دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

منّت گذاشتن؛ مثبت يا منفی؟

No image
منّت گذاشتن؛ مثبت يا منفی؟

در قرآن دو گونه از منت سخن گفته شده: 1.منت مثبت و ارزشی؛ 2. منت منفی و ضدارزشی.

وقتی خداوند از منت خود سخن به ميان می آورد آن را امری مثبت و ارزشی می داند و مثلاً می فرمايد: لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَي الْمُوْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رسولا؛ خداوند هر آينه بر مؤمنان منت نهاد آنگاه که در ميان شما رسولی را برانگيخت.(آل عمران، آيه 164)

اما وقتی از منت مردم سخن به ميان می آورد از آن نهی می کند؛ زيرا امری منفی و ضدارزشی می داند و مثلاً می فرمايد: يَا اَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالْاَذَي؛ ای کسانی که ايمان آورده ايد! صدقات خودتان را با منت و اذيت کردن باطل نکنيد.(بقره، آيه 264)

بايد توجه داشت که واژه منت و ريشه آن به معنای «مَنَّ» به معنای «قَطَعَ» است. «حَبل مَنين» در قبال «حبل مَتين» است؛ «حبل مَتين»؛ يعنی با متانت و محکم، «حبل مَنين»؛ يعنی طناب پوسيده و مقطوع. وقتی خداوند بر بنده اش منت می گذارد و نعمتی به او می‌دهد با اين کار، نيازش را به ديگری قطع می کند. پس هر چه نعمت بزرگ تر باشد، اين بی نيازی و قطع شدن قوی تر است. پس منت در اصل به معنای نعمت نيست، بلکه به معنای قطع کردن است؛ ولی چون نعمت الهی موجب قطع از ديگری است، به کنايه به نعمت بی نياز کننده، نعمت می گويند. پس وقتی خداوند به امت اسلام و اهل ايمان نعمتی چون رسالت پيامبر(ص) داد و ايشان را با اين نعمت از ديگران بی نياز کرد و نيازشان را قطع نمود، آن را منت دانسته است. پس هر اندازه بی نياززدايی بيشتر باشد، آن نعمت عظيم تر است. بنابراين، آن نعمتی که نياز را از همه جوامع بشری قطع می کند، نعمت رسالت است که خداوند از آن به منت بزرگ ياد کرده است؛ زيرا نياز امت اسلام را به ديگران قطع کرده و بريده است.

اما منت انسان به ديگری به اين معنا است که شما کاری می کنيد که ارزش کارتان قطع می شود؛ وقتی می گويد: اين کار را برايتان کردم، با اين سخن خود نعمت داده شده را بريده و قطع کرده است. پس وقتی می گويند: منت نگذاريد، يعنی کاری نکنيد و سخنی نگوئيد که آثار و برکات کار قبلی خودتان را قطع کنيد.

روزنامه كيهان، شماره 21560 به تاريخ 24/11/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.
Powered by TayaCMS