دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

معرفت عارفان

No image
معرفت عارفان

معرفت عارفان

یکى از خاطرات بسیار آموزنده و شیرین و درخور تأمل از ایام اقامت ملاصدرا در کهک نکته اى است که مرحوم شیخ عباس قمى([1])ذکر کرده و حضرت استاد حسن زاده آملى آن را این گونه مستند نموده است که : «در یک نسخه خطى اسفار که به خط حاج ملامحمد طهرانى و محشى به تعلیقات ملاعلى نورى و ذوالعینین و بسیارى از حواشى خود ملاصدرا است و در اختیار راقم است در حاشیه این افاضه - در بحث اتحاد عاقل به معقول - نوشته است:

«تاریخ هذه الا فاضة کان ضحوة یوم الجمعه سابع جمادى الاول سبع و ثلاثین والف من الهجرة و قد مضى من عمرالمؤلف ثمان و خمسون سنة قمریة.» (تاریخ این افاضه، صبح روز جمعه، هف تم جمادى الاول 1037 بود و 58 سال قمرى از عمر مؤلف سپرى گشته بود.) و در ذیل همین حاشیه، حاشیه دیگرى مرحوم میرزا على اکبر حکمى یزدى در حاشیه اسفارش از جناب صدرالمتألهین به عنوان «منه» دارد که :

«کنت حین تسویدى هذاالمقام بکهک من قرى قم . . .»

این قسمت کتاب را در هنگام اقامتم در کهک قم نوشتم و روز جمعه براى زیارت قبر دختر موسى بن جعفر(سلام الله علیه) به قم آمدم و از او مدد و کمک خواستم. سپس این مطلب به یارى خدا برایم کشف شد.([2])



[1] - سفینة البحار،ج2،ص17 (ماده صدر)

[2] - اتحاد عاقل به معقول، ص 107، 109

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

پر بازدیدترین ها

روایتی بر سرودن شعر علی ای همای رحمت

روایتی بر سرودن شعر علی ای همای رحمت

آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب , دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .
چراغی برای روشنی داخل قبرها!

چراغی برای روشنی داخل قبرها!

بعد از مرگ، انسان را به جایى منتقل مى کنند که نامش ‍ قبر است، و قبر منزل موقتى مردگان مى باشد. در هنگام مرگ و قبض روح، ممکن است سختیها و شداید فراوانى - در اثر اعمال و افکارى که در دنیا کسب نموده است - به انسان هجوم آورد.
No image

هر روزش مهربانی بود

مطلب حاضر، نگاهی دارد به سیره عملی پیامبر (ص) در نحوه ارتباط با غیر مسلمانان، بویژه پیمان‌نامه‌ها و نامه‌هایی که از جانب آن حضرت برای تعامل هر چه بیشتر با جهان آن روزگار سامان داده می‌شد...
Powered by TayaCMS