرزند منصور دوانقی، سومین خلیفه عباسی برای بهره برداری سیاسی و گمراه کردن اذهان مسلمین به چنین اسمی خوانده شد.[23] ابن مقفع نقابدار که در علوم غریبه و شعبده مهارت کامل داشت به دعاوی باطلی روی آورد. او در مرو مدعی نبوت شد و بعد از مرگ او پیروانش منتظر ظهور او هستند و معتقدند که او به آسمان عروج نموده.[24] فرقه واقفه با انکار امامت امام­رضا(ع) قائل به مهدویت امام موسی بن جعفر(ع) شدند. در این قرن مهمترین آسیبی که به پیکره شیعه وارد شد از سوی این جریان یعنی واقفه بود.[25]

مدعیان مهدویت در قرن سوم

در مورد محمد فرزند امام­صادق(ع) معروف به دیباج ادعای امامت و مهدویت شده­است.[26] عده­ای نیز مهدی موعود را از فرزندان او شمرده­اند.[27] محمد بن قاسم بن علی بن عمر بن حسین ملقب به صوفی از ساداتی است که در زمان معتصم عباس قیام کرد. عده­­ای از مردم بعد از قتل وی قائل شدند که وی از دیده­ها پنهان شده و به مهدویت وی قائل شدند. صاحب زنج که در بصره قیام کرده بود مدعی بود که از اهل­بیت است و نیز مدعی مهدویت شده بود.[28] عده­ای از مردم معتقد به مهدویت سید محمد فرزند امام هادی(ع) شدند و مرگ او را در زمان امام هادی(عج) انکار کردند.[29] و عده­ای نیز با انکار شهادت امام حسن عسگری مدعی مهدویت ایشان شدند.[30]

قرن سوم قرنی بود که اواسط آن مهدی موعود (عج) به دنیا آمد و دشمنان که این مسأله را به خوبی درک کرده بودند، امام هادی(ع) و امام حسن(ع) را به شدت تحت مراقبتهای جاسوسی خود قرار دادند تا از ولادت ایشان جلوگیری شود و یا اینکه او را در طفولیت نابود کنند و یقین داشتند که او فرزند امام حسن(ع) است، اما خداوند خواست که تولد او مانند تولد حضرت ابراهیم(ع) و موسی(ع) به اعجاز و مخفیانه باشد. از مدعیان مهدویت حمدان بن اشعث ملقب به قرمط رئیس فرقه قرامطه است.[31] در این قرن رئیس فرقه ابوسعیدیه یعنی حسن بن بهرام جنابی از سران قرامطه مدعی مهدویت شد.[32]

قرن چهارم

در قرن چهارم نیز عده­ای از دزدان طریق هدایت قائل به مهدویت شدند، از جمله ایشان حسین بن منصور حلاج است. وی در بین شیعه و سنی این نظر را برای سوء استفاده از اعتقادات اسلامی ارائه می­کرد. او در ضمن نامه­ای به یار امام حسن عسگری(ع) و فقیه مورد تأیید امام­زمان(عج) ابن­بابویه، پدر صدوق(ره) نوشت و ایشان را به خود دعوت کرد که با برخورد قاطع ابن بابویه روبرو شد و نقشه­اش به شکست انجامید.[33]

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق
جایگاه در درختواره اثنا عشریه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.

پر بازدیدترین ها

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر

ما اءعمال البر كلها و الجهاد فى سبيل الله، عند الامر بالمعروف و النهى عن المنكر، اءلا كنفثة فى بحر لجى تمامى اعمال و كارهاى نيك، حتى جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منكر، مانند قطره اى در مقابل يك درياى بزرگ و پهناور است.
Powered by TayaCMS