دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مشتق

No image
مشتق

كلمات كليدي : مشتق، منقضي، متلبس

نویسنده : قادر سلماني

مشتق در لغت: از ماده‌ی شق می‌باشد، در التحقیق فی کلمات القرآن آورده که، ریشه‌ی این کلمه گشایش مطلق می‌باشد. و در لغت فارسی به آن شکافتن می گویند.[1] و در اصطلاح ادبا در مقابل جامد است و آن لفظی است که از لفظ دیگر گرفته شده و حروف مشتق منه را داشته باشد مثل افعال و اسم‌های فاعل و مفعول و صفت مشبهه و...اما در اصطلاح اصولیین مشتق لفظی است که بر شخص یا چیزی حمل گردد و به صفت یا حالتی از او حکایت کند، به گونه‌ای که آن صفت یا حالت قابل زوال و انفکاک باشد.[2] پس بین مشتق در اصلاح ادبا و اصولیین عموم و خصوص من وجه است، یعنی در بعضی از الفاظ هر دو اصطلاح صادقند؛ مثل نویسنده و زننده (کاتب و ضارب)، و در بعضی از الفاظ مشتق اصولی صادق است، ولی مشتق ادبی صاق نیست، زیرا جامد است؛ مثل لفظ زوج و زوجه، و در مواردی فقط مشتق نحوی صادق است؛ مثل تمامی افعال (ماضی، مضارع، امر).[3]

استعمال مشتق در معنای خود به سه صورت است.

1- مشتق در معنای خود در حال اتصاف ذاتی به آن صفت استعمال شود، مثلاً در حالی که سعید مشغول غذا خوردن است؛ به او آکل (خورنده) گفته شود. همه‌ی علما اتفاق نظر دارند که استعمال مشتق در این حالت حقیقت است.

2- استعمال مشتق در معنایی باشد که در آینده به آن متصف خواهد شد، مثلاً به کسی که دانشجوی پزشکی است ولی هنوز لیسانس را هم نگرفته، دکتر گفته شود، در این صورت همه علما به اتفاق قائلند چنین استعمالی مجاز است.

این دو صورت خارج از بحث می‌باشد.

3- جایی که ذاتی قبلاً اتصاف به صفتی داشته است، ولی در حال حاضر آن صفت را از دست داده است و متکلم هم مشتق را در همان ذاتی که اکنون فاقد آن صفت است استعمال کند، مثلاً احمد چند سال قبل دانشجو بوده و الآن مدرس شده است، ولی در حال حاضر به او دانشجو گفته می شود. این صورت مورد بحث است که آیا چنین استعمالی حقیقت است یا مجاز؟[4]

نکته: اتصاف ذات به یک معنا در مشتقات متفاوت است، گاهی از امور فعلی است، مثل نشست و برخاست که به محض نشستن کسی که ایستاده، حالت ایستادن از او برطرف می‌شود و گاهی از اموری است که به صورت ملکه در ذات ثبات پیدا کرده است؛ مانند مجتهد. و تا زمانی که این ملکه باشد معنا از او برطرف نشده است، اگر چه در حال خواب یا مشغول امور دیگری باشد و به صورت فعلی استنباط احکام نکند و برخی از امور نیز به صورت حرفه و مشاغل است؛ مانند نجار، خیاط و... و تا وقتی که شخصی در این شغل‌ها باشد و شغلش را تغییر ندهد، نجار بودن و خیاط بودن و امثال آنها بر طرف نشده گرچه فعلاً در مغازه‌اش نباشد.[5]

اقوال متعددی در این باره وجود دارد که عمدتآ دو قول است:

1- مشتق فقط در ذاتی که در حال نسبت متصف به صفت باشد حقیقت است و در غیر آن مجاز است.

2- مشتق هم در ذات متصف به صفت در حال نسبت و هم در ذاتی که قبلاً متصف بوده، ولی در حال نسبت متصف نیست حقیقت است.

آنچه میان علمای اصول شهرت دارد قول به مجازیت است.

دلایل قول مشهور:

1- تبادر: یعنی وقتی کلمه‌ی مشتق را بدون قرینه دیگری بشنویم فقط ذات متصف به ذهن خطور می‌‌کند نه آنچه که قبلاً متصف بوده ولی حال آن را از دست داده است.

2- صحت سلب: یعنی می‌توان از ذاتی که قبلاً متلبس به صفتی بوده ولی فعلاً متلبس نیست، آن صفت را سلب کرد؛ مثلاً به کسی که دیروز ایستاده بود ولی در حال حاضر نشسته است، می‌گوییم که او ایستاده نیست.[6]

ثمره‌ی این بحث با ذکر یک تطبیق:

وضو یا غسل با آبی که با حرارت خورشید گرم شده کراهت دارد، مقداری آب با حرارت خورشید گرم شده و سپس همان آب خنک شده، آیا وضو یا غسل با این آب هم کراهت دارد یا نه؟ جواب این سؤال بستگی به این دارد که آب گرم شده با حرارت خورشید را، بر این آبی که اکنون خنک شده است صادق بدانیم یا نه.[7]

مقاله

نویسنده قادر سلماني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.
Powered by TayaCMS