دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرسش و پاسخ عجب و راهکارهای علاج آن بخش اول

عجب به عنوان یک صفت رذیله به چه معناست و چگونه می‌توان این صفت را از خود دور نمود و راهکارهای علاج آن چیست؟
پرسش و پاسخ عجب و راهکارهای علاج آن بخش اول
پرسش و پاسخ عجب و راهکارهای علاج آن بخش اول

پرسش:

عجب به عنوان یک صفت رذیله به چه معناست و چگونه می‌توان این صفت را از خود دور نمود و راهکارهای علاج آن چیست؟

پاسخ:

تعریف عجب

عجب یا خودبینی عبارت از ظن کاذبی است به نفس در استحقاق مرتبه‌ای که مستحق آن نباشد. در واقع حقیقت عجب آن گمان دروغی است که آدمی نسبت به خود دارد و براساس آن مرتبه‌ای را به استحقاق خیالی مالک شده که در حقیقت مستحق آن مرتبه نیست. مرحوم نراقی در تعریف عجب می‌نویسد: عجب آن است که انسان خود را به خاطر کمالاتی که در خود سراغ دارد بزرگ بشمارد، اعم از آنکه واقعاً واجد آن باشد یا خیال کند که واجد کمال است. به بیان دیگر عجب یعنی اینکه انسان صفت یا نعمتی را که دارد بزرگ شمرده و از منعم آن غافل باشد.(جامع‌السعادات، ج 1، ص 282)

بنابراین عجب از جمله بیماری‌های روانی و صفات ناپسند انسانی است که متأسفانه اغلب در انسان‌های به ظاهر وارسته، بروز و ظهور دارد، این بیماری که از صفات قلبی است از نظر زشتی و خطرآفرینی از گناهان جوارحی و اعضای ظاهری به مراتب شدیدتر و از جهت عموم و شمول دایره‌اش وسیع‌تر است زیرا کمتر مؤمنی پیدا می‌شود که مبتلا به عجب و خودخواهی نباشد.

اقسام عجب و راهکارهای علاج آن

آنچه که انسان بدان عجب می‌ورزد بر دو قسم است:

الف) آنهایی که در کبر دخالت دارند و انسان به خاطر آنها تکبر می‌ورزد.

ب) آنهایی که در تکبر دخالت ندارند یعنی انسان نمی‌تواند به خاطر آنها فخر کند مثل نظریات اشتباه که در اثر جهل، صائب و نیکو جلوه می‌کنند و باعث عجب می‌شوند.

این قسم از وسائل عجب را می‌توان به هشت قسم تقسیم کرد:

1- اینکه به خاطر امور جسمانی چون جمال، ترکیب، صحت، قوت، تناسب اعضاء و زیبائی چهره دچار عجب شود.

علاج این قسم، تفکر درباره کثافاتی است که در نهان انسان وجود دارد و همین‌طور اندیشه در اول خلقتش که نطفه‌ای بود و آخر کارش که تبدیل به جیفه‌ای می‌شود و دیگر عبرت گرفتن از صورت‌های زیبا و بدن‌های لطیفی که وجود داشته و اکنون چنان پوسیده‌اند که طبع عقلاء از آنها متنفر است.

2- عجب به قدرت و سطوت

همان‌طور که قرآن کریم از قومی نقل می‌کند که گفتند: «من اشد منا قوه»؛ قوم عاد گفتند: کیست از ما نیرومندتر؟ (فصلت 15)

علاج این قسم به این است که بداند یک روز تب، کافی است که قدرتش را تبدیل به ضعف کند و یک ساس یا پشه یا یک خار می‌تواند او را عاجز نماید.

3- عجب به عقل و زیرکی در فهم امور دقیق مربوط به مصالح دین و دنیا

علاج این قسم به این است که خدا را به خاطر عقلی که به او عطا کرده شکر گزارد و بیندیشد که با کوچک‌ترین مرضی که بر مشاعرش عارض شود چنان عقلش مختل می‌شود که وسیله خنده و بازیچه دیگران شود.

4- عجب به اصل و نسب شریف

مثل اینکه یک نفر سید هاشمی به خاطر اینکه منسوب به پیامبر اکرم (ص) است دچار عجب شود علاج این قسم به این است که بداند این کمال نادانی است که در اخلاق و افعال مخالف سیره پدرانش باشد و با این حال گمان کند که از آنها است.

سزاوار است به این‌گونه اشخاص که تنها افتخارشان شرافت پدرانشان می‌باشد گفته شود. اگر به پدران با شرافت و بلند مرتبه‌ات افتخار می‌کنی واقعاً راست می‌گویی آنها انسان‌های خوبی بودند ولی چرا سیره و رفتار تو همانند سیره و رفتار پدران با شرافت و بلند مرتبه‌ات نیست!

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 15 شهریور ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.
Powered by TayaCMS