دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رویکرد اشاعره در دین پژوهی

No image
رویکرد اشاعره در دین پژوهی

كلمات كليدي : رويكرد اشاعره، اشاعره، اشعري، روش هاي دين پژوهي

نویسنده : عبدالله محمدي

تا اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارهم معتزله یک مکتب کلامی بدون معارض در میان اهل سنت بود. ولی در این زمان ابوالحسن اشعری (260-334ق ) که شخصی دانشمند و باهوش بود مذهب کلامی جدیدی را تاسیس کرد. پدرش طرفدار اهل حدیث بود و او نیز در کودکی با عقاید ایشان انس پیدا کرد ولی در جوانی به مکتب معتزله گرایش یافته و سال ها نزد قاضی عبدالجبار معتزلی شاگردی کرد و تا حدود 40 سالگی معتزلی بود سپس آنها کناره گیری کرد و به حمایت از عقاید اهل حدیث پرداخت.برخی مناظرات کلامی اشعری با استادش ابوعلی جبایی و ناتوانی او در پاسخ به اشکالات اشعری را عامل کناره‌گیری او دانسته اند.[1] اما در کنار این نظر دیدگاه‌های دیگری نیز موجود است .[2]

اشعری برخلاف قدمای اهل حدیث مانند احمد بن حنبل، بحث و استدلال و به کاربردن منطق را در اصول دین جایز شمرد و از قرآن و سنت بر این مطلب دلیل آورد و رساله ای در این باره نوشت[3].

روش کلامی او آمیزه‌ای از عقل و نقل است به شکلی که نقل بر عقل مقدم است. او تلاش کرد تا تضادّ موجود میان عقل‌گرایی و ظاهرگرایی را از بین ببرد. و در این راستا بیشترین سعی او بر این بود که اهل حدیث را وادار به استفاده از عقل در مباحث اعتقادی نماید[4].

اشعری در تعارض میان عقل و نقل، نقل را مقدم می‌داشت و در نتیجه در بحث از صفات ذات و صفات خبریه با عقاید معتزله مخالفت نمود. همچنین حسن و قبح عقلی را نیز انکار نمود و هماهنگ با اهل حدیث هیچ واجب عقلی را نپذیرفت[5]. روش و فکر اشعری متاسفانه تأثیر زیادی بر عالم اسلام گذارد و اکنون عقیده رایج میان اهل سنت است[6].

البته مخالفت های زیادی از سوی فلاسفه و معتزله و حتی برخی اشعری ها با عقاید او شد.بیش از همه معتزلیان که از تغییر جهت ناگهانی شاگرد قدیم مکتب خود نگران بودندبا او مخالفت کردند. علاوه بر ایشان ظاهر گرایان و در صدر آنان حنبلی ها با تردید و حیرت با وی برخورد کردند که در عین کناره گیری از معتزله باز هم جرات استناد بی کم و کاست به نصوص دینی را ندارد.از سوی دیگر شاگردان ابومنصور ماتریدی درسمرقند مکتب اشعری را ناقص می دانستند.[7] اما مخالفت اشعری ها با عقل گرایی همچنان ادامه داشت. در دوران غزالی - که خود یک اشعری است- کلام اشعری به عرفان و تصوف نزدیک شد. و با فعالیت های فخر رازی که با افکار فلاسفه آشنا بود، کلام اشعری نیرویی تازه گرفت[8].

از جمله مسائل مورد اختلاف اهل حدیث و معتزله که اشعری سعی در حل آن داشت موضوع اختیار انسان بود. معتزله معتقد بودند که انسان آفریننده افعال خویش است و در مقابل اهل حدیث برای محدود نشدن قدرت خداوند اعمال انسانها را آفریده خداوند دانسته و برای بندگان هیچ تاثیری قائل نبودند. اما اشعری برای حل این مشکل نظریه «کسب» را ارائه نمود. که اگر آدمی اراده بر کاری کند خداوند آن فعل را برای او خلق می کند . یعنی خداوند افعال را خلق کرده و آدمی آن را کسب می کند. به عبارت دیگر خداوند اختیار را به صورت کسب در بندگان آفریده و افعال مخلوق خداوند بوده بی آنکه انسان در این اختیار یا در مقارن بودن فعل با اختیار دارای قدرت موثری باشد.[9]

مسئله دیگر موضوع رویت خداوند است. اهل حدیث به ظاهر آیاتی معتقد شدند که بدون تاویل، توهم رویت خداوند را پدید می‌آورد. معتزله این نصوص را تاویل کردند اما اشعری با این که معتقد به رویت است مدعی است دیدن خدا مانند دیگر دیدنیها نیست که ناگزیر دارای جهت و مکان شد و نیاز به روبرو شدن داشته باشد بلکه رویت خداوند ادراکی است که مقتضی هیچ گونه تاثیر و تغییری در ادراک شونده نیست.[10]

اما هیچ‌یک از این راه حل ها نتوانست مشکل اصلی را حل کند. تا آنجا که بسیاری از پیروان اشعری در فهم مقصود حقیقی نظریه کسب دچار اختلاف شدند.

نقد و بررسی

1- اشعری که قصد حل تضاد میان عقل‌گرایی و ظاهرگرایی را داشت تنها در راضی کردن اهل حدیث به استدلال کامیاب بود اما هرگز نتوانست خواسته خود را نظام مند سازد و جمود و ظاهرگرایی که روح تفکر اهل حدیث است از او نیز دور نشد. مثلا او گرچه بر وجود خدا استدلال می کند و خداوند را جسم نمی‌داند، قائل به رویت خدا در آخـرت با چشم و عمومیت اراده او نسبت به تمام امور حتی امور محال ممتنع ذاتی است[11].

2- نظریه کسب اشعری نه تنها مورد نقد مخالفان اشاعره قرار گرفته استت بلکه برخی از محققان اشاعره نیز آن را نادرست شمرده و در ردیف آرا و نظرات مبهم ومعما گونه ذکر کرده‌اند. احمد امین مصری آن را به عنوان تعبیر جدیدی از نظریه جبر دانسته ومعتقد است هیچ تفاوتی با آن ندارد.[12] از سویی انکارحسن و قبح افعال با هدف اثبات قدرت خداوند ومحدود نساختن قدرت او بود اما همانطور که متکلمان شیعه نشان دادند بیشتر استدلالات ایشان مغالطی است. انکار حسن و قبح افعالی چون راستگویی، ستم به مظلوم،‌ احسان به یتیم و ... مغالطه‌ای آشکار در برابر وجدان است.[13]

مقاله

نویسنده عبدالله محمدي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.
Powered by TayaCMS