دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آزادی؛ در چارچوب شرع و قانون

No image
آزادی؛ در چارچوب شرع و قانون

آزادي؛ در چارچوب شرع و قانون

محسن امیریان

آزادی از مقولات کهنسال تاریخ بشر است که جایگاه نخست آن در نوشته‌ها و گفتمان اندیشمندان و فیلسوفان بوده است. آزادی موهبتی الهی است که انسان را از بدبختی‌های گوناگون نجات داده و به اوج کمال، عزت و رشد می‌رساند؛ زیرا توده‌های غیر آزاد و کشورها و جوامع وابسته هرگز شکوفا نمی‌شوند و نمی‌توانند از اسارت، عقب ماندگی، استعمار و استثمار، رکود اقتصادی و دهها مشکلات دیگر که همگی معلول و محصول وابستگی و عدم آزادی است، رها شوند.

بررسی تاریخ آزادی همچون سرنوشت خود آزادی، بسیار دردآور و اسفناک است! زیرا با بررسی وقایع تاریخی حتی عصر حاضر در می‌یابیم که ستمگران چه ستم‌ها را روا داشته‌اند و چگونه با جان و مال و ناموس و شرافت توده‌های مردم بازی کرده‌اند؟

قرآن مجید از وحشی گری‌های ستمگران بی منطق روزگار حکایت می‌نماید و پرده از جنایات دشمنان عدالت و دادگری بر می‌دارد. اگر این جنایات فاجعه آمیز در تحلیل تاریخی قرار گیرد، به این نتیجه خواهیم رسید که بخش اعظم آنها مبارزه با فرهنگ اصلاحی بود که پیامبران و دادگران خواهان آن بودند، ولی خواستند توده‌های ضعیف و ستمدیده را از یوغ استعمارگران نجات دهند.

در محیط آزاد، افکار مختلف به کار می‌افتد، انسان‌ها با تلاش و هماهنگی اهداف اجتماعی را پیش می‌برند، علم و صنعت را رشد می‌دهند و از عوامل خطرناک نفاق که محصول خفقان است در امان می‌مانند. فلسفه آزادی، خوشبختی است که توده‌های زیر پرچم آن، بدون نگرانی، نظرات خود را می‌گویند و با شرایطی به عمل می‌پردازند. در چنین جامعه‌هایی انفجارهای نفاق به صفر می‌رسد. دوست و دشمن با آرامش خاطر به بحث و مناظره می‌نشینند و به مشکلات سر و سامان می‌دهند و از رشد اقتصادی بهره‌مند می‌گردند و جامعه را از کید و نقشه‌های پشت پرده، محفوظ می‌دارند.

منظور از آزادی فرد معمولاً آزادی شخصی است. فرد باید حق داشته باشد اعتقادات خود را برگزیند، در ابراز این عقاید برای عموم آزاد باشد و بتواند بر اساس آنها عمل کند؛ البته تا جایی که با حقوق دیگران و چارچوب قوانین و نهادهای قانونی موجود سازگار باشد. اما اگر افراد بخواهند گروه‌های همفکر تشکیل دهند و به صورت دسته جمعی عمل کنند، به چیزی بیش از آزادی فردی نیاز خواهند داشت. در این صورت باید حقوقی نیز برای تشکیل سازمان‌های سیاسی و اتحادیه‌های کارگری داشته باشند و بالاخره در بیان عقاید خود و انتشار روزنامه نیز آزاد باشند. این قبیل آزادی‌ها را نباید با آزادی‌های فردی یکسان پنداشت، گر چه بدون آنها آزادی فردی به شدت محدود خواهد شد.‌

اقسام آزادی: امروزه داشتن حقوق فردی و آزادی‌های عمومی، از مولفه‌ها و شرایط پایه‌ای مردمسالاری و جامعه مدنی است. اهم حقوق فردی و آزادی‌های عمومی به شرح زیر آورده می‌شود.

حقوق حیات و آزادی تن: همه افراد بشر حق حیات دارند و هیچ کس نمی‌تواند این حق را از انسان سلب کند؛ مگر به موجب قانون، آن هم در زمینه‌های استثنایی اعمال می‌شود. داشتن امنیت، مصونیت مسکن، تعرض ناپذیری مکاتبه‌ها و آزادی رفت و آمد از جمله آزادی‌های فردی تلقی می‌شود.‌

آزادی اندیشه: این نوع آزادی دارای انواعی است که مهم ترین آنها از این قرارند، آزادی عقیده و آیین، آزادی بیان، آزادی آموزش و پرورش، آزادی اخبار و اطلاعات.

آزادی‌های اقتصادی و اجتماعی: این نوع آزادی به چهار دسته تقسیم می‌شود؛ مالکیت، آزادی بازرگانی و صنعتی، آزادی کار.

باید در نظر داشته باشیم که هر کدام از آزادی‌های فوق باید در چارچوب قانونی و شرعی خود عملکرد و فعالیت داشته باشند، یعنی فعالیت آنها باعث اخلال در فعالیت و حقوق دیگر افراد اجتماع و عام مردم نگردد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS