دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صلح Peace

No image
صلح Peace

مودت، مخاصمات، قرارداد، ترك جنگ و برقراري صلح

نویسنده : محمد علي ابراهيمي

کلمه صلح (به‌ضم صاد و سکون لام) یک واژه عربی است. معنای فارسی آن عبارت از سازش و آشتی[1] می‌باشد. صلح در لغت به‌معنای مسالمت، سازش و آشتی آمده است.[2] راغب می‌گوید: این کلمه نقطه مقابل فساد و تباهى است و بیشترین کاربردش در افعال و کارها می‌باشد.[3] از نظر اهل‌لغت «اَلْصُلْحُ» اسمى است که از واژه «مصالحه» گرفته شده و در مذکر و مؤنث یکسان بکار برده مى‌شود. این کلمه در اصطلاح سیاسى به معناى پایان جنگ بر مبناى شروطى است که آن‌ را «شُرُوط الصُّلْح» می‌نامند.[4]

از نظر ترمینولوژی Terminology[5] این کلمه معانی مختلفی دارد. گاهی به «حالتی که بر اثر پایان گرفتن یا نبودن جنگ و نا آرامی پدید می‌آید» گفته می‌شود و گاهی «عمل یا فرایند پایان بخشیدن به‌جنگ یا اختلاف»[6] را صلح می‌گویند.

صلح اصطلاحی است که در روابط بین‌المللی کاربرد بیشتر دارد. بنابراین از رفتارهای خصمانه داخلی میان نهادها و ارگان‌ها به‌صلح تعبیر نمی‌آورند. اما به‌‌پایان مخاصمات مشخص، مانند صلح وستفالی یا صلح ورسای، یا به‌مفهومی وسیع‌تر، به‌فقدان مخاصمات، یا دوستی و مودت فعال و نهادهای معینی که توانسته‌اند روابط بین دو یا چند کشور، یا کشورها به‌طور اعم را به‌نحوی موفقیت آمیز تحت نظم در آورد صلح می‌گویند. به عقیده برخی صلح واقعی صرفاً فقدان مخاصمات فعال نیست، بلکه وجود «آرامش در نظام» است.[7]

صلح در عرف سیاسی به‌حالت عدم مخاصمه بین کشورها اطلاق می‌شود. بین کشورهایی که در حال جنگ هستند، صلح در حالی برقرار می‌گردد که بین آن‌ها پیمان صلح به‌امضاء برسد. لذا از آتش بس در جنگ و حالت ترک مخاصمه نظیر وضعی که بین کشورهای عربی و اسرائیل (غیر از مصر) وجود دارد صلح تلقی نمی‌شود؛ زیرا این کشورها، هر ‌آن ممکن است بدون اخطار قبلی وارد جنگ شوند.[8]

تصمیم به‌صلح

در حالی که آتش بس متارکه جنگ یا تسلیم تنها منتهی به تعلیق یا خاتمه عملیات می‌شود، تصمیم به‌صلح پایان و ضعیت مخاصمه مسلحانه را در پیش دارد. تصمیم آتش بس متارکه جنگ یا تسلیم ضرورتاً به پایان وضعیت جنگی منتهی نمی‌شود. اما هر کدام از این امال می‌تواند تأثیر خاتمه یک مخاصمه مسحانه را داشته باشد و اگر طرف‌ها بخواهند می‌توانند وضعیت جنگی را خاتمه دهند. تصمیم به صلح عموماً با انعقاد معاهده صلح نمایان می‌شود. انعقاد یک معاهده تنها توسط سران دولت‌ها یا نمایندگان قانونی حکومت یک دولت انجام می‌شود. یک معاهده صلح مقررات ذیل را در مورد حوزه‌هایی خاص در بردارد:

- پایان همه عملیات

- ایجاد دو باره روابط صلح آمیز میان دولت‌های متخاصم.

- حل و فصل اختلافاتی که منجر به‌شروع عملیات جنگی شده‌اند.

- حل اختلافات ارضی.

- محدودیت سازی سلاح‌ها یا تکلیف به‌خلع سلاح.

- استراداد زندانیان و اسرای جنگی طرفین.

- پرداخت غرامت برای خسارات جنگی.[9]

برقراری صلح: Paecemaking

براساس تعریفی که پطروس غالی (دبیر کل پیشین سازمان ملل متحد) می‌کند، عبارت از اقدامی است که به‌منظور ایجاد تفاهم و توافق بین طرف‌های دیگر و اساسا از طرق صلح آمیز به‌نحو پیش‌بینی شده در فصل ششم منشور، انجام می‌گیرد. برقراری صلح وقتی در دستور کار سازمان ملل قرار می‌گیرد که از تکنیک‌ها و تاکتیک‌های دیپلماسی پیشگیرانه ‌کاری برنیامده و درگیری مسلحانه بین طرفین مناقشه آغاز شده باشد. از این تعریف چنین بر می‌آید که در چارچوب «برقراری صلح» عمدتا استفاده از ابزار صلح آمیز مد نظر است اما ظاهراً به‌کارگیری شیوه‌های قهر آمیز نظیر انواع تحریم‌ها و اعمال زور را نیز می‌توان از آن مستفاد کرد. این در حالی است که دبیر کل بعدا به‌موازات تعدیل نظریات خود در برخی زمینه‌ها در مورد برقراری صلح بر رضایت همه طرف‌ها تأکید کرده و در این چارچوب اعمال زور را منتفی اعلام می‌کند. وی در گزارش سالانه خود در سال 1996م «برقراری صلح»‌ را چنین تعریف کرد:

منظور سازمان ملل از این اصطلاح «استفاده از ابزار دیپلماتیک جهت متقاعد کردن طرف‌های درگیر به‌قطع جنگ و مذاکره برای حل مسالمت آمیز اختلاف است. سازمان ملل تنها در صورتی می‌تواند در این رابطه نقش ایفاء کند که طرف‌های مناقشه در مورد لزوم ایفای چنین نقشی از سوی سازمان ملل متحد توافق کرده باشند. بنابراین استفاده از زور علیه یکی از طرف‌های مناقشه با هدف خاتمه دادن به‌جنگ مطرح نیست. اقدامی که در فرهنگ سازمان ملل از آن با عبارت‌ اعمال صلح یاد می‌شود. به‌این ترتیب در گزارش سالانه 1996م هرگونه توسل به‌اعمال فشار و زور در چارچوب «برقراری صلح» منتفی اعلام شده است.[10]

معاهده صلح Treaty Peace

هر جنگی در نهایت به‌صلحی منتهی می‌گردد. در عرف بین‌الملل با امضای معاهده صلح، الزامات بعدی قابل پیگیری است. معاهده صلح به‌طور قانونی و رسمی به‌حالت جنگ بین دولت‌ها خاتمه می‌بخشد. پیمان صلح روش عادی اعاده شرایط صلح بین‌دول متخاصم است. آتش بس و سایر تدابیر مربوط به‌تعلیق مخاصمات دارای چنین آثاری نیست، مگر این که بر خلاف اسامی آ‌ن‌ها مقرر نمایند که به‌کشمکش یا جنگ نیز علاوه بر ختم مخاصمات فعال پایان یابد. برای نمونه قرارداد آتش بس هند و پاکستان مورخ 1965م و قرارداد 1973م آتش بس در ویتنام مبنی بر ختم جنگ و اعاده صلح بود. معاهده صلح معمولا علاوه بر پیش بینی خاتمه حالت جنگ و اعاده شرایط صلح دارای موادی در خصوص رفع آثار جنگ مثل عودت اموال، تبادل اسراء، اعتبار معاهدات پیش از جنگ، مسائل منطقه‌ای و نظامی و امثالهم است.

از نظر حقوقی معاهده صلح، حقوق و تکالیف عادی زمان صلح را بین طرف‌های مخاصمه اعاده می‌نماید. چنانچه خود معاهده به‌ترتیب دیگری مقرر نکرده باشد، وضعیت اموال عمومی منقول تابع اصل حفظ هرچیزی که در زمان ختم مخاصمه در اختیار هر طرف بوده است می‌باشد. حقوق غیر مرتبط با امول اعاده می‌شود و کلیه ممنوعیت‌های مربوط به اتباع دشمن سابق بر اساس اصل ناشی از حقوق روم موسوم به «حقوق بعد از مخاصمه» رفع می‌گردد. آزادی اسراء و زندانیان به‌طور سنتی اثر مهمی از جمله آثار معاهده صلح محسوب می‌شده است.

گرچه معاهده صلح روش عادی خاتمه دادن به حالت جنگ است، ولی روش‌های دیگری مثل توقف مخاصمات و به‌دنبال آن اعاده تدریجی روابط صلح آمیز نیز کاربرد خاص خود را دارد. مثل فرانسه و مکزیک در سال 1868م و روابط دول امریکای لاتین در قرن 19. راه دیگر خاتمه جنگ اعلام ختم یک جانبه حالت جنگ و قبول آن توسط طرف دیگر است. برای نمونه جنگ جهانی دوم فقط بین چند دولت توسط معاهده صلح 1948 صورت گرفت و آمریکا و انگلیس فقط با ایتالیا، بلغارستان، مجارستان، رومانی و فنلاند معاهداتی منعقد کردند و هیچ معاهده‌ای با آلمان که موجودیت آن در زمان جنگ از بین رفت امضاء نشد. حالت جنگ با آلمان با اعلامیه‌های یک جانبه دول متفق پایان یافت. مثل اعلامیه ایالات متحده امریکا و انگلستان در سال 1951. اعلامیه مشابهی در خصوص اتریش در سال 1947 منتشر شده بود. معاهده صلح با ژاپن (1951) به‌امضای شوروی، لهستان، چکسلواکی و هندوچین نرسیده بود. هر کدام از این دولت‌ها سرانجام خود معاهداتی با ژاپن به‌طور دو جانبه منعقد کردند که شرایط صلح ‌بین ‌آن‌ها را اعاده نمود.[11]

از نظر حقوقی بعد از خاتمه جنگ باید، صلحی برقرار شود که مبتنی بر عدالت باشد، نه بر انتقام. پس از جنگ دولت فاتح در صورتی که حکومت مغلوب را خطر ناک برای امنیت خود تشخیص دهد، می‌تواند آن را تغییر داده و حکومت جدید جانشین آن کند. قرارداد صلح نیز تنها شخص سلطان را مکلف نمی‌کند، بلکه وراث و جانشینان او را هم مقید می‌سازد. در باره ارزش قرارداد صلح می‌گوید با این که انعقاد آن در شرایط غیر متساوی نسبت به‌طرفین بسته شده ، مع ذالک معتبر است و نمی‌توان این نوع قرار داد را به علت آن که تحت فشار یا از روی ترس امضاء شده است باطل فرض کرد، ولی در هر حال خدعه و اشتباه موجب فساد آن می‌باشد. هم چنین در این باره می‌گوید: قرار صلح غیر قابل تقسیم و تجزیه است. یعنی اگر قسمتی باطل باشد تمام آن باطل می‌شود جنتیلیس در پیمان صلح مانند سایر قرارداها شرط عدم تغییر وضع را مضر و مستتر می‌داند.[12]

مقاله

نویسنده محمد علي ابراهيمي
جایگاه در درختواره حقوق بین الملل عمومی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.

پر بازدیدترین ها

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر

ما اءعمال البر كلها و الجهاد فى سبيل الله، عند الامر بالمعروف و النهى عن المنكر، اءلا كنفثة فى بحر لجى تمامى اعمال و كارهاى نيك، حتى جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منكر، مانند قطره اى در مقابل يك درياى بزرگ و پهناور است.
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
Powered by TayaCMS