دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راز ستایش و نکوهش انسان در قرآن

در آیات قرآن گاه از انسان چنان ستایش و تعریف و تمجید می‌شود که گویی انسان عرش‌الله است و همه هستی بر دوش او نهاده شده است؛ و گاه دیگر چنان نکوهش می‌کند که گویی پست‌تر از انسان وجود ندارد.
راز ستایش و نکوهش انسان در قرآن
راز ستایش و نکوهش انسان در قرآن

راز ستایش و نکوهش انسان در قرآن

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 11 اسفند ماه 1396

در آیات قرآن گاه از انسان چنان ستایش و تعریف و تمجید می‌شود که گویی انسان عرش‌الله است و همه هستی بر دوش او نهاده شده است؛ و گاه دیگر چنان نکوهش می‌کند که گویی پست‌تر از انسان وجود ندارد. خداوند همان طوری که در آیه 4 سوره تین از کرامت انسان و «احسن تقویم» او سخن به میان آورده و بر خود «تبارک‌الله» و آفرین می‌فرستد (مؤمنون، آیه 14؛ غافر، آیه، 64)، در آیه‌ای دیگر از پست‌ترین پست‌ها یعنی «أَسْفَلَ سَافِلِینَ» سخن می‌گوید (تین، آیه 5) و همه انسان‌ها را در خسران می‌بیند. (عصر، آیه 1)

راز این ستایش و نکوهش الهی نسبت به انسان چیست؟ خداوند در قرآن به این پرسش در آیات خود به تفصیل پاسخ داده است؛ یعنی همان طوری که درباره علل و عوامل ستایش و نکوهش دنیا سخن گفته، درباره راز تمجید و تکریم انسان از سویی و سرزنش و نکوهش او از سوی دیگر توضیح داده است.

از نظر قرآن، راز تمجید و تبریک و تکریم انسان در جنبه‌های معنوی و روحی او نهفته است؛ زیرا انسان تنها کسی است که مشرف به شرافت برخورداری از روح الهی شده (حجر، آیه 29؛ سجده، آیه 9) و از علم کامل اسمای الهی برخوردارشده (بقره، آیه 31) و ظرفیت قرار گرفتن در مقام خلافت الهی را یافته است (بقره، آیه 31) و می‌تواند متأله و خدایی شده (بقره، آیه 138) و در مقام مظهر ربوبیت الهی به عنوان ربانی قرار گرفته (آل عمران، آیه 19) و به پروردگاری ما سوی الله بپردازد و حتی فرشتگان را به سجده اطاعتی در آورد که بر اساس انباء اسمای الهی انجام می‌گیرد.(بقره، آیات 31 تا 33)

این نفس انسانی که از دامن خاک و نطفه بی‌ارزش (قیامت، آیه 37) برآمده، در یک حرکت جوهری به مقامی می‌رسد که خداوند می‌فرماید: «ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ؛ سپس همان نطفه که استخوان با گوشت شده، را خلقتی دیگر دادیم. پس آفرین بر خداوندی که نیکوترین آفریدگان است.»(مؤمنون، آیه 14)

در حقیقت جنبه‌هایی چون برخورداری از شرافت روح الله، علم الاسماء، خلافه الله، امین‌الله (احزاب، آیه 32) موجب کرامت و آفرین و بارک الله گویی خداوند شده است. این جهت در اصطلاح قرآنی و فرهنگ عرفانی اسلامی، جنبه امری و جهت امری انسان نامیده می‌شود.

اما اگر به جنبه‌های خلقی، یا همان دنیوی، مادی و کالبدی او توجه شود، انسان چیزی نیست؛ بلکه باید سرزنش شود؛ زیرا انسان اگر به این جنبه خود دل ببندد، سقوط می‌کند؛ چرا که از نظر قدرت و عظمت هیچگاه به کوه و آسمان و زمین نمی‌رسد. (اسراء، آیه 37؛ نازعات، آیه 27) همین نگرش و گرایش انسان به جنبه خلقی خودش، او را به سقوط می‌کشاند و در رده چارپایان (اعراف، آیه 179) بلکه خار و خاشاک (جن، آیه 15) و حتی سنگ خارا و آتش‌زنه دوزخ (بقره، آیه 24) قرار می‌دهد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.
Powered by TayaCMS