دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تعارض

No image
تعارض

كلمات كليدي : تعارض، متكافي، مرجّح، مستقر، تناقض، تضاد، دليل اجتهادي

نویسنده : حسن رضايي

تعارض، مصدر باب تفاعل از ریشه «ع رض» و به معنای اظهار است.[1] معنای اصطلاحی: مشهور اصولی‌ها[2] تعارض را به «تنافی مدلول دو دلیل، به صورت تناقض[3] یا تضاد»[4] تعریف می‌کنند ولی عده‌ای،[5] آنرا به «تنافی دو دلیل به حسب دلالت و مقام اثبات به صورت تناقض یا تضاد» تعریف کرده‌اند.

شروط تعارض:

1- هیچ یک از ادله، قطعی نباشد؛[6]

2- مدلول ادله، با هم تنافی داشته باشد؛[7]

3- ادلۀ متعارض، واجد شرایط حجیت باشد؛[8]

4- حصول ظن فعلی، در حجیّت هیچ کدام، شرط نباشد.[9]

5- هیچ کدام حکومت یا ورود بر دیگری نداشته باشد.[10]

6- تنافی بین آن‌ها، از نوع تزاحم نباشد.[11]

7- هیچ کدام، قرینه تصرّف در دیگری نباشد.[12]

تفاوت تعارض و تزاحم:

تعارض در جایی است که امتناع و تنافی مدلول‌ها، مربوط به مقام تشریع و قانون‌ گذاری باشد. ولی اگر این امتناع، مربوط به مقام امتثال باشد و امتثال هر دو در زمان و مکان واحد، ممکن نباشد، تزاحم وجود دارد.[13]

اقسام تعارض بین دو دلیل اجتهادی (اماره):

تعارض بین دو اماره؛ یا مستقر است، یا غیر مستقر. تعارض غیر مستقر در جایی است که به خاطر وجود جمع عرفی، تنافی مدلول‌ها، به دلیل حجیّت آن‌ها سرایت نمی‌کند ولی تعارض مستقر آن است که، دو دلیل در مرحلۀ شمول حجیّتشان با هم تنافی دارند.[14]

تعارض غیر مستقر بر دو قسم است، یا متکافی است یا غیر متکافی. تعارض متکافی در جایی است که ادله، دارای مرجّحی نباشند ولی اگر یکی بر دیگری ترجیح داشته باشد، تعارض میان آن‌ها، غیر متکافی و غیر مساوی است.[15]

حکم دو دلیل متعارض متکافی:

مفاد قاعده اولیه: بدون توجه به روایات موجود در این باب، حکم این صورت مبتنی است بر اینکه امارات را از باب طریقیت[16] حجّت بدانیم یا سببیّت.[17]

بنابر سببیّت امارات، اصل اولیه در روایات متعارض متکافی، تغییر است. چون: هر دو دلیل، سببی مستقل می‌شود برای حدوث حکمی در ظاهر پس متعارضین، از قبیل دو سبب متزاحم می‌شوند که یکی غیر معین از میان آن‌ها، با حفظ حجیّت و صلاحیت برای دلیل بودن – ساقط می‌شود و دیگری باقی می‌ماند.[18]

بنابر طریقیت: حکم مسأله، تساقط اولیه و توقف در عمل است. یعنی هیچ کدام، بخصوص، طریق به مدلولش نمی‌شود.[19]

مفاد قاعده ثانویه

با توجه به روایات موجود در مسأله، حکم در این باب، تخییر است. روایات زیادی در این مورد وارد شده است. مثل؛

1-روایت حسن بن جهم از امام رضا (علیه‌السّلام):

«قلت یجیئنا الرجلان – وکلاهماثقة – بحدیثین مختلفین و لا یعلم ایهما الحق؟ قال: فاذا لم یعلم فموسَّع علیک یأیهما أخذتَ»[20]

لفظ «بایهما» نشان می‌دهد که در فرض عدم امکان تشخیص خبر صحیح و حق، شخص مخیّر است.

2-مکاتبه حمیری با امام عصر (علیه‌السّلام):

«... و بأیهما أخذتَ من باب التسلیم کان صواباً» [21]

حکم دو دلیل غیر متکافی

در این صورت، باید به دلیل دارای مرجّح عمل کرد.[22] و مرجحات هم بر سه نوع می‌باشند:

الف) مرجح دلالی، این مرجحات، اموری هستند که موجب تقویت دلالت می‌شوند و بازگشت همه آن‌ها به تقدیم اظهر بر ظاهر است.[23] تعدادی از این مرجحات عبارتند از:[24]

1- تعارض مطلق با عام: در این فرض ظهور عام مقدم است چون: انعقاد اطلاق متوقف است بر وجود مقدمات حکمت، یکی از این مقدمات «عدم وجود ما یصلح للقرینیة» است و عام این صلاحیت را دارد ولی عمومیت عام متوقف بر عدم وجود مخصص است که با اصل عدم تخصیص، مخصّص برطرف می‌شود.

2- تعارض عام با ظواهر دیگر (غیر از مطلق)، مشمول این است که چون تخصیص، شیوع بیشتری دارد، مقدم بر سایر ظواهر است. پس ظهور عام قوّتی در مقابل این ظواهر ندارد.

مرجحات دلالی، هم بر مرجحات داخلی و هم بر مرجحات خارجی مقدّم هستند. چون در تعارض بین اظهر و ظاهر، جمع عرفی وجود دارد و اظهر مقدم است و با وجود جمع عرفی، مرجّحات دیگر لحاظ نمی‌شود.[25]

ب) مرجحات خارجی، این‌ها اموری هستند مستقل و وجود خارجی آن‌ها متوقف بر وجود روایت نیست.[26] و بر دو قسم هستند.

1- اموری که بنفسه معتبرند و اگر هیچ دلیلی در میان نباشد، خودشان می‌توانند مرجع حکم قرار بگیرند مثل: موافقت با کتاب و سنت،[27] موافقت با اصل عملی،[28] موافقت با حَظر[29] و ...

2- اموری که بنفسه معتبر نیستند؛ مثل: شهرت، أفقه بودن راوی، مخالفت با عامه و ....[30]

این مرجحات، بر مرجحات سندی مقدم هستند.[31]

ج) مرجحات داخلی، اموری هستند که غیر مستقل و وابسته به روایتی که در آن قرار دارند.[32] و بر سه قسم هستند

1- اموری که به صدور روایت مربوط است: مثل اعدل وافقه بودن راوی، فصیح‌تر بودن روایت و ....

2- اموری که به جهت صدور مربوط است: مثل مخالفت با عامه یا عمل سلطان جور و ... .

3- امور که به مضمون روایت مربوط است: مثل نقل به لفظ بودن در مقابل نقل به معنا.[33]

در پایان، اقسام متصور تعارض، ذکر می‌شود:

الف) تعارض بین دو دلیل اجتهادی – اماره؛

ب) تعارض بین دلیل اجتهادی وفقاهتی – اصل عملی؛

ج) تعارض بین دو دلیل عقل؛

د) تعارض بین دو دلیل فقاهتی؛

ه) تعارض بین دلیل عقلی و نقلی.

مقاله

نویسنده حسن رضايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.

پر بازدیدترین ها

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر

ما اءعمال البر كلها و الجهاد فى سبيل الله، عند الامر بالمعروف و النهى عن المنكر، اءلا كنفثة فى بحر لجى تمامى اعمال و كارهاى نيك، حتى جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منكر، مانند قطره اى در مقابل يك درياى بزرگ و پهناور است.
Powered by TayaCMS