دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بَدءُ الخَلق

در حکمت مشّائی و حکمت متعالیه به استناد قاعدۀ «اَلواحِدُ لا یصْدُر عَنْهُ اِلاّ الواحد» (واحد حقیقی جز یک معلول واحد ندارد) و با توجه به وحدانیت مبدأ اول (خدا)، اثبات شده است که معلول (صادر یا مخلوق) نخستین به یقین جسم نیست؛ زیرا جسم از هیولی و صورت ترکیب شده است و وحدت ندارد.
بَدءُ الخَلق
بَدءُ الخَلق

بَدءُ الخَلق

در حکمت مشّائی و حکمت متعالیه به استناد قاعدۀ «اَلواحِدُ لا یصْدُر عَنْهُ اِلاّ الواحد» (واحد حقیقی جز یک معلول واحد ندارد) و با توجه به وحدانیت مبدأ اول (خدا)، اثبات شده است که معلول (صادر یا مخلوق) نخستین به یقین جسم نیست؛ زیرا جسم از هیولی و صورت ترکیب شده است و وحدت ندارد.

"ابن‌سینا" با تأکید بر این‌که اجسام سماوی (افلاک) معلول جواهر غیر جسمانی هستند و چون جسم نمی‌تواند علّت جسم دیگر باشد، اثبات کرده است که خدا فقط یک معلول مستقیم دارد که از جنس عقول است و آن عقل منشأ پیدایش عقول دیگر و اجسام سماوی است که در یک زنجیرۀ طولی نزولی به پیدایش هیولای عالم طبیعت منتهی شده است.

"محقق طوسی" در شرح خود بر این مطلب، یادآوری کرده است که مرادِ حکمای مشّائی از این‌که عقل اول را معلول مبدأ نخستین خوانده‌اند، نفی علیت خدا برای سایر عقول و اجسام و عالم کون و فساد نیست، بلکه همگان بر این امر اتّفاق نظر دارند که هر چه وجود دارد، معلول خداست.

"شیخ اشراق"، بنابر نظریۀ نور و ظلمت و با استناد به قاعدۀ الواحد، گفته است که نخستین صادر از «نورالانوار» (خدا) جز نور (جوهری مجرّد از ظلمت مادّه) نبوده است که آن را «نور عظیم» می‌نامند. پدید آمدن موجودات و نورهای دیگر از نورالانوار به وساطت او و در یک سلسلۀ طولی صورت پذیرفته است؛ شبیه روشن کردن چراغ‌ها از یکدیگر.

به نظر "ابن عربی" نخستین آفریده در اصطلاح اهل عرفان، حقیقت محمّدیه نام دارد، این همان عقل اول است که اهل فلسفه ذکر کرده‌اند.

    منبع:
  • برگرفته از دانشنامه جهان اسلام، زیر نظر غلام‌علی حداد عادل، تهران، بنیاد دائرة‌المعارف اسلامی، چاپ دوم، 1375

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
Powered by TayaCMS