دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

در یگانگی حق جلّ و عزّ

ببین که اجزاى جهان چون به هم پیوسته است و هر جزوى مدد دیگرى مى‌کند و هر یکى از دیگرى منتفع مى‌شود.
در یگانگی حق جلّ و عزّ
در یگانگی حق جلّ و عزّ
نویسنده: علامه فیض کاشانی

ببین[1] که اجزاى جهان چون به هم پیوسته است و هر جزوى مدد دیگرى مى‌کند و هر یکى[2] از دیگرى منتفع مى‌شود.

آسمان مرد و زمین زن در خرد هر چه آن انداخت مى‌پرورد

چون نماند گرمیش بفرستد او چون نماند تریش نم بدهداو

هست سرگردان فلک اندر زمن همچو مردان گرد مکسببهرزن

وین زمین کدبانویى‌ها مى‌کند بر ولادات و رضاعش مى‌تند

و همچنین نباتات و حیوانات خدمت یکدیگر مى‌کنند و افراد بنى‌آدم در زراعات و تجارات و مکاسب از یکدیگر بهره مى‌گیرند.

این‌ها همه دلیل است بر این‌که[3] آفریننده همه یکى است که اگر متعدد بودى صنایع این اتصال نداشتى و تدبیرات این چنین تمام و به کمال[4]نبودى و موجودات این چنین با هم نساختى و به کار یکدیگر نپرداختى.

بلکه هر یک دیگرى را ضد شدى وین زمین و آسمان فاسد شدى

چنان که مى‌فرماید: «لَوْ کانَ فیهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللّهُ لَفَسَدَتا »[5]. و نیز صنع هر الهى از صنایع آلهه دیگر ممتاز بودى و هر یک بر آن دیگر تفوّق نمودى؛ چنان که فرمود: «إِذاً لَذَهَبَ کُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ سُبْحانَ اللّهِ عَمّا یَصِفُونَ »[6].

و نیز اگر خداى دیگر مى‌بود او نیز کتب و رسل مى‌فرستاد و بندگان را به عبودیّت خود دعوت مى‌کرد و آثار ملک و سلطنت او هویدا و صنایعش پیدا مى‌شد؛ «هذا خَلْقُ اللّهِ فَأَرُونی ما ذا خَلَقَ الَّذینَ مِنْ دُونِهِ »[7].

و چون این‌ها نیست، یقین شد که یکى است؛ چنان که خود فرمود و خود را به آن ستوده و یک یک از انبیا و رسل از آن خبر داده و در جبلّت هر ذره از ذرات شهادت به آن نهاده؛

فَفِی کُلِّ شَیْءٍ لَهُ آیَةٌ تَدُلُّ عَلَى أَنَّهُ وَاحِدٌ
* * *

همه ذرات از مه تا به ماهى به وحدانیّتش داده گواهى

همه اجزاى کون از مغز تا پوست چو وا بینى دلیل وحدت اوست
* * *

کفر و دین هر دو در رهش پویا «وحده لا شریک له» گویان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

عيب پوشى

پوشاندن عيوب ديگران من اءشرف اءعمال الكريم، غفلته عما يعلم. از كارهاى شرافتمندانه مرد كريم آن است كه از آن چه كه مى داند خود را به غفلت مى زند (و عيب ديگران را ناديده مى پندارد).
No image

صله رحم در نهج البلاغه

غريب حقيقى رب بعيد اءقرب من قريب، و قريب اءبعد من بعيد. و الغريب من لم يكن له حبيب. بسا دورى كه از هر نزديكى نزديك تر است و بسا نزديكى كه از هر دورى از آدمى دورتر است، غريب كسى است كه دوستى نداشته باشد.
امانت دارى و رازپوشى

امانت دارى و رازپوشى

سرزنش على (ع) به اصحابش و هو يلوم اءصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و اءنتم لنقض ذمم آبائكم تاءنفون. در سرزنش اصحاب خود مى فرمايد: پيمان هاى خدا را شكسته مى بينيد و به خشم نمى آييد، در حالى كه شكسته شدن پيمان هاى پدرانتان را عار مى دانيد و ناراحت مى شويد.
Powered by TayaCMS