5 مهر 1396, 15:44
دانى که خدا چرا تو را داده دو دست؟
من معتقدم که اندر آن سرّى هست
یک دست به کار خویشتن پردازى
بادست دگر ز بىکسان گیرى دست
دنیا، بسترى براى ساختن خانه آخرت است.
کار نیک، احسان به مردم، خدمت صادقانه به دیگران، لذّت بردن از کمک رسانى به محتاجان، ابزار و مصالحى است که «سراى آخرت» را براى انسان بنیان مىنهد و آباد مىسازد و این توفیقى است که در همه کس نیست و لطفى است الهى که بر دست برخى از بندگان شایسته جارى مىشود و به مردم مىرسد.
سیادت و سرورى نیز به فرموده حضرت رسول ـ صلى الله علیه و آله و سلم ـ در سایه خدمت به مردم و دلسوزى براى آنان است: «سیّد القوم خادِمُهم» [1]
گاهى بعضى از اعضاى بدن «بى حسّ» مىشود و هیچ درد و جراحت و آزارى را درک نمىکند. این «عصب مُردگى»، گاهى هم در اندام روح بشر پدید مىآید. آدمها هم گاهى «احساس» خویش را از دست مىدهند و از رنج دیگران و محرومیّت فقیران و نیازهاى نیازمندان، تأثر و و تألّمى در خود حسّ نمىکنند و عضوى جدا شده از پیکره جامعه مىشوند. این نیز نوعى «عصب مردگى انسانى» است.
اگر سعدى مىگوید: «بنى آدم اعضاى یک پیکرند ...»، الهام از فرموده حضرت رسول ـ صلى الله علیه و آله و سلم ـ است که آدمىزادگان را همچون اعضاى یک جسد دانسته که همه با هم پیوند دارند و «چو عضوى به درد آورد روزگار دگـر عضـوهـا رانمـانـد قـرار».
حال اگر با درد یک عضو، عضو دیگر احساس درد نکرد، یا جدا شده از آن پیکر است، یا دچار «بى حسّى» است، یعنى نوعى «مُردگى»!
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان