29 دی 1395, 7:22
برخي آيات و روايات را بارها شنيدهايم اما به معناي آن توجهي نكردهايم. تا به حال به عبارتي كه هميشه بعد از نمازها خوانده ميشود، و پس از آن صلوات فرستاده ميشود دقت كرده ايد؟اين عبارت آيه 56 سوره احزاب است:«خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مىفرستند. اى كسانى كه ايمان آوردهايد، بر او درود فرستيد و به فرمانش بهخوبى گردن نهيد.» اين آيه به مومنان دستور ميدهد به پيامبر (ص) درود بفرستند. مقام پيامبر (ص) آنقدر والا و بلند است كه اول خود پروردگار عالم و خالق تمام موجودات و دوم ملائكه كه مدبّران امور الهي هستند به او درود ميفرستند و مومنان نيز به تبعيت از آنان به پيامبر (ص) درود ميفرستند. اما خود صلوات به چه معنايي است و صلوات خداوند بر رسولش چه معنايي دارد و چگونه است؟درباره معناي صلوات گفته شده در اصل به معناى انعطاف بوده و صلوات خدا بر پيغمبر به معناى انعطاف خدا به وسيله رحمتش به وى است و همچنين صلوات ملائكه او انعطاف آنها به اينكه او را تزكيه نموده و برايش استغفار كنند است. صلوات مومنين بر او انعطاف به وسيله درخواست رحمت براى ايشان است. نكته مهم آيه اين است كه خداوند براي درود فرستادن خودش و ملائكه و مومنان بر پيامبر (ص) قيدي نياورده و به معني مطلق بودن اين صلوات است. همچنين يصلون فعل مضارع است، كه به معناي مستمر بودن است، يعنى پيوسته خداوند و فرشتگان رحمت و درود بر او مى فرستند. در روايات زيادي نيز توصيه به صلوات فرستادن شده است. از ابوطلحه نقل شده كه روزي به حضور پيامبر گرامي شرفياب گرديدم و آن حضرت را در شادمانهترين روزها و خوشترين حالات و شرايط دیدم و گفتم؛ آيا اينگونه است؟فرمود: چرا چنين نباشد در حالي كه فرشته وحي هم اينك از نزد من رفت و او پيام آورده بود كه پروردگارم ميفرمايد: من صل عليك صلاه صلّيت بها عليه عشر صلوات و محوت عشر سيئات و كتبت له عشر حسنات؛ هاناي بنده برگزيده ام! هركسي بر تو صلواتي بفرستد و درود خالصانه نثار كند، من در برابر آن درود، ده صلوات و درود بر او ميفرستم، و ده گناه از گناهان او را از پرونده اش ميزدايم و ده پاداش كار نيك براي او مينويسم. در كتاب خصال، از اميرالمومنين (ع) در ضمن حديث معروف به اربع مائه (چهار صد) آمده كه فرمودند: صلوات را بر محمد و آل او بفرستيد كه خداى تعالى دعاى شما را هنگامى كه نام محمد را ببريد و حق او را رعايت كنيد، مستجاب مى كند، پس وقتى مىخوانيد «إِنّا... وملائِكتهُ يصلُّون على النّبِي» چه در نماز آن را بخوانيد و چه در غير نماز، صلوات را بفرستيد. همچنين مراجع معظم تقليد شيعه در توضيح المسائل خودشان حكم به استحباب صلوات در هنگام شنيدن نام مبارك پيامبر اكرم (ص) نمودهاند و اين حكم شامل در حال نماز هم ميشود. نكته ديگر آنكه در انتهاي آيه دو فعل امري آمده است. تفاوت صلوا و سلموا در اين آيه با توجه با ريشه لغوى اين دو كلمه و ظاهر آيه اين است كه صلوات امر به طلب رحمت و درود فرستادن بر پيامبر(ص) است، اما سلموا به معنى تسليم در برابر فرمانهاى پيامبر است. ابو بصير از امام صادق (ع) سوال كرد منظور از «صلوات» بر پيامبر (ص) را فهميدهايم، اما معنى تسليم بر او چيست؟ امام فرمودند: هو التسليم له فى الامور؛ منظور تسليم بودن در برابر او در هر كار است. در روايات متعددي بر كيفيت صحيح صلوات بر پيامبر (ص) تاكيد شده است. در روايتي «ابن حجر» در «صواعق» چنين نقل مى كند كه پيامبر (ص) فرمود: لا تصلوا على الصلاه البتراء فقالوا و ما الصلاه البتراء؟ قال تقولون: ا...م صل على محمد، و تمسكون، بل قولواا...م صل على محمد و آل محمد؛ هرگز بر من صلوات ناقص نفرستيد. عرض كردند: صلوات ناقص چيست؟ فرمود: اينكه فقط بگوئيد «ا...م صل على محمد» و ادامه ندهيد، بلكه بگوئيد: ا...م صل على محمد و آل محمد. روايات زيادي از شيعه و سني نقل شده كه بايد «وآل محمد» هم در ادامه صلوات بيايد و نيز اين نكته قابل توجه است كه در بعضى از روايات اهل سنت و بسيارى از روايات شيعه حتى كلمه «على» ميان «محمد» و «آل محمد» جدايى نينداخته، بلكه كيفيت صلوات به اين صورت آمده است: ا...م صل على محمد و آل محمد. در انتها روايتي از امام حسين (ع) نقل ميكنيم كه فرمودند: رسول خدا (ص) فرمود: بخيل كسى است كه نام من نزد او برده شود و صلوات نفرستد.
اهميت تسلط بر احساسات و كلام
زندگي ارزشي و درست و همراه با آرامش مانند هر موضوع ديگري در اين دنيا نيازمند مهارتهاي خاص خود است كه يكي از آنها كنترل عواطف و احساسات و استفاده درست از زبان و كلام به عنوان يك نعمت الهي است. انسانها در روند زندگي از طریق عوامل متفاوت، تحريكات گوناگوني را دريافت ميكنند و انواع احساسات به آنها دست ميدهد، اما نكته مهم اين است كه بايد با تعقل و تسلط به تفسير آنها بپردازند و هرگز اجازه دهند عوامل تحريك آميز، حالت عاطفي و فعاليت فكري آنها را مختل كنند. يك راه تسلط بر خويش و عواطف خود عادت به تفكر و تعقل است كه استمرار آگاهانه را در وجود ما استوار ميكند. با داشتن چنين خصيصهاي ميتوان هر روز تلاشي را با هدف مشخصي آغاز كرد و ادامه داد و در مقابله با هر رويداد پيش بيني نشدهاي آماده و هوشيار بود و همچنين در برابر وسوسههاي فراگير و عميق عوامل مختلكننده تاب و توان خود را بالا برد. ما در زندگي اگر بر فكر خود مسلط نباشيم همين قدرت فكر، ما را به بازي خواهد گرفت و اگر آن را در اختيار بگيريم بهترين دوستمان خواهد بود. البته با استفاده مطلوب از احساس هم ميتوانيم شاهد شكوفايي استعدادهاي زيادي در زندگي خود باشيم. بدون كمك احساس نميتوان به تلاش و حركت رسيد. كارل يونگ ميگويد: عواطفي را كه خيال ميكنيم منفي هستند فرياد به شمار ميروند كه ما را به تلاش و عمل دعوت ميكنند و بايد بدانيم احساساتي كه داريم موهبتي الهي، راهنما و حاميما هستند و ما را به عمل و اقدام وا ميدارند. پس اگر عواطف خود را سركوب كنيم و آنها را از صحنه زندگي خود بيرون برانيم يا اگر آنها را بزرگ كرده و اجازه دهيم بر ما مسلط شوند، در اين صورت يكي از سرمايههاي گرانبهاي زندگي خود را بر باد دادهايم. آگاه باشيم كه احساسات و عواطف از خومان سرچشمه ميگيرند و اين خود ما هستيم كه آنها را ميآفرينيم. انسان ميتواند در هر لحظه هر نوع احساسي را كه بخواهد در خويشتن ايجاد كند. برای مثال ما ميتوانيم تصميم بگيريم كه شاد باشيم و زندگي ارزشي و توام با آرامش را براي خويش و اطرافيان فراهم آوريم. در اين راستا زبان و كلمات ميتوانند باعث به وجود آمدن احساسات مثبت يا نگرانكننده باشند. كساني كه در استفاده از زبان قوي هستند به راحتي ميتوانند با بهره جستن از اين نعمت، خاطرات و تجربههاي خود را نه تنها براي ديگران بلكه براي خود به اشكال گوناگون جلوهگر سازند. ما اگر كلمات را عاقلانه انتخاب نماييم. آن وقت است كه نيروي عظيميدر اختيار ما خواهد بود. كلمات از مواهب شگفتانگيز خدادادي است. كلمات ممكن است شخصيتها را جريحهدار كند يا دل ما را بسوزاند يا اينكه عواطف ما را دگرگون نمايد و گاهي موجبات شادي و نشاط يا افزوني حركت و تلاشي در جهت تحقق خواستههاي انساني باشد. استفاده مطلوب و بجا از كلمات پراحساس ميتواند تاثير شگفتانگيزي بر روحيه ما و افراد ديگر بگذارد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان