دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ملکه و عدم ملکه

No image
ملکه و عدم ملکه

كلمات كليدي : ملكه، عدم ملكه، ملكه و عدم ملكه حقيقي، ملكه و عدم ملكۀ مشهوري

نویسنده : احسان ترکاشوند(عضو هیئت علمی دانشگاه ملایر)

ملکه در لغت به معنای دارا شدن و مالک شدن می‌باشد.[1] گاهی از آن به «قُِنیة» با کسر قاف و ضمّ آن تعبیر می‌شود که به معنای «دست آورد»[2] می‌باشد. شاید به این سبب به آن ملکه گفته می‌شود که آنچه موصوف به ملکه می‌شود در حقیقت واجد چنان حالتی شده است.

در اصطلاح فلاسفه [3]ملکه و عدم ملکه حقیقی، یکی از اقسام تقابل است و در تعریف آن گفته‌اند: «ملکه، یک امر وجودی است که بر موضوعی که شأنیّت اتّصاف به آن را دارد عارض می‌شود و عدم آن امر وجودی از همان موضوع را عدم ملکه می‌نامند».[4] مثل بینایی و کوری نسبت به یک موضوع؛ اگر موجودی که شأنیّت اتصاف به بینایی را دارد صفت بینایی را داشته باشد می‌گویند آن موجود ملکۀ بینایی را دارد و اگر شأنیت اتّصاف به بینایی را داشته اما بینا نباشد گفته می‌شود ملکۀ بینایی را ندارد و کور است که کوری همان عدم ملکۀ بینایی است.

فرق تقابل عدم و ملکه با تقابل تناقض در این است که تناقض نه جمع می‌شوند و نه رفع ولی از آنجا که عدم ملکه، عدم یک وصف از وجود خاص است، هر چند قابل جمع نیستند (یعنی عدم و ملکه با هم در یک موضوع جمع نمی‌شوند) اما ممکن است عدم و ملکه هر دو در موضوعات دیگر، رفع شوند. یعنی نقیضان نه جمع می‌شوند و نه رفع، اما عدم و ملکه تنها جمع نمی‌شوند ولی رفع هر دو ممکن است مثلاً در مورد سنگ می‌توان گفت که هم بینا نیست و هم نابینا نیست.[5]

موضوع ملکه و عدم ملکۀ‌ حقیقی را می‌توان طبیعت شخص، طبیعت نوعی یا طبیعت جنسی قرار داد؛ یعنی وقتی شخصی (مثلاً حسن) دارای ملکۀ سفید پوست بودن شد می‌توان گفت: انسان (که طبیعت نوعی حسن است) سفید پوست است و نیز می‌توان گفت: حیوان (که طبیعت جنسی حسن است) سفید پوست است و همۀ این اقسام هم ملکۀ حقیقی می‌باشند.

گاهی اوقات ملکه و عدم ملکه را فقط در وقت ملکۀ آن در نظر می‌گیرند و از آن به ملکه و عدم ملکۀ مشهوری تعبیر می‌کنند. یعنی اگر آن وصف وجودی را داشته باشد فقدان آن وصف را عدم ملکه می‌نامند و در غیر این صورت تقابل میان آنها را ملکه و عدم ملکه نمی‌نامند. مثلاً اگر مردی بالغ شده باشد ولی ریش ندارد گفته می‌شود این مرد عدم ملکۀ ریش را دارد اما به کسی که هنوز بالغ نشده و ریش ندارد نمی‌گویند عدم ملکه دارد.[6]

مقاله

نویسنده احسان ترکاشوند(عضو هیئت علمی دانشگاه ملایر)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.
Powered by TayaCMS