دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خودگروی اخلاقی

به اهتمام: حسین راضی خودگرای اخلاقی، غایت انگار است؛ یعنی همواره در پی به دست آوردن بیشترین خیر، سود و مصلحت است و در اعمال خود، پیوسته به نتایج نظر دارد.
خودگروی اخلاقی
خودگروی اخلاقی

به اهتمام: حسین راضی خودگرای اخلاقی، غایت انگار است؛ یعنی همواره در پی به دست آوردن بیشترین خیر، سود و مصلحت است و در اعمال خود، پیوسته به نتایج نظر دارد. علاوه بر این‌، آنچه برای او مهم است‌، خیر و صلاح خودش است نه دیگران‌. اما باید توجه داشت که یک خودگرای اخلاقی لزوماً فردی خودپرست‌، خودپسند و خود خواه ـ به معنای رایج کلمه ـ نیست‌. یک خودگرای اخلاقی ممکن است کاملاً امانتدار، صادق، فداکار، سخاوتمند و به طور کلی واجد همه آنچه که در عرف جامعه فضایل اخلاقی به شمار می‌رود، باشد؛ و این در صورتی است که خیر و صلاح نهایی خود را در این امور ببیند. یک انسان مذهبی که حیات جاودان و پاداش آن جهانی کارهای نیک را باور دارد و از این رو در پی انجام کار نیک است‌، می‌تواندیک خودگرای اخلاقی به شمار آید.

ارتباط خودگروی اخلاقی با خودگروی روان شناختی

دلیل عمده خودگرایان اخلاقی برای توجیه این نظریه، روان شناختی است. این دلیل‌، به اختصار، چنین است: انسان به گونه ای آفریده شده است که همواره در پی سود و رفاه خویش است و همیشه کاری انجام می‌دهد که می‌پندارد بیش ترین غلبه خیر بر شر را برایش به ارمغان می‌آورد. این سخن بدین معناست که حب ذات تنها اصل اساسی در سرشت آدمی است؛ به بیان دیگر، خودارضایی هدف نهایی همه فعالیت‌های انسان است واصل لذت انگیزه اصلی وی در همه امور. پس این اصل باید در نظریه اخلاقی اساس و محور اصلی قرار گیرد. بدین سبب اصل اساسی اخلاقی ما باید حب ّ ذات باشد و هر نظریه دیگری تقابل با واقعیت است‌. به عبارت دیگر، اگر طبیعت بشر توجه پیوسته به سود و خیر وصلاح خویش است، این پیشنهاد که او باید کاری جز آنچه بیشتر به سود اوست انجام دهد، غیرواقعی و نامعقول و در عمل ناموفق خواهد بود. بدین ترتیب‌، خودگروی اخلاقی عموماً خودگروی روان شناختی را مسلّم می‌گیرد.

نقد و ارزیابی

1. خودگروی روان شناختی‌، اگر بدین معنا باشد که تنها گرایش اصیل در وجود آدمی گرایش به خود و میل دستیابی به خیر وصلاح خود است‌، صحت آن مورد تردید است ؛ زیرا امیال دیگری‌، نیز در انسان وجود دارد. گرایش به نیکی کردن به دیگران‌، راست گویی و امانتداری در انسان وجود دارد، بی آنکه این امور سودی برایش داشته باشد. ممکن است گفته شود: انسان از احسان به دیگران‌، گرفتن دست ناتوانان و نواختن یتیمان لذت می‌برد و احساس آرامش می‌کند.‌

ادامه دارد...

منبع: اخلاق هنجاری، تالیف: علی شیروانی، انتشارات کانون اندیشه جوان، 1384(با اندکی تلخیص)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.
Powered by TayaCMS